|
بعضی ها فکر می کنند برای فساد کردن در روی زمین باید کارخاصی کرد ، غافل ازاین که مصادیق فساد در روی زمین زیاد است وهر کسی می تواند فسادگر باشد.
بعضی از سوالاتی که ما در زندگی روزمره از طرف مقابلمان می پرسیم می تواند زمینه های فساد را فراهم نماید ، ممکن است هدف ما صرفا کسب اطلاع باشد، یا از روی کنجکاوی یا فضولی و... اما نمیدانیم چه آتشی به جان شنونده میاندازیم ! به نمونه های زیر دقت نمایید: زنی بچهای را به دنیا آورد، زن دیگری گفت : به مناسبت تولد بچهتون، شوهرت برات چی خرید ؟ هیچی !مگه میشه ؟! یعنی تو براش هیچ ارزشی نداری ؟! بمب را انداخت و رفت، ظهر که شوهر به خانه آمد، دید که زنش عصبانی است و .... کار به دعوا کشید و تمام. پدری در نهایت خوشبختی است، یکی میرسد و میگوید : پسرت چرا بهت سر نمیزند ؟ یعنی آنقدر مشغوله که وقت نمیکنه ؟! و با این حرف، صفای قلب پدر را تیره و تار میکند. جوانی از رفیقش پرسید : کجا کار میکنی ؟ پیش فلانی، ماهانه چند میگیری؟ ۵۰۰۰. همهش همین؟ ۵۰۰۰ ؟ چطوری زندهای تو؟ صاحب کار قدر تو رو نمی دونه، خیلی کمه ! یواش یواش از شغلش دلسرد شد و درخواست حقوق بیشتر کرد ، صاحب کار هم قبول نکرد و اخراجش کرد ، قبلا شغل داشت، اما حالا بیکار است. در طول روز خیلی سؤال ها را ممکن است از همدیگر بپرسیم؛ چرا نخریدی؟ چرا جهیزیه ات رو از فلان جا خریدی میرفتی فلان مجتمع بزرگ تجاری چرا نداری؟ یه النگو نداری بندازی دستت؟ چطور این زندگی را تحمل میکنی ؟ یا فلانی را؟ چطور اجازه می دهی؟ چرا پیاده اینور اونور میری مگه شوهرت ماشین نمیده دستت؟ چرا مراسم برگزار نمیکنید؟ این موارد همه، سخن گفتن به زبان شیطان است ، حواسمان باشد باعث شر در زندگی مردم. نشویم واقعا خیلی چیزها به ما ربطی ندارد! سعی کنیم کور ، وارد خانهی مردم شویم و کَر از آنجا بیرون بیاییم. یاعلی
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر ۱۳۹۷ساعت 5:13  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
پیامبر اعظم( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«محبوبترين كارها در پيش خدا كاري است كه دوام آن بيشتر است، اگر چه اندك باشد»(۱) یکی از چیزهایی که باعث دوام کارها می شود، آن است که انسان در تمام کارهایش ،رضای خدارا در نظر داشته باشد وهمواره برای رضای خدا کار نماید. یکی دیگر از چیزهایی که باعث دوام کارهاست ؛ گفتن ذکر بسم الله قبل از شروع تمام کارها است، ذکری که در جامعه ی امروزی مع الاسف کم رنگ شده است. ِلذا باید این مهم را در زندگی خود و دیگران نهادینه وعملی نماییم. به بچه ها این مهم را بیاموزیم . دقت داشته باشیم که اگر کارها با بسم الله شروع شود؛ رنگ خدایی می گیرد ، دوام دارد و باقی است، شیطان شریک عمل وآن کار نیست. (۱) نهج الفصاحه ص 167 ، ح 73
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:9  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
به این حکایت توجه کنید: مرد آسیابانی بود که هر کس گندمی را نزد او برای آرد کردن می برد، علاوه بر دستمزد پیمانه ای از آن را برای خود برمی داشت. مردم ده با وجود دزدی آشکارش، چاره ای نداشتند و فقط نفرینش می کردند پس از چندسال آسیابان مُرد و آسیاب به پسرانش رسید. شبی پیرمرد به خواب پسران آمد و گفت: چاره ای بیاندیشید که به سبب دزدی گندم های مردم از نفرین آنها در عذابم! پسران هر یک راه کاری ارائه دادند. پسر کوچک گفت:با مردم منصفانه رفتار کنیم و تنها دستمزد بگیریم؛ پسر بزرگتر گفت: اگر چنین کنیم مردم چون انصاف ما را ببینند، پدر را بیشتر لعن کنند که او بی انصاف بود. بهتر است هر کسی گندم برای آسیاب آورد؛ دو پیمانه از او برداریم. با اینکار مردم به پدر درود می فرستند و می گویند، خدا آسیابان پیر را بیامرزد؛ او با انصاف تر از پسرانش بود! پس چنین کردند و همان شد که پسر بزرگتر گفته بود! مردم همواره پدرشان را دعا میکردند . بعضی اشعار سعدی شیرازی ریشه در روایات دین مبین و برگرفته از روایات دین است ، سعدی شعری دارد که در آن شعرخطاب به بشر می گوید: ای بشر وقتی که تو به دنیا آمدی، همه خوشحال بودند وتو گریه وبی تابی می کردی، طوری دراین دنیا زندگی کن وبامردم خوب باش و خدمت کن که وقتی از دنیا می روی، تو خندان و خوشحال باشی و مردم گریان باشند. انسان همواره باید درمسیر بندگی وعبادت باشد و خدمت به خلق خدا هم نوعی عبادت است باید جوری با مردم رفتار کنیم که هم در زمان حیات وهم در زمان مرگ وبعد مرگ دعاگوی ما باشند واز خداوند برای ما طلب رحمت نمایند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:8  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
باید همواره سعی و تلاش ما این باشد که در زندگی با انسانهای خوب طرح دوستی بیندازیم و معاشرت نماییم ،انسانهایی که همواره افکار مثبت دارند و باعث رشد وکمال ما می شوند.
