نتیجه تصویری برای عکس رهبری

سخنان رهبر معظم انقلاب در خصوص ماه ربیع :

بعضی از اهل معرفت و اهل سلوک معنوی معتقدند
که ماه ربیع الاول، به معنای حقیقی کلمه،
ربیع حیات است، ربیع زندگی است؛
زیرا در این ماه، وجود مقدس پیامبر گرامی و همچنین
فرزند بزرگوارش حضرت ابی عبداللّه جعفربن محمدالصّادق
ولادت یافته اند
و ولادت پیغمبر سرآغاز همه ی برکاتی است
که خدای متعال برای بشریت مقدر فرموده است.
ما که اسلام را وسیله ی سعادت بشر
و راه نجات انسان میدانیم،
این موهبت الهی مترتب بر وجود مبارک پیغمبر است
که در این ماه اتفاق افتاد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۶ساعت 7:55  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

به این مطلب خوب دقت نمایید:

شخصی از خدا دو چیز خواست…
یک گل و یک پروانه…
اما چیزی که به دست آورد
یک کاکتوس و یک کرم بود.
غمگین شد.با خود اندیشید شاید خداوند من را دوست ندارد و به من توجهی ندارد.
چند روز گذشت.
از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شدو آن کرم تبدیل به پروانه ای زیباشد.
:hearts:عزیزانم  اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید به او اعتماد کنید.

دقت داشته باشیم خارهای امروز گلهای فردایند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۶ساعت 7:44  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

1- مرگ ناگهانی و قبول نشدن دعا
امام صادق (ع) می فرمایند:
خانه ای که در آن غنا و موسیقی باشد از مرگ و مصیبت دردناک در امان نیست ودعا در آن به اجابت نمی رسد و فرشتگان وارد آن نمی شوند.(1)

2-  سبب نفاق
امام صادق (ع) می فرمایند: نواختن موسیقی نفاق را در دل می رویاند همانطور که آب سبزه را می رویاند.(2)

3-  رفتن برکت از زندگی.
پیامبر می فرمایند: فرشتگان به خانه ای که قمار، شراب و وسایل موسیقی در آن باشد وارد نمی شود دعای اهل خانه مستجاب نمی گردد. خیر و برکت هم از آنجا می رود.(3)

4- عامل زنا
رسول خدا (ص) می فرمایند: غنا و موسیقی کاری است که انسان را به زنا می کشاند.(4)
در حدیثی دیگرآمده است که : از غنا و موسیقی دوری کنید زیرا موسیقی حیا را از بین می برد و سبب زیاد شدن غریزه جنسی می شود . مردانگی مرد را نابود می سازد و هر کاری که شراب می کند موسیقی هم انجام میدهد. و اگر مبتلا به موسیقی شدید از زنان بپرهیزید برای آنکه موسیقی و زنان انسان را به زنا می کشاند.(5)
5-  عذاب اخروی
رسول خدا (ص) می فرمایند: کسی که به لهو گوش دهد در روز قیامت در گوشش سرب داغ ریخته می شود.(6)

6- سوء عاقبت
مردی به امام صادق(ع) عرض کرد: همسایگان من کنیزانی دارند که آواز می خوانند و با عود (یکی از آلات موسیقی) می نوازند . چه بسا به هنگام قضای حاجت نشستنم را طول می دهم، تا صدای آنها را بیشتر بشنوم.امام فرمودند: « این کار را نکن. در روز قیامت در برابر خداوند هیچ عذری نداری ؛ مگر سخن حق را نخواندی که می فرماید : گوش، چشم، دل، مسئولند و در برابر کارهایی که کرده اند، مورد سؤال واقع می شوند. » مرد عرض کرد : به خدا سوگند گویا این آیه را تاکنون نخوانده و نشنیده بودم. دیگر به خدا این کارها را انجام نمی دهم و از اوآمرزش می طلبم . امام سپس فرمودند: «برخیز و غسل کن و آن چه می توانی نماز بخوان، چون تا کنون به گناه بزرگی مشغول بودی و چه بد حال وتیره بخت بودی اگر بدون توبه و بر این حال از دنیا می رفتی.»(7)

