این مطلب را با دقت بخوانید:

پسرکی دو سیب در دست داشت
مادرش گفت:
یکی از سیب هاتو به من میدی؟
پسرک یک گاز بر این سیب زد
و گازی به آن سیب !
لبخند روی لبان مادر خشکید!
سیمایش داد می زد که چقدر از پسرکش ناامید شده
اما پسرک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت:
بیا مامان!
این یکی ، شیرین تره!
مادر ، خشکش زد
چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود.
عزیزان هر قدر هم که با تجربه باشید
قضاوت خود را به تأخیر بیاندازید
و بگذارید طرف ، فرصتی برای توضیح داشته باشد

در قضاوت کردن نسبت به دیگران عجله نکنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۶ساعت 9:24  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس مصیبت شام

امام سجاد (عليه السّلام) به نعمان بن منذر مدائني فرمودند: در شام، هفت مصيبت بر ما وارد آوردند كه از آغاز اسيري تا آخرين روز چنین  مصيبتي بر ما وارد نشده بود.
1- ستمگران در شام، اطراف ما را با شمشيرهاي برهنه و نيزه ها احاطه كردند و بر ما حمله نمودند و كعب نيزه به ما مي زدند.
2- سرهاي شهدا را در ميان هودج هاي زن هاي ما قرار دادند، سر پدرم و سر عمويم عباس (عليه السّلام) را در برابر چشم عمه هايم زينب (سلام الله عليها) و ام كلثوم (سلام الله عليها) نگه داشتند و سر برادرم علي اكبر (عليه السّلام) و پسر عمويم قاسم (عليه السّلام) را در برابر چشم سكينه و فاطمه (سلام الله عليها) (خواهرانم) مي آوردند و با سرها بازي مي كردند و گاهي سرها به زمين مي افتاد و زير سم ستوران قرار مي گرفت.
3- زن هاي شامي از بالاي بام ها، آب و آتش بر سر ما مي ريختند، آتش به عمامه ام افتاد، چون دست هايم را به گردن بسته بودند، نتوانستم آن را خاموش كنم، عمامه ام سوخت و آتش به سرم رسيد و سرم را نيز سوزانيد.
4- از طلوع خورشيد تا نزديك غروب در كوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشاي مردم در كوچه و بازار گردش دادند و مي گفتند: اي مردم بكشيد آن ها را كه در اسلام هيچ گونه احترامي ندارند.
5- ما را به يك ريسمان بستند و با اين حال ما را از در خانه ي يهود و نصاري عبور دادند.
6- ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جاي غلام و كنيز بفروشند ولي خداوند اين موضوع را براي آنها مقدور نساخت.
7- ما را در مكاني جاي دادند كه سقف نداشت و روزها از گرما و شب ها از سرما آرامش نداشتيم و از تشنگي و گرسنگي و خوف كشته شدن همواره در وحشت و اضطراب به سر مي برديم.
برگرفته از کتاب تذكره الشهداء، ص 412

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۶ساعت 10:40  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

قدر نعمت عمر را بدانیم واز لجظه به لحظه ان نهایت استفاده را ببریم.

به مطلب زیر  توجه نمایید:

کسی سراغ پسته فروشی رفت و گفت: "می شود همه پسته هایت را به رایگان به من بدهی؟
پسته فروش با تعجب به او نگاه کرد و جوابی نداد. دوباره پرسید: "می شود یک کیلو پسته ی مجانی به من بدهی؟"
و باز با سکوت مواجه شد.
برای سومین بار پرسید: "پس خواهش میکنم دست کم یک عدد پسته مجانی به من بده."
او آنقدر اصرار کرد تا بالاخره پسته را گرفت.
سپس دوباره گفت: "یک عدد که ارزش ندارد. یک عدد دیگر هم بدهید."
و با اصرار یک پسته دیگر گرفت و در خواست کرد که پسته سوم را نیز مجانی بگیرد.
پسته فروش که عصبانی شده بود، گفت: "زرنگی! اینطوری میخواهی یکی یکی همه پسته هایم را بگیری؟"
مشتری سمج گفت:
"راستش میخواستم درسی به تو بدهم. عمر و زندگی ما نیز چنین است. اگر به تو بگویم همه عمرت را به من بفروش، به هیچ قیمت این کار را نمیکنی. ولی روزهای زندگی ات را بی توجه، یکی یکی از دست می دهی و تا به خودت بیایی همه عمرت از کف رفته است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:26  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

سست‌ترین کلمه "شانس" است،
به امید آن نباشید.
محکم‌ترین کلمه "پشتکار" است،
آن را داشته باشید.
سالم‌ترین کلمه "سلامتی" است،
به آن اهمیت بدهید.
شایع‌ترین کلمه "شهرت" است،
دنبالش نروید.
ضروری‌ترین کلمه "تفاهم" است
آن را ایجاد کنید.
دوستانه‌ترین کلمه "رفاقت" است،
از آن سواستفاده نکنید.
اصلی‌ترین کلمه "اطمینان" است،
به آن اعتماد کنید.
ضعیف‌ترین کلمه "حسرت" است،
آن را نخورید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 7:54  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس خطبه امام سجاد


ايها الناس! اعطينا ستا و فضلنا بسبع: اعطينا العلم و الحلم و السماحة و الفصاحة و الشجاعة و المحبة في قلوب المؤمنين، و فضلنا بان منا النبي المختار محمدا و منا الصديق و منا الطيار و منا اسد الله و اسد رسوله و منا سبطا هذه الامة. من عرفني فقد عرفني و من لم يعرفني انبأته بحسبي و نسبي.

ايها الناس! انا ابن مكة و منی، انا ابن زمزم و الصفا، انا ابن من حمل الركن باطراف الردا، انا ابن خير من ائتزر و ارتدی، انا ابن خير من انتعل و احتفی، انا ابن خير من طاف وسعی، انا ابن خير من حج ولبی، انا ابن خير من حمل علی البراق في الهواء، انا ابن من اسري به من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی، انا ابن من بلغ به جبرئيل الی سدرة المنتهی، انا ابن من دنا فتدلی فكان قاب قوسين او ادنی، انا ابن من صلی بملائكة السماء، انا ابن من اوحی اليه الجليل ما اوحی، انا ابن محمد المصطفی، انا ابن علي المرتضی، انا ابن من ضرب خراطيم الخلق حتی قالوا: لا اله الا الله.

انا ابن من ضرب بين يدي رسول الله بسيفين و طعن برمحين و هاجر الهجرتين و بايع البيعتين و قاتل ببدر و حنين و لم يكفر بالله طرفة عين، انا ابن صالح المؤمنين و وارث النبيين و قامع الملحدين و يعسوب المسلمين و نور المجاهدين و زين العابدين و تاج البكائين و اصبر الصابرين و افضل القائمين من آل ياسين رسول رب العالمين، انا ابن المؤيد بجبرئيل، المنصور بميكائيل.

انا ابن المحامي عن حرم المسلمين و قاتل المارقين و الناكثين و القاسطين و المجاهد اعداءه الناصبين، و افخر من مشی من قريش اجمعين، و اول من اجاب و استجاب لله و لرسوله من المؤمنين، و اول السابقين، و قاصم المعتدين و مبيد المشركين، و سهم من مرامی الله علی المنافقين، و لسان حكمة العابدين و ناصر دين الله و ولی امر الله و بستان حكمة الله و عيبة علمه، سمح، سخي، بهی، بهلول، زكي، ابطحي، رضي، مقدام، همام، صابر، صوام، مهذب، قوام، قاطع الاصلاب و مفرق الاحزاب، اربطهم عناناو اثبتهم جنانا، و امضاهم عزيمة و اشدهم شكيمة، اسد باسل، يطحنهم في الحروب اذا ازدلفت الاسنة و قربت الاعنة طحن الرحی، و يذرؤهم فيها ذرو الريح الهشيم، ليث الحجاز و كبش العراق، مكي مدني خيفي عقبي بدري احدي شجري مهاجري. من العرب سيدها، و من الوغی ليثها، وارث المشعرين و ابو السبطين: الحسن و الحسين، ذاك جدي علي بن ابی طالب.

ثم قال: انا ابن فاطمة الزهراء، انا ابن سيدة النساء.