در علم روانشناسی قانونی هست که می گوید: "ما به محيطی گه دد آن هستیم عادت مي كنيم" لذا اگر در محیطی باشیم که انسان های بدبخت داخل آن باشند، به مرور زمان به بدبختی عادت می کنیم و بعد از مدتی فکر می کنیم که این امر طبیعی است. اگر در محیطی باشیم که انسان های عیب جو و غرغرو هستند، به مرور زمان در ما هم تاثیر می گذارد و عیب جو و غرغرو می شویم و بعد از مدتی آن را امری طبیعی می دانیم. اگر در محیطی باشیم که انسان های دروغ گو هستند ، در ابتدا از دستشان ناراحت شویم ولی در نهایت بعداز مدتی ما هم عادت می کنیمبه دیگران دروغ بگوییم و اگر مدت طولانی با چنین دوستانی باشیم، به خودمان هم دروغ خواهیم گفت.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:13  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
فقط وجود خداوند منان است که غنی وبی نیاز است ونیاز به هیچ چیز و کسی ندارد. بشر نیازمند و محتاج است وبرای حفظ کردن زندگی ، پیشرفت کردن و جهت حل مشکلات نیاز به مردم دارد و باید بامردم معاشرت داشته باشد. طبیعی است در این مساله با بعضی مراوده و معاشرت بیشتر دارد که تحت عنوان دوست از آنها یاد می شود. یکی از مهم ترین چيزهایي كه باعث خوشبختي و بدبختي انسان می شود ، دوستان انسان است، بنابراین انسان بايد دوستان خوب برای خود انتخاب نماید، دوستان خوب مثل عطار هستند که اگر با او نشستید اگر چه عطر از او نخرید معطر میشوید، ودوستان ناباب مثل آهنگر است که اگر بااو بنشینید اگر چه با او کار هم نداشته باشید آتش ودود او تورا هم در بر می گیرد.. وجود مقدس امير المؤمنين امام علی (عليه السلام) مي فرمايد: اَلصَّديقُ مَن كانَ ناهيا عَنِ الظُّلمِ و َالعُدوانِ مُعينا عَلَى البِرِّ وَ الحسانِ.(۱) دوست، كسى است كه انسان را از ظلم و تجاوزگرى باز دارد و بر انجام خوبى و نيكى يارى ودعوت كند. (۱) تصنیف غرر الحکم و دررالکلم ص415 ،ح9477
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:5  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
دنیا سه روز است:
دیروز که دیگر برگشت نمی کند. امروز که باید قدرش را بدانیم فردا معلوم نیست باشد یا نباشد پس اعتبار ندارد. تصور کنیم یک حساب بانکی داریم که هر روز صبح در آن ۸۶۴۰۰تومان به حسابمان واریز میشودو به ما می گویند تا آخر شب فرصت داریم تا همه ی آن ها را خرج کنیم،چون آخر وقت دیگر این اعتبار درحساب نیست و حساب خود به خود خالی میشود.در این صورت ما سعی می کنیم تا آخرین ریال آن را خرج کنیم ! حال هر کدام از ما یک چنین حساب بانکی داریم:بانک زمان. هر روز صبح ،در بانک زمان عمر ما ۸۶۴۰۰ثانیه اعتبار ریخته میشود وتا آخر شب می توانیم از آن استفاده نماییم وآخرشب این اعتباربه پایان می رسد و امکان هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از ان زمان به فردا اضافه نمیشود. هر لحظه گنجبزرگی است، قدر گنج های زندگی مان را بدانیم وگنج ها را مفت از دست ندهیم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:19  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
در روايات ما آمده است که مصيبت کربلا مصیبت عظيمي است. طبیعی است که ما واقعاً مصيبت هایي را که بر امام حسين (عليه السلام) وارد شده را درك نميكنيم. درفرازی از زيارت عاشورا آمده است : «مُصِيبَه مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِيتَهَا فِي الْإِسْلامِ» وجود مقدس امام عصر (علیه السلام ) مي داند كه به جدّش امام حسین( عليه السلام) ویاران وعزیزانش در كربلا چه گذشت. لذا مي فرمايد: «فَلَأُنْدِبَنَّكَ صَباحاً وَ مَساءً، وَ لَابْكينَّ لَكَ بَدلَ الدُّموعِ دَماً .... اي جد بزرگوار من! هر صبح و شام براي غربت شما ندبه ميكنم و عزاداري می کنم. اي جد بزرگوار عوض اشك خون گريه ميكنم. نقل است عالمي خدمت آقا امام زمان شرفياب شد. از حضرت اين سؤال را كرد. عرض كرد آقاجان من شنيده ام شما براي مصائب كربلا خیلی گریه می کنید . سؤال من اين است كدام مصيبت خيلي دل شما را رنج ميدهد؟ آيا مصائب عمويتان حضرت ابوالفضل آقا فرموده اند: اگر عمويم ابوالفضل هم باشد براي آن مصيبت گريه ميكند. آيا مصائب حضرت علي اكبر ؟ فرموده باشند: اگر علي اكبر هم باشد براي آن مصيبت گريه ميكند. براي مصائب جد غريبتان آقا اباعبدالله عليه السلام؟ فرمودند: اين مصيبت آنقدر سنگين است كه خود جدم هم براي اين مصيبت گريه ميكند. گفتند: آقا كدام مصيبت است كه خيلي دل شما را به درد آورده؟ ديدم آقا منقلب شدند، اشك مباركشان جاري شد. فرمودند: براي مصائب عمه ام زينب كبري. امان از دل زينب كه خون شد دل زينب راوي ميگويد: وقتي بي بي كنار گودي قتلگاه آمد، چنان ناله جانسوزي از دل بي بي زينب بلند شد، به خدا قسم، دوست و دشمن به غربت زينب گريه كردند. صدا زد خدايا اين قرباني را از آل پيامبر قبول فرما. از روي تعجب يك نگاهي به بدن قطعه قطعه برادر، صدا ميزند اي كشته آيا تو برادر زينبي؟ آيا فرزند مادر منی؟؟ برگرفته از پژوهشي در مقتلهاي فارسي
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۷ساعت 4:51  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
السلام علیک یا اخت ولی الله، یا بنت ولی الله یا عمه اولیاءالله.
همیشه طفل کوچک جا در آغوش پدر دارد من ویران نشین باشد سربابا در آغوشم فراق باب و سنگ اهل شام و خنده ی دشمن من آخر کودکم این بار سنگین است بردوشم فاطمه صغیره یا فاطمه بنت الحسین معروف به رقيّه خاتون ، دختر آخر امام حسين(علیه السلام) از مادري به نام ام اسحاق بنت طلحه بود. سن مبارك او را سه یا چهار سال دانسته اند. امام بسيار به او مهر مي ورزيد و او نيز به پدر، علاقه ي فراواني داشت. رقيّه به همراه پدر، برادران، عموها و ديگر خاندان نبوي راهي سرزمين كربلا شد. پس از شهادت امام و يارانش به اسارت كوفيان درآمده و سپس راهي شام شدند. رقيّه خاتون در شام، شب و روز در فراق پدر مي گريست و پدر را طلب مي كرد. معروف است كه در خرابه ي شام، پس از ديدن سَرِ بريده ي پدر و گفتگوي سوزناك با وي، لب بر لب هاي پدر نهاده و آن چنان گريسته كه بيهوش شد. وقتي كه او را حركت دادند، دريافتند كه از دنيا رفته است. حرم حضرت رقيه يكي از زيارتگاه هاي شيعيان در شهر دمشق پايتخت سوريه، در سیصد متري شمال شرقي مسجد مشهور اُموي واقع است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:3  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
حدیثی از کتاب شریف بحارالانوار درباب نشانه های یاران امام مهدی (علیه السلام ) انتخاب کردم که دوقسمت آن را در بخش های گذشته گفتم واکنون قسمت سوم را تقدیم عزیزان می نمایم.
قال الصادق (علیه السلام ): «مَنْ سُرَّ أَنْ يكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْينْتَظِرْ وَ لْيعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ» رئیس مکتب شیعه امام صادق ( عليه السلام)مي فرماید: هر كس كه دوست دارد از ياران و اصحاب امام زمان بشود، سه تا كار را بايد انجام بدهد. اول : «فَلْينْتَظِرْ» دوم: «ولیعمل بالورعَ» سوم:«وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاق» کسی که می خواهد ازیاران امام عصر باشد، غیر از منتظر بودن و عمل به ورع، باید مزین به محاسن اخلاقی باشد . باید در عمل، گفتار ،رفتار و کردار خود تجدید نظر نموده ، همه را همرنگ و طبق دستورات اخلاقی ودینی قرارداده و زمینه ساز ظهور حضرت باشد. وهرکس به اندازه ی توانش دراین برنامه جهانی مسئول است و باید در این زمینه تلاش نماید . وجود مقدس حضرت بعد ظهور نیاز به سرباز ویار دارد و درست کردن سرباز و یار با ماست. باید هم در گفتار ، هم در عمل به همه ثابت کنیم که با حضرت هستیم، دیگران وقتی محاسن اخلاق مارا دیدند خود عاشق و دلباخته ی حضرت می شوند و این جاست که به نقطه ی فرج و ظهور نزدیک شده ایم .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:7  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
حدیثی از کتاب شریف بحارالانوار درباب نشانه های یاران امام مهدی (علیه السلام ) انتخاب کردم که قسمت اول آن درقسمت قبل توضیح داده شد واکنون قسمت دوم آن را تقدیم عزیزان می نمایم.