7- قساوت قلب
رسول خدا (ص) به حضرت علي (ع ) مي باشد كه به ایشان فرموده اند:« يا على؛ سه كار دل راسخت كند: گوش دادن به آواز و موسيقى ، شكارکردن و به دربار سلاطين رفتن.(8)

8- بی حیایی و بی تفاوت شدن

امام صادق علیه السلام :
كسي كه در خانه اش چهل روز بربط ( نوعي تار ) نواخته شود خداوند متعال شيطاني را به نام قفندر بر او مسلّط مي كند كه عضوي از اعضاي وي باقي نمي ماند مگر اينكه او را در برمي گيرد و هنگامي كه اين گونه شد حيا از او گرفته مي شود به گونه اي كه نسبت به آنچه به او گفته مي شود بي تفاوت مي گردد».(9)

منابع:
1- کافی جلد 6 ص 433
2- کافی جلد 6 ص 434
3- وسائل الشیعه ج12 ص 235
4- الدر المنثور ج5 ص 305
5- الدر المنثور ج5 ص 305
6- مستدرک الرسائل ج 13 ص 222
7- کافی،ج6،،ص1655،ح10.
8- نصایح، ترجمه آیت الله احمدجنّتی ،ص 134.
9- کافی،ج6،،ص1655،ح17.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۶ساعت 7:43  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

حواسمون باشد وقتی می میریم، ما را به اسم صدا نمیکنند

و درباره ما می گویند: جسد کجاست ؟

و بعد از غسل دادن می گویند :جنازه کجاست ؟

وبعد از خاک سپاری می گویند: قبر میت کجاست ؟

همه لقب ها و پست هایی که در دنیا داشتیم

بعد از مرگ فراموش ميشه

مدير ، مهندس ، مسؤول ، دکتر، بازرس...

پس فروتن و متواضع باشیم...نه مغرور و متكبر...

عارفی گفت : آنچه ازسر گذشت ؛ شد سرگذشت!!!

حیف بی دقت گذشت؛ اما گذشت!!!

تاکه خواستیم یک «دوروزی» فکرکنیم!!!!!!!

بردرخانه نوشتند؛ درگذشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:30  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

به این مطلب توجه نمایید:
روزی ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﯽ، ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ ﺷﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍهد ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﺵ ﺣﺮﻑ ﺑﺰند.
ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻭ را ﺻﺪﺍ ﻣﯿﺰند ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﻭ ﺳﺮﻭ ﺻﺪﺍ، ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻣﺘﻮﺟﻪ نمیشود.
ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﻣﻬﻨﺪﺱ، یک اسکناس 10 ﺩﻻﺭی به پایین می‌اندازد ﺗﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ کند.
ﮐﺎﺭﮔﺮ 10 ﺩﻻﺭ ﺭا ﺑﺮمی‌دارد ﻭ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﺶ می‌گذارد ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند مشغول کارش می‌شود.
ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ 50 ﺩﻻﺭ ﻣﯿﻔﺮستد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند پول را در جیبش می‌گذارد.
ﺑﺎﺭ ﺳﻮﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺭا می‌اندازد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﮔﺮ برخورد می‌کند.
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺮش را ﺑﻠﻨﺪ می‌کند ﻭ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ می‌کند ﻭ ﻣﻬﻨﺪﺱ کارش را به او می‌گوید.
ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ می‌فرستد ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﺳﭙﺎﺱﮔزﺍﺭ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ.
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺮ ﺳﺮمان می‌افتد ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﻣﯽﺁﻭﺭﯾﻢ.
بنابراین هر ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻣﺎﻥ ﻧﻌﻤﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺳﯿﺪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﭙﺎﺱگزاﺭ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺑﯿﻔﺘﺪ.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ساعت 7:21  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 


زندگي کردن با مردم اين دنيا همچون دويدن در گله اسب است..
تا مي تازي با تو مي تازند.
زمين که خوردي، آنهايي که جلوتر بودند.. هرگز براي تو به عقب باز نمي گردند.
و آنهايي که عقب بودند، به داغ روزهايي که مي تاختي تورا لگد مال خواهند کرد.

در عجبم از مردمي که بدنبال دنيايی هستند که روز به روز از آن دورتر مي شوند
وغافلند از آخرتي که روز به روز به آن
نزديکتر مي شوند.