فلم يزل يقول: انا انا، حتی ضج الناس بالبكاء و النحيب، و خشي يزيد ان يكون فتنة فأمر المؤذن فقطع الكلام،

فلما قال المؤذن: الله اكبر الله اكبر، قال علي: لا شي‏ء اكبر من الله،

فلما قال المؤذن: اشهد ان لا اله الا الله، قال علي بن الحسين: شهد بها شعري و بشري و لحمي و دمي،

فلما قال المؤذن: اشهد ان محمدا رسول الله، التفت من فوق المنبر الی يزيد فقال: محمد هذا جدي ام جدك يا يزيد؟ فان زعمت انه جدك فقد كذبت و كفرت و ان زعمت انه جدي فلم قتلت عترته؟

ترجمه: ای مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ويژگی بر ديگران فضيلت بخشيده است، به ما ارزانی داشت علم، بردباری، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنين را، و ما را بر ديگران برتری داد به اينكه پيامبر بزرگ اسلام، صديق (امير المؤمنين علی عليه السلام)، جعفر طيار، شير خدا و شير رسول خدا صلی الله عليه و آله (حمزه)، و امام حسن و امام حسين عليه السلام دو فرزند بزرگوار رسول اكرم صلی الله عليه و آله را از ما قرار داد. (با اين معرفی كوتاه) هر كس مرا شناخت كه شناخت، و برای آنان كه مرا نشناختند با معرفی پدران و خاندانم خود را به آنان می‏‌شناسانم.

ای مردم! من فرزند مكه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم، من فرزند كسی هستم كه حجر الاسود را با ردای خود حمل و در جای خود نصب فرمود، من فرزند بهترين طواف و سعی كنندگانم، من فرزند بهترين حج كنندگان و تلبيه گويان هستم، من فرزند آنم كه بر براق سوار شد، من فرزند پيامبری هستم كه در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سير كرد، من فرزند آنم كه جبرئيل او را به سدرة المنتهی برد و به مقام قرب ربوبی و نزديكترين جايگاه ‏مقام باری تعالی رسيد، من فرزند آنم كه با ملائكه آسمان نماز گزارد، من فرزند آن پيامبرم كه پروردگار بزرگ به او وحی كرد، من فرزند محمد مصطفی و علی مرتضايم، من فرزند كسی هستم كه بينی گردنكشان را به خاك ماليد تا به كلمه توحيد اقرار كردند.

من پسر آن كسی هستم كه برابر پيامبر با دو شمشير و با دو نيزه می‏‌رزميد، و دو بار هجرت و دو بار بيعت كرد، و در بدر و حنين با كافران جنگيد، و به اندازه چشم بر هم زدنی به خدا كفر نورزيد، من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبيا و از بين برنده مشركان و امير مسلمانان و فروغ جهادگران و زينت عبادت كنندگان و افتخار گريه كنندگانم، من فرزند بردبارترين بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بيت پيامبر هستم، من پسر آنم كه جبرئيل او را تأييد و ميكائيل او را ياری كرد، من فرزند آنم كه از حرم مسلمانان حمايت فرمود و با مارقين و ناكثين و قاسطين جنگيد و با دشمنانش مبارزه كرد، من فرزند بهترين قريشم، من پسر اولين كسی هستم از مؤمنين كه دعوت خدا و پيامبر را پذيرفت، من پسر اول سبقت گيرنده‏‌ای در ايمان و شكننده كمر متجاوزان و از ميان برنده مشركانم، من فرزند آنم كه به مثابه تيری از تيرهای خدا برای منافقان و زبان حكمت عباد خداوند و ياری كننده دين خدا و ولی امر او، و بوستان حكمت خدا و حامل علم الهی بود.

او جوانمرد، سخاوتمند، نيكوچهره، جامع خيرها، سيد، بزرگوار، ابطحی، راضی به خواست خدا، پيشگام در مشكلات، شكيبا، دائما روزه‏‌دار، پاكيزه از هر آلودگی و بسيار نمازگزار بود. او رشته اصلاب دشمنان خود را از هم گسيخت و شيرازه احزاب كفر را از هم پاشيد. او دارای قلبی ثابت و قوی و اراده‌‏ای محكم و استوار و عزمی راسخ بود و همانند شيری شجاع كه وقتی نيزه‏‌ها در جنگ به هم در می‏‌آميخت آنها را همانند آسيا خرد و نرم و بسان باد آنها را پراكنده می‏‌ساخت. او شير حجاز و آقا و بزرگ عراق است كه مكی و مدنی و خيفی و عقبی و بدری و احدی و شجری و مهاجری است، كه در همه اين صحنه‏‌ها حضور داشت. او سيد عرب است و شير ميدان نبرد و وارث دو مشعر، و پدر دو فرزند: حسن و حسين. آری او، همان او (كه اين صفات و ويژگی‌های ارزنده مختص اوست) جدم علی بن ابی طالب است. آن‌گاه گفت: من فرزند فاطمه زهرا بانوی بانوان جهانم. و آنقدر به اين حماسه مفاخره‌آميز ادامه داد كه شيون مردم به گريه بلند شد! يزيد بيمناك شد و برای آنكه مبادا انقلابی صورت پذيرد به مؤذن دستور داد تا اذان گويد تا بلكه امام سجاد عليه السلام را به اين نيرنگ ساكت كند!!
مؤذن برخاست و اذان را آغاز كرد، همين كه گفت: الله اكبر، امام سجاد عليه السلام فرمود: چيزی بزرگتر از خداوند وجود ندارد.
و چون گفت: اشهد ان لا اله الا الله، امام عليه السلام فرمود: موی و پوست و گوشت و خونم به يكتائی خدا گواهی می‏‌دهد.
و هنگامی كه گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام عليه السلام به جانب يزيد روی كرد و فرمود: اين محمد كه نامش برده شد، آيا جد من است و يا جد تو؟! اگر ادعا كنی كه جد توست پس دروغ گفتی و كافر شدی، و اگر جد من است چرا خاندان او را كشتی و آنان را از دم شمشير گذراندی؟!

سپس مؤذن بقيه اذان را گفت و يزيد پيش آمد و نماز ظهر را گزارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۶ساعت 7:51  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
امروز به روایتی شهادت جانگداز و جانسوز امام سجاد علیه السلام است،

نام معصوم ششم علی ( ع ) است . وی فرزند حسين بن علی بن ابيطالب ( ع ) و ملقب به "سجاد" و "زين العابدين " مي باشد .
امام سجاد در سال 38هجری در مدينه ولادت يافت .
حضرت سجاد در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت ولی به علت بيماری  و تب شديد از آن حادثه جان به سلامت برد .زيرا جهاد از بيمار برداشته شده است و پدر بزرگوارش با همه علاقه ای که فرزندش به شرکت در آن واقعه داشت به او اجازه جنگ کردن نداد، مصلحت الهی اين بود که آن رشته گسيخته نشود و امام سجاد وارث آن رسالت بزرگ ، يعنی امامت و ولايت گردد . اين بيماری موقت چند روزی  بيش ادامه نيافت و پس از آن حضرت زين العابدين 35سال عمر کرد .که تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری شد . سن شريف حضرت سجاد ( ع ) را در روز دهم محرم سال 61هجری که بنا به وصيت پدر و امر خدا و رسول خدا ( ص ) به امامت رسيد ، به اختلاف روايات در حدود 24 سال نوشته اند . مادر حضرت سجاد بنا بر مشهور "شهربانو" دختر يزدگرد ساسانی بوده است.

واما حدیثی از آن بزرگوار برای شما نقل می کنم.

امام زین العابدین (علیه السّلام)فرمودند:

اَلْخَيْرُ كُلُّهُ صِيانَةُ الاْ نْسانِ نَفْسَهُ

 سعادت و خوشبختى انسان در حفظ و كنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه كار زشت و خلاف است
کتاب تحف العقول،ص278

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۶ساعت 7:59  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس توبه

یکی از نشانه های مومن این است که در توبه از گناه تاخیر نمی کند، حواسمان باشد باب تاخیر از توبه کار شیطان است.