قال الصادق (علیه السلام ): «مَنْ سُرَّ أَنْ يكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْينْتَظِرْ وَ لْيعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ» رئیس مکتب شیعه امام صادق ( عليه السلام)مي فرماید: هر كس كه دوست دارد از ياران و اصحاب امام زمان بشود، سه تا كار را بايد انجام بدهد. اول : «فَلْينْتَظِرْ» دوم: « وَ لْيعْمَلْ بِالْوَرَع َ» کسی که می خواهد ازیاران امام عصر باشد، غیر از منتظر بودن ، باید عمل به ورع نماید. ورع یعنی اینکه باید باتقوی باشد ، ورع یعنی ترک گناهان ومعاصی، از آنچه که گناه است ، موجبات خشم خدا رافراهم می نماید وانچه باید ترک شود اجتناب نماییم. مثلا در مجلس غیبت، تهمت، شراب و... نباشیم . و در این مجالس غایب باشیم و حضور نداشته باشیم. ورع یعنی انجام واجبات الهی ، آنچه خدا بر ما واجب کرده، آنچه در مسیر بندگی باید انجام شود، انچه که موجبات خوشحالی اورا فراهم می کند را انجام دهیم . ورع یعنی چشم گفتن به خوبیها و نیکی ها و نه گفتن به بدیها و زشتی ها .
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:2  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
حدیثی از کتاب شریف بحارالانوار درباب نشانه های یاران امام مهدی (علیه السلام ) انتخاب کردم که در سه قسمت تقدیم عزیزان می نمایم.
قال الصادق (علیه السلام ): «مَنْ سُرَّ أَنْ يكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْينْتَظِرْ وَ لْيعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ» رئیس مکتب شیعه امام صادق ( عليه السلام)مي فرماید: هر كس كه دوست دارد از ياران و اصحاب امام زمان بشود، سه تا كار را بايد انجام بدهد. اول : «فَلْينْتَظِرْ» باید همواره منتظر آن مصلح كل، همه كاره عالم، كه همه موجودات، همه انبياء واوصیاء منتظر آمدن آن شخصيت بودند و هستند، باشد. دقت کنید : وقتی کسی منتظر کسی هست ، مثلا قراربوده ساعت فلان پیش او باشد، وقتی ساعت فلان شد و طرف نیامد ، دل انسان هزار راه می رود ، دلواپس می شود که چرانیامد؟ چرا دیر کرد؟ قرار بود تا این لحظه بیاید، لذا درصدد تماس با او بر می آید، از دیگران سراغ او را می گیرد و تا خبری از او به دستش نرسد آرام وقرار نمی گیرد. این معنی واقعی انتظار است ، ما باید این طوری منتظر وجود آن حضرت باشیم و لحظه ای از ان عزیز غافل نباشیم. متاسفانه زندگی دنیا؛ زرق وبرق ها ؛چشم وهم چشمی ها و تجملات مردم را اسیر کرده و هیچ کس به فکر انتظار و منتظر حضرت نیست، لذا تا وقتی این مهم محقق نشود مصلح کل نمی آید .
+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:6  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
هفتم: روشن ساختن حقانیت اسلام
درسفرکربلا همراه با امام حسين (عليه السلام ) تعداد هفتاد و دو نفر، بیشتر یا كمتر بودند، ولي اين تعداد قليل ارزش قيام و مقام امام و اصحاب را نمي كاهد انسانهاي روشن بين به ايمان و آرمانها تكيه مي كنند به كمي و زيادي جمعيّت اهميت چندان نمي دهند. امام با همان تعداد قليل، اسلام را از چنگال بني اميّه، خارج و حق و حقيقت اسلام را با خون خود ویارانش روشن نمودند. هشتم: زنده نمودن فلسفه جهاد در اوايل اسلام مسلمين براي حفظ اسلام ميجنگيدند و هدفشان از جهاد فقط خشنودي خدا و نجات مردم ازجهالت و بت پرستي بود، ومتاسفانه با مرور زمان اين هدف تبديل به منفعت مالي و كشورگشايي شده بود، امام قيام نمودند تا مفهوم حقیقی جهاد دوباره زنده شود، يزيد جهاد را به نفع خود و براي استحكام حكومت خود قرار داده بود، امام جهاد را براي اجراي قانون الهي و براي از بين بردن حكومت طاغوت و فقط براي رضاي خداوند انجام داد .
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:0  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
چهارم: تشكيل حكومت اسلامي
حفظ و گسترش ارزشهاي ديني و اخلاقي بدون اجرای حكومت اسلامي امكان ندارد وبدون حکومت عدالت مهیا نمی شود، لذا انبیاء و ائمه اطهار (عليهم السلام) نهایت تلاش خودرا براي تشکیل حكومت اسلامي به کار بستند امام نیز یکی از اهدافش تشکیل همین مهم بود. پنجم: زنده كردن سيره نبوي و علوي معاويه ویزید در زمان حکومت کاری کرده بودند که سيره ی پاك مصطفي و مرتضي از اذهان مردم پاك شده بود و مردم آن را فراموش کرده بودند، لذا امام قيام كردند تا دوباره اين سيره زنده شود . با قیام امام سيره محمدي احيا شد و تا امروز و تا قیامت اسلام باقي است . امام فرمودند: «أسير بسيرة جدّي و أبي علي بن ابي طالب»، من احياگر سيره عملي جدم حضرت محمد مصطفي صلّي الله عليه و آله و سلّم و پدرم علي مرتضي عليه السلام هستم. ششم: مقاومت در برابر هجوم طاغوت امام با مقاومت در برابر یزیدیان به جامعه نشان داد که باید در مقابل زورگویان دنیا همواره مقاومت وایستادگی نموده و تن به ذلت ندهیم.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:12  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
دوم: اجرای امر به معروف و نهي از منكر
جامعه اسلامی بدون امر به معروف و نهي از منكر به مقام والا نميرسد. خداوند در قرآن كريم امر به معروف و نهي از منكر را يكي از بزرگترين شاخصه هاي اهل ايمان و مؤمن واقعي معرفي ميكند. «كساني كه به خدا و روز قيامت ايمان مي آورند و امر به معروف و نهي از منكر ميكنند و در انجام كارهاي نيك پيشي ميگيرند آنها از صالحانند» پيامبر اعظم( صلّي الله عليه و آله و سلّم )درباره اهميت این مهم چنين مي فرمايد : «من امر بالمعروف و انهي عن منكر فهو خليفة الله في الارض و خليفة رسول الله»[1] كسي كه امر به معروف و نهي از منكر كند جانشين خداوند در زمين و جانشين رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم هست. طبیعی است امام حسين( عليه السلام) امام وقت نمي تواند در برابر بدعتها، انحراف های دستورات الهي ساكت بماند. امام مي فرمايد: «اللهم هذا قبر نبيك محمّد و انا ابن بنت نبيك و قد حضرني من الامر ما قد علمت اللهم إنّي احب المعروف و انكر المنكر»[2] خداوندا اين قبر پيامبر تو حضرت محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم است و من هم فرزند دختر او هستم از آنچه براي من پيش آمده تو آگاهي خداوندا! من معروف را دوست دارم و از منكر بيزارم. همچنین امام خطاب به برادر محمّد حنفيه چنين مي فرمايد: «اريد ان امر بالمعروف و انهي عن المنكر.»[3] سوم: مبارزه با فساد اخلاقي یک فساد اخلاقي به پشتيباني وحمایت حكومت بني اميّه در زمان امام گسترش پيدا كرده بود،لذا امام درصددمبارزه به آن برآمد. امام در مدينه خطاب به والي بني اميّه چنين ميگويد: «و يزيد شارب الخمر معلنّ بالفسق و مثلي لا يبايع مثله» يزيد شراب خوار و دلداده فسق و فجور هست من حسين فرزند پيامبر، هيچ وقت نمي توانم با او بيعت كنم و كارهاي غير اخلاقي او را مشروعيت ببخشم. [1] مجمع البیان طبرسي، ج3، ص484 [2] بحارالانوار، ج44، ص327 [3] بحارالانوار، ج44, ص329
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 3:36  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
شخصیت والای امام حسين (عليه السلام ) در همه امور مظهر خداوند بود(علم امام، طهارت امام، ايثار امام، اخلاق امام و...)