پس بیایید برای آخرت کارکنیم واگر کاری هم برای کسی می کنیم ، هدفمان رضای خدا باشد وکاری باشد که رضایت او را در پی داشته باشد نه غضب اورا .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۶ساعت 9:51  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس اربعین

قرنهاست که دوستان اهل بیت (ع) با تمسک به کاروان داغدیده اسیران کربلا زیارت اربعین امام حسین (ع) را به جا می آورند. اما در سالهای اخیر روح تازه ای در این زیارت پر فضیلت دمیده شده است و بر شکوه آن افزوده است. گو اینکه زیارتی که تا به حال بیشتر سلوک و همراهی فردی مردم با امام (ع) بود به مرحله ای جدید از جریان جمعی با محوریت محبت سید الشهداء (ع) رسیده است و مردم جهان با این پیاده روی به بلوغ یک جامعه آرمانی و ایمانی با محوریت امام (ع) نزدیکتر شده اند.

راهی طولانی برای رسیدن به این فضیلت بزرگ پیموده شده است. عاشورایی که در سال 61 به وقوع پیوست آغاز این راه بود. نهالی که در عاشورا کاشته شد امروز گل داده است و روزی عطر گلهای بیشمار این شجره طیبه همه جهان را پر خواهد کرد. 
این روزها دورنمای اصلاحی که امام حسین (ع) با آن فداکاری بزرگ وعده آن را داده بودند بهتر می توان مشاهده نمود. می توان دید که خط سرخ عاشورا به خط سبز ظهور نزدیکتر شده است. 
شکوهی که امروز در زیارت میلیونی اربعین دیده می شود بشارتی بزرگ است و نشانه آماده تر شدن مردم جهان برای دوران با شکوه ظهور مصلح کل، حضرت حجه بن الحسن(عج). نمایشی کوچک از همدلی و برادری و محبتی که پس از ظهور وعده آن را به ما داده اند را می توان در زائران اربعین مشاهده کرد. در این زیارت می توان به خوبی دید که مرزهای خود ساخته بشر مثل نژاد و قبیله و زبان و کشور از میان برداشته می شود. اینها همه به یاری خداوند ذائقه بشر را برای چشیدن طعم شیرین ظهور آماده خواهد کرد. قرنهاست که دوستان اهل بیت (ع) با تمسک به کاروان داغدیده اسیران کربلا زیارت اربعین امام حسین (ع) را به جا می آورند. اما در سالهای اخیر روح تازه ای در این زیارت پر فضیلت دمیده شده است و بر شکوه آن افزوده است. گو اینکه زیارتی که تا به حال بیشتر سلوک و همراهی فردی مردم با امام (ع) بود به مرحله ای جدید از جریان جمعی با محوریت محبت سید الشهداء (ع) رسیده است و مردم جهان با این پیاده روی به بلوغ یک جامعه آرمانی و ایمانی با محوریت امام (ع) نزدیکتر شده اند.
راهی طولانی برای رسیدن به این فضیلت بزرگ پیموده شده است. عاشورایی که در سال 61 به وقوع پیوست آغاز این راه بود. نهالی که در عاشورا کاشته شد امروز گل داده است و روزی عطر گلهای بیشمار این شجره طیبه همه جهان را پر خواهد کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان ۱۳۹۶ساعت 7:25  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