وَ الَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ ... [آل عمران / 135]
و آنها كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند، يا به خود ستم كنند، به ياد خدا مى‏افتند و براى گناهان خود، طلب آمرزش مى‏كنند- و كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد؟ ...
در حديث پر معنى و تكان دهنده‏اى از امام صادق عليه السلام مى‏خوانيم:" هنگامى كه آيه 135 سوره آل عمران نازل شد، ابليس بالاىكوهى در مكه رفت، و با صداى بلند فرياد كشيد، و سران لشگرش را جمع كرد.
گفتند: اى آقاى ما! چه شده است كه ما را فرا خواندى؟
گفت: اين آيه نازل شده (آيه‏اى كه پشت مرا مى‏لرزاند و مايه نجات بشر است) چه كسى مى‏تواند با آن مقابله كند؟
يكى از شياطين بزرگ گفت: من مى‏توانم، نقشه‏ام چنين است و چنان! ابليس طرح او را نپسنديد! ديگرى برخاست و طرح خود را ارائه داد باز هم مقبول نيفتاد! در اينجا" وسواس خناس" برخاست و گفت: من از عهده آن برمى‏آيم.
ابليس گفت: از چه راه؟
گفت: آنها را با وعده‏ها و آرزوها سرگرم مى‏كنم، تا آلوده گناه شوند، و هنگامى كه گناه كردند توبه را از يادشان مى‏برم!
ابليس گفت: تو مى‏توانى از عهده اين كار برآيى (نقشه‏ات بسيار ماهرانه و عالى است) و اين ماموريت را تا دامنه قيامت به او سپرد" [تفسير نمونه، جلد ‏27، صفحه : 476]

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:13  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
1..برخی داستان سازی کرده اند که ام حبیبه گفته است :

حضرت زینب  هیچگاه بدون امام حسین علیه السلام سفر نمی کرد!
این مطلب مجعول است و هیچ گونه سندیت ندارد .
۲.. این که برخی می گویند : حضرت زینب سلام الله با جناب عبدلله بن جعفر طیار ؛ شرط ضمن عقد نمود :
به هر کجا امام حسین علیه السلام سفر کردند ؛ ایشان هم باید همراه امام باشند؛
این یک ماجرای ساختگی است و نه تنها در متون معتبر و متقدم ثبت نشده ،
حتی در منابع قرن سیزدهم و متون ضعیف هم هیچ سند و شاهدی ندارد.
فقط صاحب ریاحین الشریعه؛ این ادعا را دارد و البته چند صفحه بعد با بیان اذن سفر از عبدالله بن جعفر ؛ادعای قبل را نقض می نمایدضمن این که از جهت فقهی بسیاری از فقهاء این گونه شروط را جایز نمی دانند و از موارد شرط فاسد است ؛
زیرا شرط نباید در تعارض با مقتضای عقود و ... باشد.
۳..مرحوم مجلسی در نقل بلا سند خود ؛ مساله تقسیم نان ،خرما و گردو را به یکی از زنان کوفه و اعلام حرمت صدقه بر سادات را به حضرت ام کلثوم سلام الله منسوب می دانند ؛ صرف نظر از تعارض
و عدم وجود مرجح در "اذا تعارضا " باید عرض شود :
مرحوم مجلسی سندی برای این نقل بیان نمی فرماید و در هیچ یک از متون متقدم و معتبر چنین مطلبی مثبوت نیست .
مورخین متقدم از تقسیم پارچه در بین وارثان کربلا سخن گفته اند و هیچ سخنی از تقسیم نان و خرما و گردو نیست .
اين كلام "ان الصدقه علينا حرام " جمله ای است كه در منابع معتبر وكهن نيامده و از نظر فقهی دریافت این گونه صدقات مستحبی برای سادات مانعی ندارد.شیخ انصاری در کتاب الزکاة و دیگر فقهاء به تفصیل این موضوع را بحث و اثبات نموده اندپخش نمودن نان و خرما و گردو ؛ هیچ نشانه ای از صدقه بودن نداشته است تا ضرورت چنین فتوایی لازم آید.
همه همراهان کاروان کربلا از بنی هاشم نبودند ؛ تا اعلام شود صدقه بر ما حرام است .
در نقل است که نان و ... را از دهان اطفال بیرون کشیدند و بر زمین انداختند که واضح است قطعا آن حضرت چنین حرکتی با نان و ... نمی کنند
" صارت تأخذ ذلک من أیدی الاطفال و أفواههم و ترمی به الی الارض ..."
لازم است ؛ از بیان این گونه مطالب بلا سند که با روح و اصول و اساس مکتب در تعارض است، خودداری و مطالب معتبری که مثبوت در کتب قابل اعتماد است ؛ بیان شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۶ساعت 7:53  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس بترس از زبانت
مواظب زبان باشیم،عضوی که هم می تواند بهترین باشد وهم بدترین
می تواند در دودنیا رستگار کند ،می تواند بدبخت وشقی نماید،
وزن زیادی ندارد ولی خیلی کارها از آن بر می آید.اگر مواظبش باشیم پیروز میدان هست

امیر المو منین(ع) فرموده اند
سخن را تا نگفته‌ای در بند توست
چون گفتی تو در بندآنی
پس زبانت را
چون طلا و نقره‌ات حفظ کن
چه بسا یک کلمه
نعمتی را از بین‌برده و عذابی را پیش‌آورده
کتاب نهج البلاغه
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۶ساعت 7:24  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
اگر میخواهید از همسرتان یا افراد دیگر انتقاد کنید، آن را در بین دو عبارت مثبت قرار دهید.
به این صورت
جمله مثبت + جمله منفی + جمله مثبت

برای مثال تو مرد سخت کوشی هستی، اگر چه ما را به تفریح و بیرون نمیبری، اما به نیازهای منزل حساسی.

تو خیلی مهربونی، اگر چه به خاطر تذکرهای زیادت ناراحت میشوم، ولی میدونم دوستم داری.

تو آشپز بی نظیری هستی، اگرچه برنجت امروز شور شده، اما خورشتت معرکه هست.
تو خیلی برای بچه ها زحمت میکشی، هرچند که دائما در درس دادن اونها در خانه داد میزنی که من رو عصبانی میکنه، اما میدونم که تو در مورد بچه ها، مسئولیت پذیرترین زنی هستی که من میشناسم.
قرار دادن جمله منفی در بین دو جمله مثبت از شدت اثر تخریبی آن کم کرده و با اشاره به نکات مثبت، فرد احساس میکند فقط نکات منفی دیده نشده، رعایت انصاف شده و به همین دلیل انگیزه بیشتری برای تغییر و بهبود شرایط خواهد داشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 7:34  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس موفقیت

برای موفق شدن در کارها ورسیدن به هدف باید تلاش کرد .

یادمان باشد ﺟﺎﺩﻩ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻧﯿﺴﺖ !!!!
ﭘﯿﭽﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺷﮑﺴﺖ " ..
ﺩﻭﺭ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﯽ دارد  ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺳﺮﺩﺭﮔﻤﯽ
ﺳﺮﻋﺖ ﮔﯿﺮ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﻨﻔﯽ " ...

ﻭﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ " !!!!!
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﯾﺪﮐﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺍﺭﺍﺩﻩ" ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ،،
 ﻣﻮﺗﻮﺭﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ"
ﻭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺍﻣﻴﺪ " ..

ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ «ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ»نام دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:24  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

 

قصه ها و داستان ها را  برای بیدار کردن ما از خواب نوشته شده اند ، ولی ما یک عمر از آنها برای خوابیدن استفاده کرده ایم . . .
به داستان زیر توجه نمایید:

مرﺩﯼ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﺎﺩﺭ، ﻫﻤﺴﺮ ﻭ فرزندش ﺭﺍ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ،ﻭ ﻧﺰﺩ اربابی ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، وی ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺵ ﺍﺧﻼﺹ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ کارها ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺩﺍﺩ،
یک ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻭ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﻧﺮﻓﺖ...
به همین ﻋﻠﺖ ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ:
ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﯾﻨﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﺗﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻢ ﺗﺎ ﺍﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻏﯿﺒﺖ ﻧﮑﻨﺪ زﯾﺮﺍ ﺣﺘﻤﺎ ﺑه خاﻃﺮ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩﺵ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ در روز بعد ﺳﺮﮐﺎﺭﺵ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ارباب ﺣﻘﻮﻗﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﯾﻨﺎﺭﯼ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩ.
ﮐﺎﺭﮔﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ تشکر کرد و ﺩﻟﯿﻞ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪ.
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺮﺩ.
ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ به شدت ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ شد و گفت :
ﺩﯾﻨﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﻢ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﮐﺮﺩ...
ﻭ ﮐﺎﺭﮔﺮ باز هم ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ و علت این کار را ﺍﺯ ﺍﻭ نپرسید.
ﭘﺲ ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ ﺍﺯ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﺍﻭ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩ به همین ﻋﻠﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺣﻘﻮﻗﺖ ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺩ ﮐﺮﺩﻡ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺘﯽ،
ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﺯ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺘﯽ!