قيام ایشان نیز داراي مقاصد و اهدافي بود. قیام و شهادت امام بود که حكومت بني اميّه را به لرزه درآورد. دراین مقوله سعی بنده براین است که در چند قسمت اهداف قيام امام حسين( عليه السلام)راتقدیم عزیزان بنمائیم. اول: اصلاح جامعه يكي از اهداف قيام امام اصلاح امت پيامبر اعظم بود . طبیعی بود جامعه اسلامي بعد رحلت پیامبر در طول ۵۰ سال چقدر انحراف پيدا كرده بود و حكومت بني اميه مركز اين انحراف بود. بنابراين امام حسين عليه السلام در هنگام خروج از مدينه چنين فرمودند: «انّي لم أخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً إنمّا خرجت لطلب الاصلاح في أمّة جدي»[۱] امام براي گردش و تفريح و براي راه اندازی فساد و ظلم از مدینه خارج نمی شود، بلكه فقط براي اصلاح امت جدشان قيام فرمودند. امام دربیانی ديگر حركت خويش را براي آشكار ساختن معالم دين و اظهار اصلاح در شهرها و امنيت يافتن مظلومان و عمل به فرائض و سنن و احكام الهي اعلام کرده است. امام مي فرمايد: پروردگار! تو مي داني آنچه از من انجام مي شود براي رقابت به دست آوردن قدرت يا رسيدن به ثروت نبوده بلكه نشانه هاي دين تو و معيارهاي اسلامي را به مردم نشان دهم و اصلاح را در بلاد تو ظاهر كنم. بنابراین امام حسين( عليه السلام) احساس وظيفه كرد و براي اصلاح جامعه قيام نمود و براي رسيدن به اين هدف والا، خود و فرزندان و اصحاب را در راه خداوند قربانی نمودند. (۱) بحارالانوار ج44 ص 329
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 4:59  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
یکی از عواملي كه در آمرزش گناه نقش بسيار مؤثر دارد و روايات زیادی از معصومين (عليهم السلام) درباب ان داریم ؛ عزاداري و گريه بر مظلوميت امام حسين ( عليه السلام) مي باشد.
امام رضا (عليه السلام) فرمود: روز عاشورا روز امام حسين (عليه السلام )است، روزي است كه دل هاي ما را آتش زده و اشك ما را جاري ساخته است. «فعلي مثل الحسين فليبك الباكون، فان البكاء عليه يحط الذنوب العظام»، «يابن شبيب ان بكيت علي الحسين حتي تصير دموعك علي خديك غفرالله لك كل ذنب أذنبت صغيراً كان او كبيراً قليلاً كان او كثيراً». اي پسر شبيب، اگر بر امام حسين گريه كني تا اشك چشمت بر صورتت جاري شود، خداوند گناهان تو را مي آمرزد؛ كوچك باشد يا بزرگ، كم باشد يا زياد.[۱] وقتي رسول خدا( صلي الله عليه و آله) جريان شهادت امام حسين (عليه السلام )و مصيبت هايي كه بر او وارد مي شود، به حضرت زهرا( عليهاسلام ) خبر داد، حضرت گريه كرد و عرض كرد: اين مصيبت چه زماني صورت خواهد گرفت؟ رسول خدا فرمود: زماني كه نه من هستم و نه تو و نه علي. گريه حضرت زهرا بيشتر شد و عرض كرد: پس چه كسي برحسينم مي گريد و اقامه عزا مي نمايد؟ رسول خدا فرمود: زنان امت من بر زنان اهل بيت و مردان امت من بر مردان اهل بيت گريه مي كنند. اين گريه و عزاداري نسل به نسل تجديد مي شود و هر سال انجام مي شود. وقتي روز قيامت شد، تو زنان امت مرا شفاعت مي كني، من نيز مردان آنان را. هر كس بر حسين عليه السلام و مصيبت هاي او گريه كند، دستش ر ا گرفته، وارد بهشت مي نماييم. آن گاه فرمود: «يا فاطمه، كل عين باكية يوم القيامة الا عين بكت علي مصاب الحسين فإنها ضاحكة مستبشرة بنعم الجنة».[۲] هر چشمي روز قيامت گريان است، مگر چشمي كه بر مصيبت هاي حسين عليه السلام گريه كرده باشد، اين چشم روز قيامت به نعمت هاي بهشتي شادمان است. [۱] بحارالانوار ج98 ص112 ؛ امالي صدوق ص111؛ عيون اخبار الرضا عليه السلام ج1 ص233 [۲] بحارالانوار، ج 44، ص 293
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 6:39  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
خداوند متعال به گردن همه ی ما حق دارد وحق او این است که همه ی ما باید بندگی کنیم ودر مسیر حق وحقیقت قدم برداریم . بندگی خداوند به دو چیز است: انجام واجبات الهی و ترک گناهان و خداوند همین دو را از ما توقع دارد.
بنده چند توصيه اول به خودم وبعد خدمت شما عزیزان عرض می کنم که برگرفته از روایات دین است : 1) حواسمان باشد هيچ گناهي را كوچك نشماريم. 2) هرروز در ابتداي روز با خداوند شرط كنيم كه گناه نكنيم و در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشيم و در پايان روز از خويش حساب بكشيم. اگر از عملكرد خويش راضي بوديم، خداي را شكر کنیم و در صورتي كه راضي نبوديم، درصدد جبران برآییم. 3). یادمان نرود كه همواره در محضر خداي بزرگ هستيم، اواز ظاهر و باطن شما آگاه است. 4) از خداوند با دعا کردن یاری بجوييم. 5) اعمال و عادات نيكو را جايگزين رفتار ناپسند نماييم. 6) مطالعه كتب اخلاقي را فراموش نكنيم.