سلام ،دقت داشته باشیم :
قصه ها و داستان ها برای بیدار کردن ما از خواب نوشته شده اند ، ولی ما یک عمر از آنها برای خوابیدن استفاده کرده ایم . . . به داستان زیر دقت نمایید:
مرﺩﯼ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﺎﺩﺭ، ﻫﻤﺴﺮ ﻭ فرزندش ﺭﺍ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ،و ﻧﺰﺩ اربابی ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، وی ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺵ ﺍﺧﻼﺹ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ کارها ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺩﺍﺩ،
یک ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻭ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﻧﺮﻓﺖ.به همین ﻋﻠﺖ ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ: باﯾﺪ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﯾﻨﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﺗﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻢ ﺗﺎ ﺍﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻏﯿﺒﺖ ﻧﮑﻨﺪ
ﺯﯾﺮﺍ ﺣﺘﻤﺎ ﺑه خاﻃﺮ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩﺵ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ در روز بعد ﺳﺮﮐﺎﺭﺵ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ارباب ﺣﻘﻮﻗﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﯾﻨﺎﺭﯼ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩ. ﮐﺎﺭﮔﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ تشکر کرد و ﺩﻟﯿﻞ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪ.بعد ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺮﺩ.
ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ به شدت ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ شد و گفت :
ﺩﯾﻨﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﻢ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﮐﺮﺩ.ﻭ ﮐﺎﺭﮔﺮ باز هم ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ و علت این کار را ﺍﺯ ﺍﻭ نپرسید. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ ﺍﺯ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﺍﻭ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩ به همین ﻋﻠﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺣﻘﻮﻗﺖ ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺩ ﮐﺮﺩﻡ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺘﯽ،
ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﺯ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺘﯽ!
ﮐﺎﺭﮔﺮ ﮔﻔﺖ:
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺭ ﺍﻭﻝ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﺯﻧﺪﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﻪ ﻣﻦ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺩﺍﺩﯼ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ برای ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﺩ ﻭ ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﺩﯾﻨﺎﺭ از حقوقم ﮐﻢ ﺷﺪ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﯾﺶ ﺑﻮﺩﻩ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ.
 ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻪ ما داده و  ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﻗﺎﻧﻊ ﻭ ﺭاضی باشیم  ﻭ همواره شکرگذار باشیم و ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻭ ﮐﺎﻫﺶ ﺭﻭﺯﯾماﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎن ها ﻧﺴﺒﺖ ﻧدهیم چراکه او رازق است وماهمه مرزوق، مولد و تولید کننده ی روزی فقط خداست وما همه مصرف کننده ایم..

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 9:43  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

 

نتیجه تصویری برای عکس شکرخدا

به این مطلب خوب دقت نمایید:

مردی درحالی‌که به قصرها و خانه‌های زیبا می‌نگریست به دوستش گفت:
«وقتی این همه اموال را تقسیم می‌کردند ما کجا بودیم.»

دوست او دستش را گرفت و به بیمارستان برد و گفت:

« وقتی این بیماری‌ها را تقسیم می‌کردند ما کجا بودیم ! »

عزیزان بیایید قدر داشته هایمان رابدانیم و همواره شاکرباشیم، خدا را همیشه باید بابت داده ها ( آنچه که به ما داده است)و بابت نداده ها ( آنجه که به ما نداده است) وبابت گرفته ها ( آنچه که از ما گر فته است) شاکر باشیم، چراکه همه اش لطف است از طرف خدا وحکمت هایی دارد که ما نمی دانیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:39  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 



خیانت یعنی :

در شبکه های اجتماعی در دسترس و آنلاین باشی اما همسرت که کنار نشسته بهت دسترسی نداشته باشه.

بی توجه به پی وی دیگران رفتن و از عاشقی گفتن اما همسرت کنارت باشه و از بی توجهی های تو به خودش بپیچه و نتونه حرفی بزنه.

خیانت یعنی قربون و صدقه دوستای مجازی رفتن و در جواب همسرت که صدات میزنه بگی (هان) و (چیه)

 تا صبح با همه چت کنی اما به همسرت که می رسی حوصله نداشته باشی و نسبت به همسرت که احتیاج داره با تو دردودل کنه بی تفاوت باشی.

خیانت یعنی هی خودتو خوشگل کنی هی عکس دلربا بندازی برای دوستای مجازیت اما برای همسرت یه دست لباس قشنگ نپوشی.

خیانت یعنی با همه باشی الا با همسرت.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:49  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
چك وقتي قلم‌خوردگي پيدا كند ديگراز اعتبار مي‌افتد، مگر اين‌كه پشت‌نويسي شود.
ما هم همين‌طور... وقتي كه يك گناهي، لغزشي ولو ناچيز، ولو اندك داشته باشيم از چشم خدا مي‌افتيم، از اعتبار مي‌افتيم، مگر اين‌كه پشت‌نويسي كنيم؛ يعني توبه كنيم، آن‌وقت است كه آن اعتبار و آبروي رفته بازمي‌گردد.
اين است كه قرآن كريم مي‌گويد:

همه توبه كنيد و به سوي خدا بازگرديد.