ﮐﺎﺭﮔﺮ ﮔﻔﺖ:
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺭ ﺍﻭﻝ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﺯﻧﺪﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﻪ ﻣﻦ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺩﺍﺩﯼ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ برای ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﺩ ﻭ ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﺩﯾﻨﺎﺭ از حقوقم ﮐﻢ ﺷﺪ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﯾﺶ ﺑﻮﺩﻩ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﻨﺪ ﺭﻭح هاﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﻗﺎﻧﻊ ﻭ ﺭاضی اند ﻭ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻭ ﮐﺎﻫﺶ ﺭﻭﺯﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎن ها ﻧﺴﺒﺖ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﻨﺪ.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:22  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

سيدبن طاووس در جمال‌الاسبوع بيان كرده، ابن بابوبه «ره» مسند ا" از صقربن ابي دلف روايت كرده است، كه وقتي به خدمت امام علي‌النقي عليه‌السلام رسيدم، سلام كردم حضرت جواب داد و فرمود بنشين. فرمودند: براي چه آمده‌اي، گفتم آمده‌ام كه از احوال شما خبري بگيرم و اينكه حديثي از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت شده است كه معني آن را نمي‌فهم؟ فرمود چيست، عرض‌كردم «لا تعادوا الايام فتعاديكم»
حضرت فرمود، معني روايت اين است كه «دشمني نكنيد با ايام در دنيا كه دشمني مي‌كنند با شما در آخرت.» مراد از ايام «روزها» است و سپس حضرت روزها را چنين نام بردند:

شنبه، به اسم رسول خدا (ص)است.روايت شده كه در اين روز زيارت حضرت رسول الله، صلي الله عليه و آله خوانده شود.
ذكر اين روز 100مرتبه « يارب العالمين » است.
يكشنبه، به اسم اميرالمومنين عليه‌السلام و حضرت زهرا (س) است. روايت شده كه در اين روز زيارت حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام و زيارت حضرت زهراء (س) خوانده شود.
ذكر اين روز 100مرتبه «يا ذل‌الجلال و الكرام» است.
دوشنبه، به اسم امام حسن و امام حسين عليهما السلام است .روايت شده در اين روز زيارت آن دو بزرگوار خوانده شود .
ذكر اين روز 100 مرتبه «يا قاضي‌الحاجات» است
سه شنبه، به اسم علي‌بن‌الحسين و محمد بن علي و جعفربن محمد عليه‌السلام است، روايت شده در اين روز زيارت سه امام خوانده شود.
ذكر اين روز 100 مرتبه «يا ارحم الراحمين» است.
چهارشنبه، به اسم موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد عليهما ‌السلام است، روايت شده در اين روز زيارت چهار امام خوانده شود.
ذكر اين روز 100 مرتبه «يا حي و يا قيوم» است.
پنج شنبه، به اسم فرزندم حسن است، روايت شده در اين روز زيارت امام حسن عسگري عليه‌السلام خوانده شود.
ذكر اين روز 100 مرتبه «لااله الاالله الملك الحق المبين» است.
جمعه، به اسم فرزند فرزندم است و در اين روز اهل حق دور او جمع مي شوند و روايت شده كه در اين روز زيارت امام زمان «عج» خوانده شود.
ذكر اين روز يكصد صلوات است.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 9:16  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
 

امام صادق (ع) فرمودند:

�هر کس آبی بیاشامد و جدم حسین (علیه السلام) را یاد کند و بر قاتلین او لعن و نفرین نماید ، خداوند صد هزار حسنه برایش بنویسد و صد هزار گناه او را بیامرزد ، و او را در جایگاه های بلند جای دهد ، و مانند این است که صد هزار بنده را ازاد کرده باشد.
پس او در‌ روز‌ قیامت با دلی شاد و چهره ای خندان محشور می شود �

منتهی الامال صفحه ۳۴۳

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:40  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

91- مي‏توانيم از مرثيه‏ها نکات اخلاقي ، تربيتي ، سياسي ، تاريخي و نظامي را استفاده کنيم و آنها را براي شنوندگان بازگو نماييم. يک فرمانده‏ي نظامي مي‏گفت : « گاهي مواقع از مراثي امام حسين - عليه‏السلام- و پيکار او با دشمنانش ، نکات نظامي را برداشت مي‏کنيم » .

92- معمولا از تعابيري که مخصوص همان زمانها بوده است استفاده کنيم ، مثلا به جاي خيمه کلمه‏ي چادر يا سنگر و به جاي عمود ، کلمه‏ي گرز را به کار نبريم.

93- مجالس دعا ، ختم و مانند آن زمينه‏ي خوبي براي يادگيري و شروع مرثيه خواني است.

94- فقط براي ديگران مرثيه نخوانيم ، بلکه در بعضي اوقات و در تنهايي براي خود يا خانواده‏مان نيز مرثيه بخوانيم.

95- جلسه‏ي مرثيه مي‏تواند براي مخاطبان ، جلسه‏ي توبه و بازگشت به سوي خدا نيز باشد ، به آن توجه کنيم و از آن استفاده نماييم.

96- مرثيه خوان نبايد بر مسموعاتي ( شنيده‏ها ) که به نظر دروغ و غير صحيح يا غير قابل قبول است تکيه کند.

97- در مجالس مرثيه خوانهاي خبره و مشهور شرکت نماييم ، تا از روش و کيفيت مرثيه خواني آنان نيز بهره‏مند شويم. يکي از مرثيه خوانها مي‏گفت : « براي يادگيري مرثيه خواني بايد در جلسات مرثيه خوانها شرکت کنيد تا با چشم خود ببينيد که چگونه مرثيه مي‏خوانند » .

98- مرسوم است که در هر يک از روزها يا شبهاي دهه‏ي محرم ، مرثيه‏ي يکي از وقايع يا شهداي کربلا را مي‏خوانند ، از مرثيه خوانان با تجربه اين را سوال کنيم که مثلا در شب تاسوعا يا عاشورا چه مرثيه‏اي بايد خوانده شود؛ البته اين امر در جاهاي مختلف متفاوت است.

99- اگر مثلا در دو جا مرثيه خواني مي‏کنيم بهتر است براي هر کدام مرثيه‏ي جداگانه و يا دو قسمت مختلف از يک مرثيه را بخوانيم ، زيرا در بعضي موارد ممکن است برخي از شنوندگان هر دو جا يکي باشند.

100- مرثيه‏ها را طوري بازگو نکنيم که خواري و ذلت خاندان عصمت و طهارت - عليهم‏السلام - از آن برداشت شود.

101- در مرثيه مي‏توان به جاي آمار و اعدادي که از نظر صحت مورد ترديد و يا انکار است ، به کلماتي از قبيل ( جمعيتي بسيار ) ، ( عده‏اي زياد ) ، ( تعدادي فراوان ) اکتفا نمود ، مثلا به جاي اينکه بگوييم : « امام حسين - عليه‏السلام- چندين هزار نفر از دشمنان را کشت » ، بهتر است بگوييم : « امام حسين - عليه‏السلام- تعداد فراواني از دشمنان را کشت » .

102- شايسته است از ذکر مراثي يا آماري که موجب انکار يا عکس العمل منفي شنوندگان مي‏شود خودداري کنيم. بويژه در مقابل شنوندگاني که کمتر از اعتقاد راسخ و ايمان بالا برخوردار هستند. مثلا در چنين مجالسي شايد لازم نباشد که بگوييم : « نوجوان کربلا حضرت قاسم - عليه‏السلام - سي و پنج نفر از دشمنان را کشت » .

103- مي‏توانيم برخي از قسمتهاي مرثيه يا اشعار و رجزهاي آن را با همان زبان عربي بخوانيم و سپس آنها را ترجمه کنيم ، مگر در مواري که ترجمه‏ي آنها لازم نباشد.