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:15  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
درقسمت قبل به پيامدهاي خطرناك گناه اشاره کردم دراین قسمت به راهكارهايي كه با انجام آنها مي توانيم زمينه هاي گناه را از بين ببريم اشاره می کنم :
1- كنترل چشم: انسان تاحد امكان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نمايد. امام صادق( عليه السلام )فرمود: نظر دوختن تيري مسموم از تيرهاي ابليس است و چه بسا نگاهي كه حسرت درازمدتي را (در دل) به ارث بگذارد»[۱] 2- كنترل گوش: بايد انسات از شنيدن چیزهایی كه ممكن است به حرام منجر شوند پرهيز نماید. مانند موسيقي حرام، صداي شهوت انگيز نامحرم و... 3- كنترل زبان: انسان باید مواظب زبانش باشد. رسول اكرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمودند : «أكثر خطايا ابن آدم في لسانه»[۲] بيشتر گناهان فرزند آدم از زبان اوست. 4- ترك هم نشيني با دوستان ناباب امام سجاد( عليه السلام ) فرمودند : از همراهي و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج كس حذرکن: كذاب، گناهكار، بخيل، احمق و كسي كه قطع رحم كرده است.[۳] شخصيت و موقعيت هر كس را از طريق همنشينانش مي توان محك زد. بنابراين براي پرهيز از گناه و لغزش نبايد با كساني كه گناه مي پراكنند، معاشرت نمود . 5- ترك فكر گناه: انسان باید سعي نمايد فكر گناه را به فکر و ياد خدا تبديل نماييد. 6- اشتغال به برنامه شبانه روزي: انسان باید شبانه روز خود را با برنامه ريزي صحيح و متناسب وضع روحي و جسمي خود پر كند و هيچ ساعت بيكاري نداشته باشد تا نفس او را مشغول كند. در اوقات بيكاري وسوسه هاي نفس و شيطان به سراغ انسان مي آيد و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مي كشاند .بيكاري مساوي است با بيماري و هم نشيني با شيطان. لذا هرگز بیکارنباشید. 7- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواي حيواني و شهواني انسان را تضعيف مي كند اگر قواي شهواني ضعيف گشت قهراً فكر گناه هم كم رنگ مي شود. امام صادق (عليه السلام )فرمودند: هرگاه شكم پر شود طغيان مي كند.[۴] مفهوم كلام حضرت اين است، شكم اگر پر نشود طغيان نمي كند و بهترين راه جلوگيري از طغيان نفس در اثر پرخوري، همان روزه گرفتن است. 8- ورزش: هر روز برای انسان انجام ورزش لازم است البته آن ورزش هايي باشد كه براي بدن ضرري ندارد مثل نرم دويدن و نرم طناب زدن و انجام حركت هاي كششي. 9- دوري کردن از محيط تحريك كننده به گناه براي آنكه انسان به گناه آلوده نشود سعي كند از محيط گناه و يا از شرايطي كه خود زمينه ساز گناه است دوري گزيند، نزديك منطقه خطر نرود در حالت عادي كناره گرفتن چندان دشوار نيست اما اگر نزديك موضع خطر شد، غضب و شهوت بر انسان غلبه كرد، آن گاه كنترل مشكل مي شود. براي در امان ماندن از سقوط لازم است انسان از ابتدا به اين موقعيت ها نزديك نشود. راحت ترين راه گناه نكردن، در محيط و فضاي آلوده وارد نشدن در آب گناه مسموم كننده است. واقع شدن در فضاي آلوده به گناه، مثل واقع شدن در محيطي آغشته به بيماري واگير است. آثار مخرب آن اجتناب ناپذير است. [۱] سفينة البحار، شيخ عباسي قمي [۲] نهج الفصاحه ص222 [۳] سفينة البحار، شيخ عباسي قمي [۴] المحجة البيضاء، ملا محسن فيض كاشاني
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 4:59  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
چهارم : آثار و پيامدهاي گناه را بشناسيم . پيامدهای فردي و اجتماعي گناه عبارتند از: 1. انسان ابزار فهم را ازدست می دهد. قران كريم مي فرمايد: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً»[1] آنان كساني اند كه كوشششان در زندگي دنيا به هدر رفته و خود مي پندارند كه كار خوب انجام مي دهند. «أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلي عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلي سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلي بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ»[2] پس آيا ديدي كسي را كه هوس خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانيده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر ديده اش پرده نهاده است؟ آيا پس از خدا چه كسي او را هدايت خواهد كرد؟ آيا پند نمي گيريد؟ در اثر هواپرستي كار انسان به جايي مي رسد، در عين حال كه علم دارد، چشم و گوش دارد، اما نمي داند و نمي بيند و نمي شنود. خدوند بر گوش و قلب اينها مهر نهاده و بر چشمشان پرده افكنده است. آنها گوش، چشم و قلب كه ابزارهاي فهم و شناخت هستند به خاطر گناه و معصيت، از دست داده اند. 2. انسان منجربه کفر می شود. برخي از گناهان با ايمان سازش ندارند، موجب كفرورزي انسان مي شود. اصرار برگناه و ارتكاب پي در پي گناه سبب مي شود كه انسان روز به روز از ايمان و تقوا دور شده و سرانجام به آخرين مرحله معصيت كه همان كفر است مي رسد. 3. انسان دچار خودفراموشی میشود. فراموش كردن خدا كه يكي از گناهان مي باشد، سبب خود فراموشي مي شود؛ زيرا از يك طرف فراموشي خداوند سبب مي شود كه انسان در لذتهاي مادي و شهوات حيواني فرو رود، و هدف آفرينش خود را به فراموشي بسپارد و از طرف ديگر فراموش كردن خدا با فراموشي صفات هستي بخش بودن، خالق و رازق بودن او همراه است. اين فراموش كاري موجب مي شود كه انسان خود را مستقل و بي نياز دانسته ، واقعيت و هويت انساني خويش را فراموش كند. بنابراين، از بزرگترين بدبختي هاي انسان خود فراموشي است، زيرا انسان ارزشها و استعدادها و لياقت هاي ذاتي خود را به دست فراموشي مي سپارد. چنين انساني تا سرحد حيوانيت سقوط مي كرده و تمام همتش جز خوردن، خوابيدن و شهوت راني چيز ديگري نخواهد بود. 4. توفيق عبادت از انسان سلب میشود. كمال و سعادت انسان در اثر بندگي پروردگار حاصل مي شود. انجام گناه باعث مي گردد كه توفيق عبادت انسان سلب شود، گناه با انسان كاري مي كند كه با خدا دشمن و با غير او دوست مي شود. 5.انسان زشتی و گناه را زيبا می بیند. هنگامي كه قبح و زشتي گناه در نظر انسان از بين رفت، ديگر توبه در كار نيست، زيرا توبه هنگامي است كه انسان به پستي گناه واقف باشد . انجام گناه موجب مي شود كه انسان نه تنها گناه را بد نمي داند بلكه به خوبي آن باور پيدا مي كند. 6.خداوند به گناهکار امهال واستدراج می دهد. خداوند به گناهكار مهلت داده و او را به حال خود وامي گذارد، كيفر او را به تأخير مي اندازد تا او را سخت تر عذاب كند. در استدراج خدا به فرد گناهكار امكانات مي دهد و پيوسته اين امكانات را افزايش مي دهد و او به تدريج به طرف گناه پيش مي رود، تا ناگهان به عذاب سخت الهي دچار مي گردد. 7.گناه موجب بدنامي انسان می شود انجام گناه موجب مي شود كه گناهكار در ميان مردم بي اعتبار گردد. 8. نعمت از انسان زائل می گردد. گناه از اسبابي است كه نعمت هاي الهي را از انسان سلب مي كند از اين جهت است كه اميرمؤمنان عليه السلام مي گويد «اللهم اغفرلي الذنوب التي تغير النعم». 