توبه حقيقي آن است که به طور جدي از گناهان گذشته پشيمان شده و توبه نموده، و آنها را ترک کرده و با اعمال نيک آينده، گذشته را جبران کنند. در اين صورت ان شاء الله مشمول بخشش الهي واقع خواهد شد.

 
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:58  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای حکم شرکت زنان در پیاده روی اربعین

محضر آیت الله مکارم سلام علیکم، شرکت زنان در پیاده روی اربعین چه حکمی دارد؟

پاسخ : نباید از شکوه اربعین چیزی کاست و شرکت زنان اشکالی ندارد ولی جهات شرعی را باید رعایت نمایند.

استفتاء از محضر معظم له

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:49  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

علامه مامقانی در مورد مذهب مختار معتقد است که او امامی مذهب بود و بالاتر از آن، در زمینه امامی بودن مختار مدعی اجماع علمای شیعه و سنی است و در ادامه کلام خود می گوید حق این است که مختار معتقد به امامت حضرت سجاد علیه السلام بود، و در این مورد چهار دلیل می آورد که مهم ترین آن ها عبارت اند از:

1. ارسال هدیه های ارزشمند از سوی مختار به امام سجاد علیه السلام کاشف است از اعتقاد مختار به امامت حضرت سجاد علیه السلام؛ زیرا اگر مختار به امامت «محمد حنفیه» قائل بود نه حضرت سجّاد، می بایست هدایایش را به امام خود یعنی محمد حنفیه می فرستاد نه حضرت سجاد.

2. مامقانی دعای امام سجاد علیه السلام در حق مختار و طلب جزای خیر از خدا برای او را دلیل بر امامی بودن او ذکر می کند و هم چنین می افزاید مختار کسی بود که امام صادق علیه السلام برای او طلب رحمت کرد. بنابراین معنی ندارد که بگوییم امام برای کسی که از نظر عقیده با او مخالف بود طلب رحمت و اظهار رضایت و خشنودی کند. زیرا به اعتقاد امامیه رضایت ائمه علیهم السلام گواه و گویای رضایت خداوند است و خداوند تنها از بندگان پاک و مخلص خود رضایت دارد.

آیت اللّه خویی رحمه الله نیز دعای امام سجّاد علیه السلام در حق مختار را دلیل واضح و برهان انکارناپذیر بر امامی بودن وی می داند.

3 علامه امینی هم در مقام دفاع از حقانیت عقیده مختار و نهضت او چنین می فرماید:
هر کسی که با چشم بصیرت و حقیقت بین و به دور از تعصب و غرض ورزی ها کتاب های تاریخ، حدیث و علم رجال را مطالعه و بررسی کند متوجه می شود که مختار از شخصیت های بزرگ دین و از مردان مخلص و هدایت شده است و نهضت بزرگ او جز برای برپایی عدالت و مبارزه با دشمنان دین و ریشه کن سازی بیدادگری امویان نبوده است، و ساحت او از مذهب کیسانی به دور است [این می رساند که او به امامت حضرت سجاد علیه السلام معتقد بوده است] و نسبت های ناروایی که به او داده شده، دروغی بیش نیست و مختار از همه آن نسبت ها و تهمت ها پاک است؛ از این رو پیشوایان دین ما یعنی حضرت امام سجاد علیه السلام و امام باقر علیه السلام و حضرت امام صادق علیه السلام بر او رحمت فرستاده و وی را مدح کرده و از نهضتش قدردانی کرده و او و اعمالش را موجب ستایش خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله دانسته اند.

دانشمندان اسلام نیز از مختار به بزرگی یاد و او را از نسبت ها و تهمت های ناروا پاک دانسته اند که از آن جمله اند: «سیدجمال الدین بن طاوس» در رجال آیت اللّه علامه در خلاصه و «ابن داود» در «رجال» و ابن نما در کتابی که در شرح حال مختار (ذوب النضار) نوشته است و «مقدس اردبیلی» در حدیقة الشیعه و «صاحب معالم» در التحریر الطاووسی و «قاضی نوراللّه مرعشی» در مجالس المؤمنین. همه اینان مختار را ستایش کرده و «شیخ ابوعلی» در منتهی المقال و بسیاری از علمای دیگر از او دفاع کرده اند.