104- اگر از کلمات و جملات عربي در مرثيه خواني استفاده مي‏کنيم آنها را بطور صحيح تلفظ کنيم ، بويژه در مجالسي که آشنايان به زبان عربي مانند علما و طلاب حضور دارند.

105- اگر به زبان عربي آشنايي داريم ، مراثي حضرت فاطمه‏ي زهرا - عليهاالسلام - در جلد ( 43 ) بحار الانوار و مراثي امام حسين و اصحابش -- عليهم‏السلام - در جلدهاي ( 44 ) و ( 45 ) بحار الانوار گردآوري شده‏اند.

106- اگر بعد از غذا و يا با حالت کسالت ، بيماري ، خستگي ، عصبانيت ، ناراحتي ، خواب آلودگي و مانند آن مرثيه خواني نکنيم ، بهتر و موثرتر است. از اين رو آرامش ، سلامت و استراحت کافي پيش از مرثيه خواني را فراموش ننماييم.

107- مي‏توان براي يادگيري مرثيه‏ها و اشعار زيبا دفتري مانند کلاسور را تهيه کرد و آنها را در آن دفتر نوشت ، تا در هنگام مرثيه خواني به تناسب موضوع از مرثيه‏ها و اشعار آن استفاده نمود.

108- کسب تجربه از خود و ديگران از رموز موفقيت در امر مرثيه خواني است.

109- دقت کنيم محتواي مرثيه را اشتباه نگوييم. مثلا توجه داشته باشيم که حضرت عباس - عليه‏السلام- مشک آب را اول به دست راستش گرفت و يا به دست چپش؟ يا مثلا امام حسين - عليه‏السلام - زبانش را در دهان حضرت علي اکبر - عليه‏السلام - گذاشت و يا بعکس؟

110- در مرثيه خواني از اين شاخه به آن شاخه نپريم ، بلکه همان موضوع و محتواي مرثيه را براي شنوندگان بازگو کنيم.

111- سعي کنيم مرثيه را براي شنوندگان « مجسم » نماييم.

112- در مرثيه خواني مواظب باشيم به جاي تقويت روحيه ، تضعيف روحيه نکنيم.

113- اگر مرثيه خوانهاي ديگري براي خواندن در مجلس حضور دارند ، وقت آنان را نيز در نظر داشته باشيم.

114- خواندن مرثيه را بيش از حد ، طولاني نکنيم ، تا موجب ملال و خستگي شنوندگان نشود و بر آنان اثر منفي نگذارد؛ بويژه در مجالسي که علاقه و زمينه‏ي کمتري نسبت به مرثيه در آنها وجود دارد ، از طولاني کردن مرثيه خودداري نماييم.

115- در غير موارد ضروري ، مرثيه را متناسب با زمان خود بخوانيم ، مثلا مرثيه ورود امام حسين - عليه‏السلام- به کربلا را در همان اوايل محرم و مرثيه‏ي ورود جابر بن عبدالله انصاري به کربلا را در روز اربعين بخوانيم.

116- سعي کنيم حتما در ايام خاص و ويژه ماند ماههاي محرم و صفر و ايام فاطميه و شبهاي قدر و وفات و شهادت مرثيه بخوانيم. و شايسته است در اين ايام از خنده و مزاح پرهيز کنيم.

117- از کتابهاي مقتل ( مقاتل ) و مرثيه‏هايي که داراي مدرک و سند و مأخذ صحيح و معتبر هستند استفاده کنيم ، و از هر مرثيه خواني ، مرثيه‏ها را نقل ننماييم و براي ديگران نخوانيم. کتابهاي منتهي الامال ، نفس المهموم و بيت الاحزان محدث قمي ، لهوف سيد بن طاووس ، جلاء العيون مجلسي و ارشاد شيخ مفيد در زمينه‏ي مرثيه خواني کتابهاي خوب ، مفيد و معتبري هستند.

119- اگر مأخذ و مدرک مرثيه را به شنوندگان بگوييم بهتر است ، بخصوص در مجالسي که طلاب ، علما و بزرگان حضور دارند.

120- آرام و شمرده شمرده مرثيه را بخوانيم و با فرياد و با شتاب و سرعت بيش از حد ، مرثيه خواني نکنيم.

121- هنگام خواندن مرثيه فاصله‏ي مناسب دهان خود با ميکروفون را رعايت کنيم ، تا صدا خوب منتقل شود و بلندگو سوت نکشد. و توجه داشته باشيم که صداي بلندگو بيش از اندازه ، کم يا زياد نباشد.

122-اگر مرثيه را با صوت زيبا بخوانيم دلنشين‏تر است. و اگر صوت زيبا نداريم ، مرثيه را به صورت عادي و معمولي و بدون صوت بخوانيم ، ولي مرثيه خواني را به خاطر نداشتن صوت زيبا ترک و رها نکنيم.

123- در جاهايي که مرثيه ، سوزناک و حزين مي‏باشد ، بهتر است هماهنگ با آن ، صدايمان را سوزناک و حزين و چهره‏مان را اندوهناک نماييم.

124- شايسته است صوت ما هنگام خواندن مرثيه يکنواخت نباشد ، بلکه صوت خود را به تناسب محتواي مرثيه و به گونه‏اي که زننده نباشد بالا و پايين ببريم و بلند و آهسته کنيم.

125- اگر در شيوه و سبک مرثيه خواني از کسي تقليد مي‏کنيم آن را به مرور زمان ترک نماييم تا خودمان صاحب سبک شويم ، البته گفته‏اند در آغاز راه ، تقليد از مرثيه خوانهاي ديگر اشکالي ندارد.

126- اگر مرثيه خوانهاي ديگري نيز در مجلس حضور دارند از روي احترام ، از آنان کسب اجازه کنيم و به آنها تعارف نماييم.

127- کتابها و اشعار مرثيه و نوحه خواني را مطالعه کنيم ، و به نوارهاي مرثيه و نوحه خواني گوش فرادهيم.

128- از باني و مؤسس و دست اندرکاران مجلس روضه خواني تشکر و قدرداني نماييم ، اما به صورت مبالغه‏آميز و خارج از حد و فراتر از واقعيت نباشد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 7:36  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
66- نزد عموم از به کارگيري کلمات و لهجه‏ي خاص و محلي در مرثيه خواني خودداري کنيم و از داشتن تکيه کلام پرهيز نماييم.

67- تا مي‏توانيم از ابتکار و خلاقيت و ذوق و سليقه‏ي خود و ديگران در انتخاب مراثي و کيفيت بيان و شيوه‏ي آغاز و پايان آنها استفاده کنيم.

68- اگر در خواندن مرثيه اشتباهي کرديم ، در همان جلسه و اگر نتوانستيم در جلسه‏ي بعد ، آن اشتباه را تصحيح نماييم.

69- مي‏توانيم هنگام خواندن مرثيه ، تحمل در برابر مشکلات و صبر در مقابل مصايب را براي شنوندگان زمينه سازي کنيم ، زيرا معصوم - عليه‏السلام - فرموده است : « صبر نيمي از ايمان است » .

70- به مرثيه‏اي که مي‏خوانيم ، خودمان اعتقاد داشته باشيم ، تا اين اعتقاد در شنوندگان نيز تاثير معنوي و عاطفي بگذارد.

71- کيفيت بعضي گريه کردنها زننده است ، از انجام چنين گريه‏هايي خودداري کنيم.

72- از دروغها و تحريفاتي که در مرثيه‏ها صورت گرفته است با اطلاع باشيم تا آنها را نخوانيم.

73- مواظب باشيم براي گرياندن مردم ، مرثيه‏ها را کم و زياد و تحريف نکنيم تا مثلا سوزناک شوند و مردم را به گريه اندازند.

74- اگر نگاه جمعيت يا افراد خاصي مانع مرثيه خواني ما مي‏شود ، مي‏توانيم گاهي چشمان خود را روي هم بگذاريم.

75- توجه داشته باشيم که مرثيه خواني با زبان محاوره‏اي دلنشين‏تر از مرثيه خواني با زبان مکاتبه‏اي است.

76- مرثيه خوان با تجربه‏اي مي‏گفت : « مراثي و اشعار مربوط به آن را پيش از خواب حفظ کنيد تا در ذهن شما کاملا نقش ببندد » .

