چهارم : آثار و پيامدهاي گناه را بشناسيم .
پيامدهای فردي و اجتماعي گناه عبارتند از:
1. انسان ابزار فهم را ازدست می دهد.
قران كريم مي فرمايد:
«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً»[1]
آنان‌ كساني ‌اند كه كوشششان در زندگي دنيا به هدر رفته و خود مي ‌پندارند كه كار خوب انجام مي ‌دهند.
«أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلي‌ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلي‌ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلي‌ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ»[2]
پس آيا ديدي كسي را كه هوس خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانيده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر ديده ‌اش پرده نهاده است؟ آيا پس از خدا چه كسي او را هدايت خواهد كرد؟ آيا پند نمي ‌گيريد؟
در اثر هواپرستي كار انسان به جايي مي رسد، در عين حال كه علم دارد، چشم و گوش دارد، اما نمي داند و نمي بيند و نمي شنود. خدوند بر گوش و قلب اينها مهر نهاده و بر چشمشان پرده افكنده است. آنها
گوش، چشم و قلب كه ابزارهاي فهم و شناخت هستند به خاطر گناه و معصيت، از دست داده اند.
2. انسان منجربه کفر می شود.
برخي از گناهان با ايمان سازش ندارند، موجب كفرورزي انسان مي شود.
اصرار برگناه و ارتكاب پي در پي گناه سبب مي شود كه انسان روز به روز از ايمان و تقوا دور شده و سرانجام به آخرين مرحله معصيت كه همان كفر است مي رسد.
3. انسان دچار خودفراموشی میشود.
فراموش كردن خدا كه يكي از گناهان مي باشد، سبب خود فراموشي مي شود؛ زيرا از يك طرف فراموشي خداوند سبب مي شود كه انسان در لذتهاي مادي و شهوات حيواني فرو رود، و هدف آفرينش
خود را به فراموشي بسپارد و از طرف ديگر فراموش كردن خدا با فراموشي صفات هستي بخش بودن، خالق و رازق بودن او همراه است. اين فراموش كاري موجب مي شود كه انسان خود را مستقل و بي نياز دانسته ، واقعيت و هويت انساني خويش را فراموش كند. بنابراين، از بزرگترين بدبختي هاي انسان خود فراموشي است، زيرا انسان ارزشها و استعدادها و لياقت هاي ذاتي خود را به دست فراموشي مي سپارد. چنين انساني تا سرحد حيوانيت سقوط مي كرده و تمام همتش جز خوردن، خوابيدن و شهوت راني چيز ديگري نخواهد بود.
4. توفيق عبادت از انسان سلب میشود.
كمال و سعادت انسان در اثر بندگي پروردگار حاصل مي شود. انجام گناه باعث مي گردد كه توفيق عبادت انسان سلب شود، گناه با انسان كاري مي كند كه با خدا دشمن و با غير او دوست مي شود.
5.انسان زشتی و گناه را زيبا می بیند.
هنگامي كه قبح و زشتي گناه در نظر انسان از بين رفت، ديگر توبه در كار نيست، زيرا توبه هنگامي است كه انسان به پستي گناه واقف باشد . انجام گناه موجب مي شود كه انسان نه تنها گناه را بد نمي داند بلكه به خوبي آن باور پيدا مي كند.
6.خداوند به گناهکار امهال واستدراج می دهد.
خداوند به گناهكار مهلت داده و او را به حال خود وامي گذارد، كيفر او را به تأخير مي اندازد تا او را سخت تر عذاب كند. در استدراج خدا به فرد گناهكار امكانات مي دهد و پيوسته اين امكانات را افزايش مي دهد و او به تدريج به طرف گناه پيش مي رود، تا ناگهان به عذاب سخت الهي دچار مي گردد.
7.گناه موجب بدنامي انسان می شود‌
انجام گناه موجب مي شود كه گناهكار در ميان مردم بي اعتبار گردد.
8. نعمت از انسان زائل می گردد.
گناه از اسبابي است كه نعمت هاي الهي را از انسان سلب مي كند از اين جهت است كه اميرمؤمنان عليه السلام مي گويد «اللهم اغفرلي الذنوب التي تغير النعم».
9. بلا بر انسان نازل می شود.
وقتي گناه فروان شد، موجب خشم خداوند شده و خشم خدا باعث نزول بلا مي گردد.
انسان گاهي گناهي مي كند و در اثر آن دچار بلا و سختي مي شود مانند از بين رفتن ثروت، آفت افتادن در زراعت و كشت و كار، مرگ نزديكان، امراض جسماني و امثال اين ها و گاهي انسان در اثر گناه گرفتار بلاهاي طبيعي مي شود مانند: سيل، زلزله، طوفان، كم باراني و يا بارش زياد و مضر.
10. قحطي و خشكسالي برای انسان پیش میاید.
11. بي اعتمادي و ناامني برای انسان ایجاد می شود.
خداوند در قران كريم مي فرمايد: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ»[3]
و خدا شهري را مثل زده است كه امن و امان بود و روزيش از هر سو فراوان مي‌رسيد، پس ساكنانش‌ نعمتهاي خدا را ناسپاسي كردند، و خدا هم به سزاي آنچه انجام مي‌دادند، طعم گرسنگي و هراس را به مردم‌ آن چشانيد.
در جامعه ای که به گناه آلوده باشد، بي اعتمادي و ناامني حاكم مي شود، گناهكار همه را مانند خود مي پندارد و به همه بدبين مي شود، جامعه آلوده به غيبت هرگز روي وحدت و يگانگي را نخواهد ديد، زيرا تعاون و همكاري در هدفهاي مقدس و متعالي بر پايه اعتماد مردم به يكديگر امكان پذير است. در جامعه كه عيوب مردم فاش مي شود حسن ظن به مردم از بين مي رود و جامعه گناه آلود به فساد و تباهي سوق داده مي شود و خداوند عاقبت درد ناك آنها را در آيه فوق به خوبي گوشزد كرده است.
12. فساد در جامعه زیاد شده ورواج پیدا می کند.
اگر دین اسلام با انجام گناهان مخالف است، فلسفه اش اين است كه در نتيجه ، جامعه آلوده مي شود و اين نه تنها موجب جرأت گناهكار مي گردد، بلكه کسانی كه كم ايمان هستند، نسبت به ارتكاب گناه جرآت پیدامی کنند.
[1] سوره كهف/104
[2] سوره جاثيه / 23
[3] سوره نحل / 112

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 5:2  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  |