علمای پیشین به حدّی برای مختار عظمت قائل بودند که شهید اول رحمه الله در کتاب مزار خود زیارت نامه مخصوصی برای او نوشته است، که در آن زیارت نامه ایشان با صراحت به درستی عقیده و راستی راه او گواهی داده و این که او به ولایت اهل بیت علیهم السلام معتقده بوده، به آن اخلاص داشته، عشق می ورزیده، در راه خدا گام بر می داشته، از پیروان و دوستان امام زین العابدین علیه السلام بوده و در راه کسب رضایت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علیه السلام جان خود را نثار کرده و برای خشنودی ائمه اطهار علیهم السلام و یاری فرزندان علی علیه السلام و گرفتن انتقام خون حسین علیه السلام و یاران باوفای او بسیار کوشیده است.

مرحوم علامه امینی در الغدیر نقل می کند: «قبر مختار در روزگاران گذشته از مزارهای مشهور در نزد شیعه بود [و امروز هم مزارش در کوفه زایران بسیاری دارد] و بنابر آنچه در صفحه 138، جلد اول رحله «ابن بطوطه» آمده گنبد معروفی هم داشته است. این گفته ایشان می رساند که مختار از بزرگان شیعه بوده و نزد آنان منزلت بسیاری داشته است

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:28  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

اختلاف تعداد ركعات نماز اسرار و رموزى  دارد كه ما از آن اطلاعى نداريم ، از بعضى روايات استفاده مى‏شود كه نماز در ابتدا دو ركعتى بوده است؛ چنان كه فضيل گويد: از امام صادق(ع) شنيدم: «خداوند نمازها را دو ركعتى قرار داد، سپس رسول خدا(ص) هفت ركعت به آن ها افزود.( وسائل الشيعه ، ج 3 ، ص 31 ، ح 2)
فضل بن شاذان از امام رضا(ع) روايت نموده است:

نمازى را كه خداوند بر امّت واجب كرد، دو ركعتى بود، ولى رسول خدا چون مى‏دانست كه مردم اين دو ركعت را آن گونه كه شايسته است انجام نخواهند داد و حق آن را ادا نخواهند كرد ،به نمازهاى ظهر، عصر و عشا دو ركعت و به نماز مغرب يك ركعت افزود تا نقص و كمبودى كه در مورد اداى اصل نماز از طرف نمازگزاران پديد مى‏آيد ،جبران شود. (وسائل الشيعه ، ج 3 ، ص 38 ، ح 22)
سعيد بن مسيّب گويد: از امام سجاد(ع) پرسيدم: از چه هنگامى نمازها به اين صورتى كه امروز هست واجب شد؟ حضرت فرمود: از هنگامى كه اسلام قدرت يافت و جهاد بر مسلمانان واجب گشت، رسول خدا هفت ركعت به نمازها افزود.

از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چرا نماز مغرب سه رکعت است و نافله اش چهار رکعت که در سفر و حضر تقصیر در آن نیست؟

آن حضرت فرمود: خداوند تبارک و تعالی همه نمازها را بر پیامبر صلی الله علیه وآله به صورت دو رکعتی نازل کرد. رسول خدا صلی الله علیه وآله (به امر پروردگار) به همه نمازها به جز مغرب و نماز صبح دو رکعت اضافه نمودند، که در حضر به صورت تمام و در سفر به طور شکسته خوانده شود.

هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه وآله مشغول اقامه نماز مغرب بودند، حضرت فاطمه علیها السلام به دنیا آمدند. رسول خدا صلی الله علیه و آله به شکرانه این نعمت (به امر پروردگار) یک رکعت به نماز مغرب اضافه فرمودند. پس چون امام حسن علیه السلام به دنیا آمد، دو رکعت دیگر به عنوان نافله به آن سه رکعت اضافه نمودند و زمانی که امام حسین علیه السلام به دنیا آمد، به نافله مغرب دو رکعت دیگر اضافه فرموده و آن را شکرانه تولد آن حضرت قراردادند علل الشرایع، ص 324))



حضرت آدم(ع) بعد از قبول شدن توبه‌­اش در وقت مغرب سه رکعت نماز خواند، یک رکعت برای کفاره گناه خودش و رکعت دیگر برای کفاره گناه حوا و یک رکعت نیز به شکرانه پذیرفته شدن توبه‌­اش، حضرت رسول اکرم(ص) هنگامی که هفت رکعت به نمازهای یومیه افزودند، یک رکعت به نماز مغرب افزودند و خواستند نماز مغربشان مطابق نماز حضرت آدم(ع) باشد و خداوند نیز آن را امضا فرمود. ،( اسرار الصلاة، ص 288).

