#رفتار_والدین

برخی از والدين معتقد هستند بايد به بچه سخت گرفت تا قوى بشود. اين نوع والدين از ترس لوس شدن و ضعيف ماندن فرزندشان به او سخت مي گيرند.

كودكاني كه با این روش رشد می كنند تشنه عشق و محبت هستند. اين افراد در بزرگسالی ممكن است عشق تجربه نكرده خود را در روابط نامشروع، بدست آوردن پول، يا اعتياد جستجو كنند يا برعكس عشقى كه هرگز در كودكی نيافتند را به ديگران هديه كنند و نقش ناجی را به عهده بگيرند، اما در درون از آرامش و امنيت محروم بمانند.

درست است که در بعضى موارد پدر و مادر موظف هستند مقابل فرزندشان بايستند و با رفتار يا خواسته او مخالفت كنند، اما اگر اين روش تبديل به روش تربيتى شود، كودک ممكن است در ظاهر سخت اما از درون شكننده شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند ۱۴۰۱ساعت 9:13  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

🔸#خوابیدن روی شکم باعث بی‌تحرک ماندن بدن و رسوب سنگ در کلیه، تضعیف عضلات شکم، قوز کمر و آسیب به گردن و ستون فقرات می‌شود

+ بهترین حالت بدن در هنگام خواب، خوابیدن به سمت راست است.

🔆حضرت علی(علیه سلام) می‌فرماید:
خوابیدن چهار قسمت است:👇
پیامبران بر پُشت دراز کشیده می‌خوابند، در حالی که چشم‌هایشان برای دریافت وحی پروردگار نمی‌خوابد. مؤمن رو به قبله بر پهلوی راست می‌خوابد. پادشاهان و فرزندانشان برای گوارایی غذا بر پهلوی چپ می‌خوابند و ابلیس و برادرانش و دیوانگان و آسیب‌دیدگان عقلی بر روی شکم می‌خوابند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند ۱۴۰۱ساعت 9:10  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

حاج ميرزا حسين نورى صاحب «مستدرك الوسائل» از دارالسلام نورى حكايت مى كند:
از عالم زاهد سيد هاشم حائرى كه مبلغ يك صد دينار كه معادل ده قران عجمى بود از يك نفر يهودى به عنوان قرض گرفتم كه پس از بيست روز به او برگرداندم،

نصف آن را پرداختم و براى پرداخت بقيه آن او را نديدم جستجو كردم، گفتند: به بغداد رفته.

شبى قيامت را در خواب ديدم، مرا در موقف حساب حاضر كردند، خداوند مهربان به فضلش مرا اذن رفتن به بهشت داد. چون قصد عبور از صراط كردم، زفير و شهيق جهنم مرا بر صراط نگاه داشت و راه عبورم را بست، ناگاه طلبكار يهودى چون شعله اى از جهنم خارج شد و راه بر من گرفت و گفت: بقيه طلب مرا بده و برو. من تضرع كردم و به او گفتم: من در جستجويت بودم تا بقيه طلبت را بپردازم ولى تو را نيافتم.

گفت: راست گفتى ولى تا طلب مرا ندهى از صراط حق عبور ندارى. گريه كردم و گفتم: من كه در اينجا چيزى ندارم كه به تو بدهم. يهودى گفت: پس بجاى طلبم بگذار انگشت خود را بر يك عضو تو بگذارم. به اين برنامه راضى شدم تا از شرش خلاص شوم، چون انگشت بر سينه ام گذاشت از شدت سوزش آن از خواب پريدم!

📚برگرفته از کتاب عرفان اسلامى، ج۱۳

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند ۱۴۰۱ساعت 9:8  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  |