77- از هر حالت و يا حرکتي که متناسب با مرثيه خواني و شخصيت مرثيه خوان نباشد خودداري کنيم.

78- براي مرثيه خواني و جاري ساختن اشکها ، سعي کنيم احساسات و عواطف شنوندگان را برانگيزانيم.

79- براي برانگيختن شور و احساس شنوندگان بايد خودمان در هنگام مرثيه خواني شور و سوز و احساس نيز داشته باشيم.

80- بين محتواي مرثيه و شرايط و احساسات شنوندگان ارتباط برقرار کنيم ، تا غم و اندوه بيشتري را احساس نمايند و اشک بيشتري را جاري سازند.

81- هنگام مرثيه خواني به همه‏ي جمعيت نگاه کنيم تا توجه همگان را جلب نماييم. و نيز براي جلب توجه و تاثير بيشتر مي‏توانيم در حد ضرورت و متناسب و هماهنگ با محتواي مرثيه از حرکات سر و صورت و دست استفاده کنيم.

82-براي مرثيه خواني ترس به خود راه ندهيم ، و از جمعيت زياد شنوندگان و سشخصيت آنان هراسان نشويم.

83- در آغاز مرثيه خواني ترس و لرز و دلهره و ضربان شديد قلب امري طبيعي است ، از اين رو ياس را به خود راه ندهيم و مرثيه خواني را در « جاهاي مختلف » و در حضور « جمعيتهاي گوناگون » تمرين و دنبال کنيم تا ترس و دلهره‏ي ما از بين برود.

84- آثار و فوايد معنوي مرثيه خواني را به خاطر بياوريم ، تا علاقه‏ي ما به مرثيه خواندن بيشتر شود که نعمتي بزرگ است و متاسفانه برخي از آن غافلند.

85- اگر مرثيه را همراه با سخنراني مي‏خوانيم مواظب باشيم که مرثيه‏ي ما ناقض سخنراني‏مان نباشد و بعکس ، مثلا - بنا به فرض - اگر در سخنراني مي‏گوييم : « توبه در آخر عمر پذيرفته نمي‏شود » در اين صورت نبايد مرثيه‏ي حضرت حر را بخوانيم ، زيرا حضرت حر در آخر عمرش توبه کرد و امام حسين - عليه‏السلام- توبه‏ي او را پذيرفت.

86- هدف نهايي از مرثيه خواني « گرياندن » نيست ، اگر چه مرثيه‏ي همراه با گريه بهتراست.

87- مرثيه خوان بايد آنچنان ورزيده باشد که اگر به او گفتند در سه دقيقه مرثيه خواني کند بتواند ، و چنانچه به وي گفتند در سي دقيقه مرثيه خواني کند باز هم بتواند.

88- اگر در آغاز راه هستيم به خود « تلقين » کنيم که مي‏توانيم مرثيه خواني نماييم ، زيرا تلقين يکي از راههاي تعليم و تعلم است.

89- در همه جا نبايد مرثيه خواند ، بلکه بايد يا شرايط مرثيه خواني موجود باشد و يا شرايط آن را به وجود آورد و سپس مرثيه خواند.

90- مرثيه‏ها را مطابق فهم و موقعيت فردي ، سني ، زماني و مکاني شنوندگان انتخاب کنيم و بخوانيم. مثلا براي نوجوانان مرثيه‏ي حضرت قاسم - عليه‏السلام- و براي کودکان مرثيه‏ي حضرت رقيه - عليهاالسلام - و براي بانوان مرثيه‏ي حضرت زينب - عليهاالسلام - را بخوانيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:52  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
26- مرحله‏ ي اوج مرثيه ، مرحله‏ اي است که گره مرثيه گشوده مي‏شود و سوزناک ترين قسمت مرثيه است. بدين جهت مرحله ‏ي اوج مرثيه را زود بيان نمي‏کنيم.

27- وقتي مرثيه به مرحله ‏ي اوج خود رسيد سوز و گدازي را در شنوندگان برانگيزانيم و « تحولي دروني » در آنها به وجود آوريم به گونه‏ اي که حالت توجه به معارف بلند عاشورايي با آن سوز و گداز همراه گردد.

28- در اوج مرثيه با کلماتي مانند « يا حسين » و « يا زهرا » توسل را بيشتر و داغتر کنيم.

29- اگر مرثيه را همراه با سخنراني انجام مي‏دهيم شايسته است که ارتباط موضوع سخنراني با موضوع مرثيه را فراموش نکنيم و ارتباط بين آن دو را در نظر داشته باشيم ، و به اصطلاح سخنوران مرثيه خوان « گريز » بزنيم.

30- شايسته است مرثيه را با خواندن دعا و فاتحه و صلوات و قيام براي حضرت مهدي - عجل الله تعالي فرجه الشريف - به پايان بريم.

31- پس از پايان مرثيه مي‏توان آيه‏ ي « و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون : و ستمکاران بزودي خواهند دانست که به چه مکاني باز مي‏گردند. » و يا آيه‏ ي « الا لعنة الله علي الظالمين : آگاه باشيد نفرين خدا بر سمتمکاران است » ، را خواند.

32- بعد از خواندن آياتي که گفته شد مي‏توانيم براي استجابت دعا پنج بار آيه‏ي « امن يجيب المظطر اذا دعاه و يکشف السوء » را بخوانيم.

33- مي‏توانيم پس از « امن يجيب » اين دعا را بخوانيم « اللهم انا نسئلک و ندعوک باسمک العظيم الاعظم الاعز الاجل الاکرم بحق محمد و علي و فاطمة و الحسن و الحسين و التسعة المعصومين من ذرية الحسين » و سپس ده بار « يا الله » بگوييم و آن گاه دعاهاي ديگر را بخوانيم.

34- اگر هنگام مرثيه خواني ، مطلب يا شعر بعدي را فراموش کرديم ، مطلب يا شعر قبلي را تکرار مي‏کنيم و شرح مي‏دهيم و در ضمن اين کار به جستجوي مطلب يا شعر بعدي مي‏پردازيم تا آن را به ياد آوريم.

35- براي مرثيه خواني اگر مي‏توانيم در جايي قرار گيريم که مشرف بر شنوندگان باشيم.

36- شايسته است موانع تمرکز حواس را از محل مرثيه خواني حذف کنيم. گاهي اين کار با تذکري از سوي مرثيه خوان مي‏تواند انجام گيرد.

37- در آغاز مرثيه مي‏توانيم از شنوندگان بخواهيم تا سرها را به زير بيندازند ، دلها را روانه‏ي کربلا کنند و زانوي غم در بغل بگيرند.

38- تا مي‏توانيم مدت و مقدار مرثيه را در مدت زماني که از ما خواسته‏اند انجام دهيم ، يعني مرثيه را بموقع شروع کنيم و بموقع خاتمه دهيم.

39- در ابتداي مرثيه صداي خود را خيلي بالا نبريم و بلند نکنيم ، تا براي ادامه‏ي مرثيه نيز نفس داشته باشيم.

40- گاهي گلو و دهان مرثيه خوانهاي مبتدي خشک مي‏شود و يا نفس آنان کم مي‏آيد ، اين امري طبيعي است که به مرور زمان از بين مي‏رود. ولي نکات مرثيه خواني مانند نکته‏ي قبلي را نيز بايد رعايت کرد ، تا با چنين مشکلي روبرو نشد.

41- اگر صداي شما گرفته يا سرما خورده و يا ناصفاف است ، چنانچه مي‏توانيم در رفع آن بکوشيم و يا خودمان پيش از خواندن مرثيه به شنوندگان آن را بگوييم.

42- سعي کنيم براي خواندن مرثيه ، شروع خوب ، گيرا و جذابي داشته باشيم.

43- تلاش کنيم خودمان نيز همراه خواندن مرثيه بسوزيم و اشک بريزيم و گريه کنيم که گفته‏اند : « آنچه از دل برآيد ، لا جرم بر دل نشيند » .

44- اگر هنگام خواند مرثيه ، خودمان گريه نمي‏کنيم ( بکاء ) ، دست کم حالت گريه به خود بگيريم ( تباکي ) .