 امام زین العابدین(ع)  فرمودند: چون در هنگام صبح ملائکه روز برای آمدن و ملائکه شب برای رفتن عجله دارند؛ لذا نماز صبح را برای اینکه هم آیندگان آن را درک کنند و هم روندگان، پیامبر[نماز صبح را] به دو رکعت اصلی باقی گذاشتند و چیزی به آن اضافه نکردند و معنای آیه «إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُودا»( اسراءآیه77) همین است.(تفسیر آلمیزان)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:16  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

اگر دنیای همسرت آنقدر کوچک است که..
از گفتن دوستت دارم خجالت می کشد...
تو دنیایت را آنقدر بزرگ کن که...
دنیای او پر از " دوستت دارم" های تو شود!!

اگر دنیای همسرت آنقدر کوچک است که...
وقتی خشمگین میشود زبان به ناسزا و درشت گویی میگشاید..
تو دنیایت را آنقدر بزرگ کن که...
صبر و سکوتت رفیق لحظه های او باشد!!

اگر دنیای همسرت آنقدر کوچک است که...
شبها وقتی بخانه برمیگردد..
کوله باری از گله مندی و خستگی اش سهم تو میشود...
تو دنیایت را آنقدر بزرگ کن که..
آرامش و لبخندت سهم او باشد...

اگر دنیای همسرت آنقدر کوچک است که...
با قضاوت های نابجا دلت را می شکند..
تو دنیایت را آنقدر بزرگ کن که...
گذشت و بخشش تو برایش راهی بسوی سعادت باز کند!!

زندگی را سخت نگیر...
دوست داشتن آنقدر سخت نیست که زیربارش شانه خالی کنی..
او که نباشد ، هیچ مرافعه و کشمکشی هم نیست..
اما خانه چنان سوت و کور و خالی میشود که...
دلت سخت رنگ تنهایی می گیرد!!
دوست داشتن سخت نیست اگر...
" تعهد و مهربانی را یاد بگیرید"

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:20  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

یك مداد اگر مغز نداشته باشد، هيچ ارزشي ندارد؛ فقط چوب است.
ارزش يك مداد به مغز آن است.
ارزش ما آدم‌ها هم به مغز و عقل و خرد است.
اگر اين خرد و عقل را كنار بگذاريم، و اهل حساب و كتاب نباشيم ارزشي نداريم، فايده‌اي نداريم.
يكي از ناله‌هاي اهل جهنم اين است:
اگر اهل تعقل و انديشه بوديم، اگر اهل درك بوديم امروز اينجا نبوديم.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:10  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 



ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻻﯾﻞ ﺗﻮﻗﻒ ﺭﺷﺪ، ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺍﺳﺖ

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﺪﻑ‌ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻧﺘﺎﻥ!

ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ‌ﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﭼﯿﺴﺖ ﻭ ﺧﻮﺍستهﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ!؟

ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ...
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﯾﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﺭﻧﺪ؛

ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻣﻼﮎ ﻧﯿﺴﺖ..

ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﻫﺪﻑ ﻫﺎ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯿﻬﺎﯼ
ﺧﻮﺩ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﻨﯿﺪ.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۶ساعت 7:50  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس اربعین

السلام علیک یا ابا عبدالله

این روزها کاروان عشاق در راه هستند وعازم کربلای معلی برای زیارت سید شهیدان آقا ابا عبدالله الحسین

لازم دیدم  چند تا از آداب و وظایف زائران اربعین امام حسین را خدمت عزیزان تقدیم نمایم:

1. نیت و قصد قربت داشتن.

2. سه روز روزه قبل از حرکت.

3. غسل هنگام حرکت و خداحافظی با خانواده و آشنایان.

4. خروج از منزل با حال وقار و طمأنینه.

5. برنداشتن غذای لذیذ و شیرینی جات.

6. با حالت محزون و غمناك و غبارآلود و گرسنه و تشنه بودن، که امام نیز با این حال شهید شده.

7. زیاد گفتن اذکار: لا اله الاّ الله، الله اكبر، الحمد لله و سبحان الله.