9. بلا بر انسان نازل می شود. وقتي گناه فروان شد، موجب خشم خداوند شده و خشم خدا باعث نزول بلا مي گردد. انسان گاهي گناهي مي كند و در اثر آن دچار بلا و سختي مي شود مانند از بين رفتن ثروت، آفت افتادن در زراعت و كشت و كار، مرگ نزديكان، امراض جسماني و امثال اين ها و گاهي انسان در اثر گناه گرفتار بلاهاي طبيعي مي شود مانند: سيل، زلزله، طوفان، كم باراني و يا بارش زياد و مضر. 10. قحطي و خشكسالي برای انسان پیش میاید. 11. بي اعتمادي و ناامني برای انسان ایجاد می شود. خداوند در قران كريم مي فرمايد: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ»[3] و خدا شهري را مثل زده است كه امن و امان بود و روزيش از هر سو فراوان ميرسيد، پس ساكنانش نعمتهاي خدا را ناسپاسي كردند، و خدا هم به سزاي آنچه انجام ميدادند، طعم گرسنگي و هراس را به مردم آن چشانيد. در جامعه ای که به گناه آلوده باشد، بي اعتمادي و ناامني حاكم مي شود، گناهكار همه را مانند خود مي پندارد و به همه بدبين مي شود، جامعه آلوده به غيبت هرگز روي وحدت و يگانگي را نخواهد ديد، زيرا تعاون و همكاري در هدفهاي مقدس و متعالي بر پايه اعتماد مردم به يكديگر امكان پذير است. در جامعه كه عيوب مردم فاش مي شود حسن ظن به مردم از بين مي رود و جامعه گناه آلود به فساد و تباهي سوق داده مي شود و خداوند عاقبت درد ناك آنها را در آيه فوق به خوبي گوشزد كرده است. 12. فساد در جامعه زیاد شده ورواج پیدا می کند. اگر دین اسلام با انجام گناهان مخالف است، فلسفه اش اين است كه در نتيجه ، جامعه آلوده مي شود و اين نه تنها موجب جرأت گناهكار مي گردد، بلكه کسانی كه كم ايمان هستند، نسبت به ارتكاب گناه جرآت پیدامی کنند. [1] سوره كهف/104 [2] سوره جاثيه / 23 [3] سوره نحل / 112
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:2  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
عوامل و ريشه هاي گناه از منظر قرآن وروایات:
1. جهل و ناداني: امام علي( عليه السلام) فرمود: «الجهل فساد كل امر»[۱] ريشه گناهان جهل و ناداني است. جهل به خويشتن، جهل به خدا، جهل به احكام خدا، جهل به آثار و پيامدهاي اعمال ناشايست، جهل به هدف آفرينش و... 2. پيروي از هواي نفس: پيروي از هواي نفس از ريشه هاي گناهان است، . امام علي( عليه السلام) مي فرمايد: «فَأَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَي فَيَصُدُّ عَنِ الْحَق»[۲] پيروي از هواي نفس انسان را از حق باز مي دارد. 3. حب دنيا، ريشه بعضی گناهان دوست داشتن دنياست. پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم مي فرمايد: «حُبُ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ مِفْتَاحُ كُلِّ سَيِّئَةٍ وَ سَبَبُ إِحْبَاطِ كُلِّ حَسَنَة»[۳] محبت و دلبستگي به دنيا نه تنها ريشه گناهان و بديها ست بلكه نيكي هاي انسان را نيز نابود مي سازد. ۴.خشم وغضب: بسياري از گناهان از آتش غضب شعله ور مي شود. اگر انسان با حلم، تحمل و بردباري آن را خاموش نكند خانه زندگي انسان را مي سوزاند. امام صادق (عليه السلام) فرموده است: «الْغَضَبُ مِفْتَاحُ كُلِّ شَرّ»ٍ[۴] غضب كليد هر بدي است. سوم : انواع گناه را بشناسيم برطبق قرآن و روايات گناه دو قسم است : گناهان كبيره (بزرگ) و گناهان صغيره (كوچك) گناهان کبیره : الكبائر التي اوجب الله عليها النار. گناهان كبيره، گناهاني را گويند كه خداوند، دوزخ و آتش جهنم را بر آنها مقرر نموده است.[۵] [۱] ميزان الحكمه ج2 ص152 [۲] نهج البلاغه خطبه 42 [۳] ارشاد القلوب ج1ص21 [۴] ارشاد القلوب ج1ص177 [۵] كافي، ج 2، ص 276
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:2  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
به آیه شریفه زیر توجه فرمایید:
خداوند در قرآن سوره نور فرموده است : «فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ» مطلبی که از آيه شريفه فهمیده میشود این است که گناه کردن و تخلف از قوانين الهي، عامل بدبختي ، شقاوت ، منشأ آفات و مصيبت هاي بي شمار در دنيا ، موجب خشم الهي و عامل خواري در آخرت مي گردد، حال بحث ما درباره این مطلب است كه چه کار كنيم تا گناه نكنيم؟ برای این مهم باید چند مطلب را درنظرداشته باشیم: اول: گناه را کامل بشناسيم . هر گونه كاري كه برخلاف فرمان خدا و پيامبر اكرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) باشد گناه است. دوم : منشأ گناه را بشناسيم. منشأگناه ، سه قوه است : قوه شهويّه: انسان را به افراط در لذت خواهي نفساني، وادارمی کند. قوهّ غضبيّه: انسان را به ظلم، آزار رساندن و تجاوز، وادار مي كند. قوهّ وهميّه: تكبر و روح خودخواهي را در انسان زنده مي كند و او را به گناهان بزرگي مبتلا مي سازد. طبیعی است که نيروي غضب براي دفاع ونیروی شهوت براي بقاي نسل و نیروی وهم براي حفظ عزت لازم است، ولي اگر اين غرايز طغيان كنند، موجب بروز جنايات ويرانگر و انحرافات جنسي و بي عفتي خواهند شد. نتيجه: اگر بخواهيم وجود خويش را ازگناه ، حفظ كنيم، راهي جز كنترل غرايز و تمايلات نفساني نداریم.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر ۱۳۹۷ساعت 4:55  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
12 - حضرت داود و حضرت سليمان (عليهما السلام) در نزد خداوند از منزلت ويژه اي برخوردار بودند . خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «وَ إِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَي وَ حُسْنَ مَآبٍ» (۱) امام حسين (عليه السلام) نيز در نزد خداوند از منزلت بالاتري برخوردار است: «انّ لك درجه لا تنالها الّا بالشّهادۀ» (۲) 13 - حضرت ايوب و سليمان( عليهما السلام) هر دو از بهترين بندگان خدا بودند . جمله «نعم العبد انّه اوّاب» درباره هر دو بزرگوار بيان شده است. امام حسين (عليه السلام )نيز از بهترين بندگان خداوند است. 14- حضرت ايوب( عليه السلام) صابر بود . خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً» (۳) امام حسين (عليه السلام )نيز صابربود. آن حضرت فرمود: «نصبر علي بلائه» (۴) 15 - حضرت يعقوب (عليه السلام) در فراق يك فرزند صبر جميل كرد. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعَانُ»(۵) امام حسين (عليه السلام) در شهادت 72 تن صبر جمیل کرد. (۱)سوره ص 25 و 40 (۲) نفايس الأخبار، ص21 به نقل از ابن شهرآشوب. (۳)سوره ص 44 (۴) كشف الغمه ج2 ص29 (۵) سوره يوسف 18
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:5  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