45- سوز و حال و گريه در مرثيه خواني را از خود خدا و معصومان - عليهم ‏السلام - طلب کنيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 6:50  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
11- شايسته است پيش از خواندن مرثيه جمله‏ ي « يا اباعبدالله ادرکنا » يا جمله‏ي « يا صاحب الزمان ادرکنا » و يا جمله‏ ي « يا فاطمة الزهراء ادرکينا » را از قلب خود بگذرانيم و يا بر زبانمان جاري نماييم.

12- پيش از مرثيه خواني درباره‏ي آن فکر نماييم که چگونه آن را آغاز کنيم ، چگونه آن را ادامه دهيم و چگونه آن را به پايان بريم و بطور کلي چگونه آن را بيان نماييم.

13- مرثيه را با نام و حمد خدا و درود و صلوات بر پيامبر گرامي اسلام - صلي الله عليه و آله - و ائمه‏ي معصومين - عليهم‏السلام - و بيزاري از دشمن آنان آغاز کنيم. مثلا بگوييم : « بسم الله الرحمن الرحيم ، الحمد لله رب العالمن ، ثم الصلوة و السلام علي سيدنا و نبينا ابي‏القاسم محمد و علي اهل بيته الطيبين الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين من الآن الي قيام يوم الدين » .

14- مي‏توانيم مرثيه را نيز با نام خدا و ياد صفات خدا آغاز کنيم. مثلا بگوييم : « بسم الله الرحمن الرحيم ، يا رحمان يا رحيم... » .

15- پس از ذکر نام و صفات و حمد خدا و درود بر معصومان مي‏توانيم چند بيت شعر بخوانيم و يا خاطره و داستاني را ذکر کنيم و سپس اصل مرثيه را بازگو نماييم.

16- اگر شعر يا خاطره و يا داستاني پيش از خواندن اصل مرثيه مورد استفاده قرار مي‏گيرد ، سعي شود آن قدر طولاني نگردد که از اصل مرثيه بيشتر شود و اصل مرثيه و هدف و محتواي آن را تحت الشعاع خود قرار دهد.

17- چناچه شعر يا داستان يا خاطره و يا نظاير آن در مرثيه خواني مورد استفاده قرار گرفتند ، بايد از نظر محتوا درست و از نظر مدرک صحيح و معتبر باشند.

18- شايسته است از اشعار عرفاني مربوط به مرثيه در همه جا استفاده نشود ، زيرا عرفان ، زمينه و يا زمينه سازي مي‏خواهد.

19- در آغاز راه و پيش از خواندن مرثيه ، آن را در خانه يا مانند آن تمرين و حفظ کنيم ، تا در هنگام خواندن مرثيه دچار اشتباه و يا فراموشي نشويم.

20- اگر شنوندگان براي شنيدن مرثيه بطور پراکنده نشسته‏اند ، در صورت امکان از آنان بخواهيم به صورت جمعتر بنشينند.

21- سعي کنيم تا مرثيه را بدون مقدمه چيني و زمينه سازي شروع ننماييم. به قول معروف ، فوري به « گودال قتلگاه » نرويم.

22- براي مقدمه چيني و زمينه سازي مي‏توان مرثيه را با عرض سلام بر معصوم يا شهيد مورد نظر ، و يا همان گونه که گفته شد با خواندن شعر و ذکر داستان و خاطره‏اي مربوط به مرثيه‏ي مورد نظر آغاز کنيم.

23- گاهي براي آغاز يا پايان مرثيه‏ي سرور شهيدان مي‏توانيم اين سلامها را بخوانيم : « السلام عليک يا اباعبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائک عليک مني سلام الله ابدا ما بقيت و بقي الليل و النهار و لا جعله الله اخر العهد مني لزيارتکم السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين [و رحمة الله و برکاته ] » .

24- در آغاز يا پايان مرثيه‏ي هر معصومي - عليه‏السلام- مي‏توانيم قسمتي از دعاي توسل را که مربوط به آن معصوم است بخوانيم ، مثلا براي مرثيه‏ي امام حسين - عليه‏السلام- عرض کنيم : « [السلام عليک] يا اباعبدالله يا حسين بن علي ايها الشهيد يابن رسول الله يا حجة الله علي خلقه يا سيدنا و مولينا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الي الله و قدمناک بين يدي حاجاتنا يا وجيها عند الله اشفع لنا عندالله » .

25- معمولا مرثيه داراي سه مرحله است : يک : مقدمه ، دو : اوج و سه : فرود. بعد از رسيدن مرثيه به مرحله‏ي اوج و سوزناک خود ، آن را زياد طول ندهيم ، يعني مرحله‏ي فرود مرثيه را کوتاه کنيم ، که گاهي مرثيه حتي بدون فرود نيز خوانده مي‏شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:49  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
 

1- به « خدا » توکل کنيم.

2- توسل به معصومان و کمک از آنان بويژه حضرت فاطمه ‏ي زهرا و امام حسين و حضرت مهدي - عليهم ‏السلام - را فراموش نکنيم.

3- از خاندان عصمت و طهارت - عليهم‏السلام - با احترام ياد کنيم ، مثلا براي مرد ( عليه ‏السلام ) و براي زن ( عليهاالسلام ) را به کار بريم.

4- از خدا بخواهيم تا خاندان عصمت و طهارت بويژه حضرت مهدي - عليهم ‏السلام - به جلسات مرثيه خواني ما عنايت کنند و در اين گونه مجالس تشريف بياورند و چشمان گنهکار ما را به جمال دل آراي خويش نوراني بفرمايند.

5- اگر به مرثيه خواني علاقه داريم از خاندان عصمت و طهارت بويژه حضرت فاطمه‏ي زهرا و امام حسين و امام زمان - عليهم‏السلام - بخواهيم تا ما را در زمره‏ي مرثيه خوانان واقعي خود قرار دهند.

6- مرثيه خواني از نعمتهايي است که خداوند و خاندان عصمت و طهارت - عليهم‏السلام - به دوستان خود عطا مي‏کند ، پس آن را دست کم نگيريم و کم ارزش نکنيم.

7- مي‏توانيم ثواب مرثيه خواني خود را به معصومان - عليهم ‏السلام - يا مراجع تقليد - رضوان الله عليهم - و يا پدر و مادر و فاميل و مانند آن هديه کنيم.

8- خواندن مرثيه را به عنوان انجام عبادت و وظيفه‏ي شرعي بدانيم.

9- در هنگام مرثيه خواني با طهارت و با نظافت باشيم.

10- مي‏توانيم پيش از مرثيه خواني دو رکعت نماز بخوانيم و از خدا بخواهيم تا ما را در مرثيه خواني موفق بدارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:16  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﻗﺎﺿﯽ (رحمة الله عليه):
ﺩﺭ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍ علیه السلام ﻣﺴﺎﻣﺤﻪ ﻧﻨﻤﺎﯾﯿﺪ ، ﺭﻭﺿﻪ ﻫﻔﺘﮕﯽ ﻭﻟﻮ ﺩﻭ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﺳﺒﺎﺏ ﮔﺸﺎﯾﺶ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻫﻔﺘﮕﯽ ﻫﻢ ﻧﺸﺪ ﺩﻫﻪ ﺍﻭﻝ ﻣﺤﺮﻡ ﺗﺮﮎ ﻧﺸﻮﺩ.

ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻪ ﺑﻬﺠﺖ (رحمة الله عليه) :
ﮔﺮﯾﻪ ﺑﺮ ﺳﯿﺪ ﺍﻟﺸﻬﺪﺍ ‏ علیه السلام ﺍﺯ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺐ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖ .

ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﯽ‏ (رحمة الله عليه) :
برای رسیدن به عرفان کامل دو راه و دو مکان بیشتر وجود ندارد ؛ یا در حرم اباعبدالله یا در مجلس ابا عبدالله…

شیخ جعفر شوشتری (رحمة الله عليه) :
کسانی که نام این بزرگوار را می شنوند و تغییر حالی در خود نمی بینند، جداً نگران ایمان خود باشند! نام آقا امام حسین علیه السلام محک ایمان است.

آیت الله علامه امینی (رحمة الله عليه) :
به هنگام شنیدن مدایح و مراثی آل محمد چنان بی قرار می شد که بر اثر شادی یا اندوه، زمان و مکان را از یاد میبرد و روحش چنان به پرواز در می آمد که گویی هم اکنون در همان صحنه ای است که اشعار و مدایح و مراثی از آن سخن می گوید.