7- انبیاء مردم را دعوت به عبادت خدا می نمودند. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّهٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ»(۱) «وَ إِلَي عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً قَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ» (۲) همين مضمون از حضرت صالح و لوط عليهما السلام نيز نقل شده است. (۳) امام حسين (عليه السلام) نيز مردم را به عبادت خدا دعوت ميكرد. 8- خداوند به حضرت زكريا( عليه السلام )ذريه طيب عنايت كرد. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «رَبِّ هَبْ لِي مِن لَدُنْكَ ذُرِّيَّهً طَيِّبَهً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ* فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَهُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمَحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَي مُصَدِّقاً بِكَلِمَهٍ مِنَ اللَّهِ» (۴) خداوند به امام حسين( عليه السلام) نيز ذريه طيبه عنايت كرد و سلسله عظيم الشأن امامت را دروجود آن امام قرارداد. 9 - حضرت آدم خليفه خدا است. خدا وند در قرآن كريم مي فرمايد: «إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَهِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَهً» (۵) امام حسين (عليه السلام ) نيز خليفه خدا بلكه حجت او است. 10 - حضرت سليمان خواهان رضاي حق بود. خدا وند در قرآن كريم مي فرمايد: «قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَي وَالِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحاً تَرْضَاهُ» (۶) امام حسين عليه السلام نيز خواهان رضای خدا بود آن حضرت فرمود: «رضي الله رضانا اهل بيت». (۷) 11- حضرت داوود و سليمان بر بسياري از مردم فضيلت داشتند از اين رو سپاسگزار خداوند بودند خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «وَ لَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ وَسُلَيْمَانَ عِلْماً وَقَالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنَا عَلَي كَثِيرٍ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ» (۸) امام حسين( عليه السلام) نيز نه تنها بر مردم بلكه بر همه انبياء غير از پيامبر اكرم فضليت دارد، به همين خاطر سپاسگزار خداوند بود. (۱) سوره نحل 36 (۲) سوره اعراف 65 (۳) سوره شعراء 161 (۴)سوره آل عمران 38- 39 (۵) سوره بقره 30 (۶) سوره احقاف 15 (۷) كشف الغمه ج2 ص29 (۸)سوره نمل 15
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:0  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
درقسمت قبل گفتیم که امام حسین(علیه السلام) وارث پیامبران است و همه كمالات و فضائلي كه در قرآن كريم براي پيامبران الهي بيان شده است، از جمله: عصمت و طهارت نفس، آگاهي از غيب، ولايت تكويني، زهد، اخلاص، شجاعت، صبر، توكل، يقين، احسان، وفاي به عهد، رضا و تسليم، تواضع و فروتني، عزت نفس، بذل و بخشش و ... در مورد امام حسين( عليه السلام )نيز مي توان يافت. 1- انبياء از خداوند خوف داشتند. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد : «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لَا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ كَفَي بِاللَّهِ حَسِيباً» (1) امام حسين(عليه السلام) نیز از خداوند خوف داشتند.آن حضرت در دعاي عرفه ميگويد: «اللّهم اجعلني اخشاك كأنّي أراك» 2- انبيا داراي علم غيب بودند. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «إِلَّا مَنِ ارْتَضَي مِن رَّسُولٍ» (2) امام حسين(عليه السلام) نيز داراي علم غيب بود. به طور مثال حضرت ميدانست او را به شهادت ميرسانند، به همين خاطر امام مي فرمايند: «و لكن اعلم علماً انّ هناك مصرعي و مصرع اصحابي لاينجوا منهم الّا ولدي علي» (3) 3- انبياء داراي صبر و توكل بودند. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «وَ مَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَي آذَيْتُمُونَا» (4) امام حسين (عليه السلام)نیز صبر وتوکل داشتند .آن حضرت فرمود: «صبراً علي بلائك» و نيز فرمود: «انت ثقتي في كل كرب» (5) 4 - انبياء هدايتگر مردم و بنده خدا بودند. خداي متعال در قرآن كريم مي فرمايد: «وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَ إِيتَاءَ الزَّكَاهِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ» (6) امام حسين (عليه السلام) نیز چراغ هدایت و بنده خدا بود. آن امام فرمود: «انّي احبّ الصّلوۀ و تلاوۀ كتابه و كثرۀ الدّعاء و الاستغفار» «انّ الحسين مصباح الهدي و سفينۀ النّجاۀ» (7) 5- انبياء داراي اخلاص بودند. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ* إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ» (8) امام حسين عليه السلام نيز داراي اخلاص بود. 6-انبیاء مردم را دعوت به تقوا می کردند. خدا وند در قرآن كريم مي فرمايد: «إِذْ قَالَ لَهُمْ ّأَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ* إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ* فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ» (9) همين مضمون از هود، صالح، لوط و شعيب عليهم السلام نيز بيان شده است. (10) امام حسين(عليه السلام) نيز مردم را دعوت به تقوا مي كرد. ّ (1) سوره احزاب 39 (2) سوره جن 27 (3) بحار ج44 ص364 (4) سوره ابراهيم 12 (5) بحار ج45 ص4 (6)سوره انبياء 73 (7) بحار ج94 ص184 (8) سوره ص 82- 83 (9)سوره شعراء 106- 108 (10) سوره شعراء 124- 161
+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:1  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
امام حسين (عليه السلام ) شخصيتي است كه دين اسلام را تا قيامت صحيح و سالم نگه داشته، ایشان به عنوان سردار و سالار جوانان بهشت ، چراغ هدايت، كشتي نجات و وارث پيامبران است.
در زيارت وارث، امام حسين( عليه السلام) وارث پيامبران بزرگ الهي معرفي شده است . علامه مجلسي عليه در بحار الانوار جلد۴۴ نقل مي كند : «ما مِن نَبيٍّ إلّا و قَد زارَ كربَلا» امام حسين (عليه السلام) تنها وارثي است كه پيامبران، كربلاي او را زيارت كردند؛ و در عزاي او اشك ماتم ريختند و پيروانش آرزوي شهادت در محضرش را داشتند. «يا لَيتَني كُنتُ مَعَهم فَأَفوزُ فَوزاً عَظيماً». امام حسين تنها امامي است كه در دعاي توسل تعبير به «ايّها الشّهيد» شده است. شيخ مفيددر کتاب ارشاد مي نويسد: «تصغر عندها المصائب» امام حسين (عليه السلام) تنها امامي است كه مصيبتش به اندازهاي بزرگ و سنگين بود كه تمامي مصائب در نزد آن كوچك به شمار ميرود. همه كمالات و فضائلي كه در قرآن كريم براي پيامبران الهي بيان شده است، از جمله: عصمت و طهارت نفس، آگاهي از غيب، ولايت تكويني، زهد، اخلاص، شجاعت، صبر، توكل، يقين، احسان، وفاي به عهد، رضا و تسليم، تواضع و فروتني، عزت نفس، بذل و بخشش و ... در مورد امام حسين( عليه السلام )نيز مي توان يافت،درقسمت دیگر بحث به چند مورد آن اشاره می نمایم.
+ نوشته شده در جمعه ششم مهر ۱۳۹۷ساعت 4:58  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
حضرت عباس(ع) با "لبابه" دختر عبیدالله بن عباس ازدواج کردند .