آیت الله آشیخ عبدالکریم حائری (رحمة الله عليه) :
روضه خوانی و گریه بر سیدالشهدا علیه السلام عمل مستحبی است که هزار واجب در آن است.

حاج میرزا اسماعیل دولابی (رحمة الله عليه) :
محبت و عزاداری برای امام حسین علیه السلام انسان را زود به مقصد می رساند. کلنا سفن النجاه و سفینه الحسین اسرع. همه ی ما اهلبیت کشتی نجاتیم ولی کشتی امام حسین علیه السلام سریعتر است . هنگام عزاداری انسان در دلش را باز میکند و امام حسین علیه السلام داخل میشوند

آﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﯽ‏ (رحمة الله عليه) :
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻣﻌﻨﻮﯾﺖ ﻧﺮﺳﯿﺪ، ﻣﮕﺮ ﺩﺭ ﺣﺮﻡ ﻣﻄﻬﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ علیه السلام ‏ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﺁﻥ ، «این کتیبه‏ های سیاه که بر در و دیوار حسینیه و محل عزاداری نصب کرده‏ اند، ما را شفاعت می‏کنند».

ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﮔﻠﭙﺎﯾﮕﺎﻧﯽ(‏ رحمة الله عليه) :
ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻧﺎﻡ ﻣﺮﺍ ﻫﻢ ﺟﺰﺀ ﺭﻭﺿﻪ ﺧﻮﺍﻥ ﻫﺎﯼﺣﻀﺮﺕ ﺳﯿﺪ ﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ علیه السلام ﺛﺒﺖ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ .
آیت الله بهاءالدینی (رحمة الله عليه) : دستگاه امام حسین علیه السلام فوق فقه است… نباید به دستگاه امام حسین علیه السلام اهانت شود، این عزاداری ها احیا کننده نماز و مساجد است.

آیت الله سیدعبدالکریم کشمیری (رحمة الله عليه) :
برای امام حسین علیه السلام هر کاری بکنی کم است

آیت الله بروجردی( رحمه الله ): به مقداری که امام حسین علیه السلام ، بزرگ و واجب الاحترام است، منسوبین به آن حضرت هم لازم الاحترام می باشند.

ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﮐﻤﭙﺎﻧﯽ‏ (رحمة الله عليه) :
ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﺭﻭﺿﻪ ﺧﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﻣﻘﯿﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﭘﺎﯼ ﺳﻤﺎﻭﺭ ﺑﻨﺸﯿﻨﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﺭﺍ ﺟﻔﺖ ﮐﻨﻨﺪ.
ایت الله حق شناس (ره)
در مجلس موعظه و روضه شرکت کنید برخورد امام حسین ع با عزادارش ما فوق تصور ماست در باب رحمت..

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:8  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس نماز عاشورا

سید الشهداء امام حسین (عليه السلام) در سخت ترین شرایط و در حین جنگ، نماز را در اول وقت اقامه کرده و هیچ چیز نتوانست مانع نماز اول وقت ایشان شود، حضرت نفرمود اول جنگ و بعد نماز؛ او این درس را از پدر بزرگوارش على (عليه السلام) آموخت.
امام حسين (عليه السلام) در ظهر عاشورا 2 ركعت نماز خواند كه اين دو ركعت نكات زيادي دارد:
1.امام مي توانست در خيمه رود و نماز بخواند، اما نرفت
2. مي توانست فرادا نماز بخواند و نخواند
3. مي توانست نماز را به وقت ديگري موكول كند كه نكرد
4. چرا امام براي آب درخواست نكرد ، اما براي نماز درخواست توقف جنگ را داد
و صدها چراي ديگر
نماز ظهر عاشورا شايد 2 دقيقه بيشتر طول نكشيد و بيش از 34 بند بيشتر نداشت (7 آيه حمد و 5 آيه توحيد كه در2 ركعت مي شود 24 آيه + 2 ركوع و 4 سجده و 3 بند در تشهد و سلام آخر )
به گواهی تاریخ هنگام اقامه نماز در ظهر عاشورا كه 34 جمله بيشتر نداشت 30 تیر به سوی امام حسین (عليه السلام) پرتاب شد یعنی تقریباً در برابر هر کلمه اي یک تیر
اين يعني اقامه نماز؛ و ما،در زيارتنامه امام مى‏گوييم: «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاهَ» شهادت مى‏دهيم كه تو اقامه گر نماز بودى.
حال آيا ما هم اهل اقامه ي نماز هستيم؟
كساني كه اهل نماز نيستند يا اهل اقامه ي آن ؛ جواب امام حسين(عليه السلام) را چه مي دهند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:24  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

 

نتیجه تصویری برای عکس حجاب


سلام به مطلب زیر دقت فرمایید:


 تو اتوبوس پیرمرد به دختره که کنارش نشسته بود گفت :
دخترم این چه حجابیه که داری ؟ همه ی موهات بیرونه
دختره گفت :
تو نگاه نکن !
بعد از چند دقیقه پیرمرد کفشش را درآورد..بوی جوراب در فضا پخش شد!

دختره در حالی که دماغشو گرفته بود به پیرمرد گفت : اه اه اه این چه کاریه میکنی خفمون کردی ؟
پیرمرد باخونسردی گفت:
تو بو نکن!

 بله عزیزم! تمیزی بدن من با تمیزی لباس تو، به بقیه هم مربوطه. پس موضوع اجتماعی است.. پوشش ( حجاب)، امر اجتماعی است، برای اینکه بعنوان یک انسان توی اجتماع حضور داشته باشیم. نه بعنوان یک جنسیت. حجاب آمد تا زن به اجتماع بیاید.. وگرنه برای توی خونه که حجاب لازم نبود...

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:31  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس رقیه



حضرت رقیه فرزند امام حسین علیه السلام است . بر اساس نوشته‏ های بعضی کتاب‏های تاریخی، نام مادر حضرت رقیه(علیهاالسلام)، امّ اسحاق است که پیش‏تر همسر امام حسن مجتبی (علیه‏ السلام) بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن (علیه‏ السلام) به عقد امام حسین (علیه‏ السلام) درآمده است. در مورد تاریخ تولد حضرت رقیه چیزی معلوم نیست.

در تعداد دختران امام حسین و نامهای آنها اختلاف وجود دارد. آنچه از منابع بدست می آید امام حسین علیه السلام دارای چهار دختر بنامهای فاطمه کبری، فاطمه صغری، سکینه و رقیه بوده است.

اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین علیه السلام در منابع شیعی آمده است. در کتاب کامل بهائی نوشته علاء الدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است.

یکی از کتاب‏های کهن که در زمینه حضرت رقیه مطالبی نقل نموده، کتاب اللهوف از سیدبن طاووس است. وی می‏ نویسد: �شب عاشورا که حضرت سیدالشهداء (علیه ‏السلام) اشعاری در بی وفایی دنیا می‏خواند، حضرت زینب (علیهاالسلام) سخنان ایشان را شنید و گریست. امام (علیه‏ السلام) او را به صبر دعوت کرد و فرمود: �خواهرم، ام کلثوم و تو ای زینب! تو ای رقیه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر دارید [و به یاد داشته باشید] هنگامی که من کشته شدم، برای من گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخنی ناروا مگویید [و خویشتن دار باشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:31  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

سوال:

چرا شیعیان از شب اول محرم محزون میشوند؟

جواب:

به امام صادق صلوات الله عليه عرض شد: آقای من به فدایتان شوم، وقتی کسی می میرد یا کشته می شود جلسه نوحه ای برای او می گیرند؛ و من مشاهده می کنم که شما و شیعیانتان از اول ماه محرم اقامه عزا می کنید.

حضرت فرمودند:این چه حرفی است! هنگامی که هلال ماه محرم دمیده می شود، ملائکه پیراهن امام حسین عليه السّلام را آویزان می کنند در حالیکه از ضربه های شمشیر پاره پاره شده و آغشته به خون است؛ ما و شیعیانمان این پیراهن را با چشم دل (و نه با چشم ظاهری) می بینیم، پس اشک های ما سرازیر می شود.

منبع: خصائص الزینبیة، ص 49

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:51  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  |