ایشان زنی بسیار شایسته، پاکدامن ، از خاندانی شریف ، از بهترین زنان زمانه خود و از محبان امام علی( علیه السلام) بود. حضرت ابوالفضل(علیه السلام) پنج پسر و یک دختر داشت. لبابه در کربلا حضور داشت. پسر او به نام قاسم در کربلا شهید شد. خود او همراه با سایر اسرا رنج اسارت و شکنجه ها را تحمل کرد. بعداز آن به مدینه برگشت. لبابه در سن ۲۸ سالگی از دنیا رفت. فرزندان او مدتی توسط ام البنین سلام الله علیها تربیت شدند، ام البنین هم دوسال بعد از واقعه کربلا از دنیا رفت و سرپرستی فرزندان به امام سجاد (علیه السلام )منتقل شد. گفتنی است هر گاه یکی از فرزندان حضرت عباس نزد امام سجاد می آمد، اشک بر گونه های حضرت جاری می شد. برگرفته از اقبال الاعمال سید ابن طاووس
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:58  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
گفتیم یکی از درسهای عاشورا خوف است وخوف ناپسند را درقسمت قبل توضیح دادیم قسم دوم خوف خوف پسنديده است و اين همان خوفي است كه قرآن مي گويد هر كه آن را داشته باشد دو بهشت در انتظار اوست؛ «وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَان»[۱] این خوف ۴ قسم است که عبارتند از: 1. خوف از عظمت خداوند ترس از عظمت خدا يعني انسان همه جا خدا را ناظر ببيند در قران آمده است: أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَي.[۲] اگر انسان خدا را ناظر ببیند گناه نمي كند و ضریب آسیب پذیری او کم است. 2. خوف از معاد در قران آمده است: «إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيراً».[۳] انسان باید از معاد و قيامت خوف داشته باشد. 3- خوف از سوء عاقبت پيامبر فرمود: «لَا يَزالُ المُؤمِنُ خَائِفاً مِنْ سُوءِ العَاقِبَهِ»[۴]؛ انسان هميشه بايد از آخر كارش بترسد. خيلي ها خوب شروع كردند ولي خوب تمام نكردند. خوب شروع كردن هنر نيست، خوب تمام كردن هنر است. مؤمن دائماً بايد از عاقبتش بترسد. 4- خوف از گناه خوف از گناه یعنی خوف از قصور و تقصير و خطاهايي كه انسان كرده است. [۱]سوره الرحمن، 46. [۲].سوره علق، 14. [۳]سوره انسان، 10. [۴] بحارالانوار، ج 68، ص 366.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر ۱۳۹۷ساعت 4:55  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
حادثه ی کربلا در بطن و متن خويش درسهای اخلاقي و تربيتي دارد. یکی از مهم ترین درسهای عاشورا خوف و ترس است.
بادقت در روايات مي بينيم به دو صورت با خوف و ترس برخورد شده است،: يك مورد خدادر قرآن مي فرمايد: أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ؛ اولياي خدا، ترس ندارند. وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون؛[۱]اندوه و حزن ندارند، با ايمان هستند. فرشته ها بر اين ها نازل مي شوند و مي گويند:ألّا تَخافوُا[۲]نترسيد، خوف نداشته باشيد. مورد دوم خدا در قران می فرماید : وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَان[۳]؛ هر كه خوف داشته باشد دو بهشت در انتظارش است. مورد اول ناپسند و مورد دوم پسندیده است. دراین قسمت در باب خوف ناپسند مطالبی ذکر می کنم: به این نوع خوف در علم روانشناسي افسردگي و اندوه مي گويند . به دوروایت ذیل دقت نمایید: اميرمؤمنان علی ابن ابیطالب (علیه السلام) فرمود: «ثلاث لا يهنأ لصاحبهن عيش»؛ سه چيز است كه اگر در كسي باشد نشاط او را مي گيرد و افسردگي مي آورد: 1- الحقد 2- والحسد 3- و سوء الخلق[۴] کینه ؛ حسادت وبداخلاقی پيامبر اعظم فرمود: «من نَظَرَ الي ما في أيدي النّاس»؛ هر كس نگاهش به دنبال مال مردم باشد. «طال حُزْنُه»[۵]؛ اين فرد هميشه ناراحت است، هميشه احساس كمبود مي كند. لذا در روايات به ما امرشده: اگر مصيبتي داري به آن كه از تو بيشتر مصيبت ديده نگاه كن آرام مي شوي. اگر مشكلي داري به كسي كه از تو بيشتر مشكل دارد نگاه كن، نگاهت به داشته هاي دیگران نباشد. [۱]سوره يونس، 62. [۲] سوره فصلت، 30. [۳] غرر الحكم، ح 10259. [۴]سوره الرحمن، 46. [۵]. بحارالانوار، ج 74، ص 174؛ اعلام الدين، ص 294.
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:27  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
عزاداري و سوگواری براي امام حسين( عليه السلام )نه تنها در همة زمانها از اهميت ويژه اي برخوردار بوده كه در شرايط فعلي كه مقدسات اسلامي و جوانان همواره مورد تهاجم فرهنگ غرب قرار مي گيرند، اهميتش چندين برابر مي شود؛ اولاً : نهضت كربلا يك نهضت عادي نبود، بلكه نقطة عطفي در تاريخ بشر و اسلام بود. ثانياً : ما مسلمان ها به بازخواني و بازگويي قضية عاشورا اعم از شكل گيري و وقوع آن، و علتها و زمينه ها و نتايج آن، نيازمند هستيم نه اين كه حسين بن علي به عزاداري ما محتاج باشد. ثالثاً : پاسداشت و گرامي داشت حادثة عاشورا، شعائر الهي است و بر اساس آيات قرآن زنده نگهداشتن آن، جزء برنامه هاي ديني است. رابعاً : گراميداشت نهضت امام حسین(عليه السلام) فوق العاده جنبة تربيتي دارد و اقشار مختلف به ويژه نسل نو با اهداف حسين( عليه السلام) آشنا مي شوند و شرايط حاكم بر زمانش را مورد ارزيابي قرار مي دهند. سرانجام در اين كار احياي امر اهل البيت عليهم السلام صورت مي گيرد و يكي از راه هاي احياي امر آنها در سوگ نشستن و گريه كردن براي آنان است.
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر ۱۳۹۷ساعت 6:11  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
سوال: تاریخ عزاداری وسوگواري برای امام حسين( عليه السلام) گذشته و مشکلی را از مردم برطرف نمي كند؟؟ جواب: قيام امام حسين (عليه السلام )اختصاص به زمان خاصی ندارد و تنها عليه حكومت باطل زمان خودش نبود؛ بلكه مكتب امام حسين، عليه بي عدالتي و حق كشي بود. هر گاه جامعه گرفتار بحران ديني، اجتماعي و اختلاف طبقاتي، گردد مكتب امام حسين و آموزه هاي او نجات بخش است. در شرايط فعلی که دشمنان دین كمر همت بسته اند تا اين مساله را كه منشأ همه بيداري هاي اسلامي شده، در هم بكوبند،مکتب او براي اصلاح جامعه خیلی كاربرد دارد. بنابراين امام حسين( عليه السلام) نياز به عزاداری و گریه هاي ما ندارد، بلكه اين ما هستيم و جامعه اسلامي است كه به الگوگيري از مكتب امام حسين كه همان سنت و سيرة جدش رسول خدا و پدرش اميرالمؤمنين( عليهما السلام )است، نيازمنديم.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:6  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
|