8. زیاد صلوات فرستادن.

9. رعایت واجبات و محرمات بیش از گذشته.

10. اقامه نماز اول وقت و به جماعت.

11. رعایت هرچه بیشتر تواضع و خشوع.

12. کوچک نشمردن هیچیک از زائران امام.

13. احترام بیش از حد به همسفران و زائران.

14. کمک و یاری به زائران ناتوان.

15. رعایت بهداشت فردی، جمعی و محیطی.

16. پرهیز از جدال و کارهای بیهوده.

17. دعا و تشکر و احترام ویژه به خادمان هیئت ها.

18. خواندن دعا، قرآن و نمازهای مستحبی.

19. قرائت زیارت نامه هایی که از امامان رسیده.

20. و البته قدردان کسانی که این امنیت را هدیه دادند؛ شهیدان و ایثارگران

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:17  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

مراقب حرفهايمان باشيم

حرف هايي كه ميزنيم، دست دارند!
دست های بلندی كه گاهی،
گلويی را می فشارند
و نفس فرد را مےگيرند...

حرف هايي كه ميزنيم، پا دارند!
پاهای بزرگی كه گاهی جايشان را روی دلی می گذارند
و برای هميشه مۍمانند...

حرف هايی كه ميزنيم،چشم دارند!
چشم های سياهی كه،
گاهے به چشم های دیگران نگاہ مےكنند،
و آنها را در شرمی بیڪران فرو مےبرند...

پس مراقب حرفهايی كه ميزنيم باشيم
زيرا سنجیدہ سخن گفتن از سکوت هم دشوارتر است.

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان ۱۳۹۶ساعت 7:52  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
 

تصویر مرتبط

  نحوه ی وضو گرفتن تفاوتی ندارد، اما مستحب است مردها اول آب را به بیرون دست بریزند و بعد به داخل دست و مستحب است زنان اول آب را به داخل دست بریزند و بعد به بیرون دست بریزند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۶ساعت 9:30  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس رقیه


‎ مورخان و مقتل‌نویسان هنگام بیان فرزندان امام حسین(ع) به ذکر دو دختر به نام‌های فاطمه و سکینه، بسنده کرده‌اند؛[1] برخی نیز نام زینب را بدان‎ها افزوده‌اند؛[2] اما در هیچ یک از منابع اولیه، نامی از دختری خردسال برای امام حسین(ع) که رقیه، فاطمه صغری و یا نام دیگری داشته باشد موجود نیست و نیز این جریان که هنگام اقامت کاروان اسیران در شام دختری خردسال از امام حسین(ع) در فراق پدر و هنگام مواجهه با سر بریده پدر جان داده باشد، به چشم نمی‌خورد؛ ولی در برخی از کتاب‎های متأخر شرح حال این دختر کوچک و قصه جان ‌سوز او در خرابه شام بیان شده است.[3] بیشتر این نویسندگان این جریان را از کتاب کامل بهاییـ نوشته قرن هفتم هجری ـ روایت کرده‌اند.

برای وجود چنین دختری دو شاهد می‌توان آورد:
شاهد اول: هنگامی که زینب(س) در کوفه با سر بریده امام حسین(ع) مواجه شد، اشعاری سرود که در ضمن آن آمده است: ای برادرم! با فاطمه کوچک سخن بگو که نزدیک است قلبش تهی گردد.[4] که نشان از وجود چنین دختر خردسالی که در فراق پدر بی‌تاب بوده، دارد.
شاهد دوم: آورده‎‌اند که: امام حسین(ع) در آخرین لحظات حیات خویش، هنگام مواجهه با شمر، چنین فرمود:
الا یا زینب یا سکینه! ایا ولدی! من ذایکون لکم بعدی؛ الا یا رقیه! یا ام‌کلثوم! انتم ودیعة ربی، الیوم قد قرب الوعد.[5]
که در این‎جا امام حسین(ع) نام رقیه را آورده است.
قدیمی‌ترین منبعی که درباره دختر امام حسین در شام، اظهار نظر کرده است، عمادالدین طبری در �کامل بهایی� است؛ وی می‌نویسد: �دخترکی بود چهار ساله، شبی از خواب بیدار شد و گفت: پدر من حسین کجاست؟ این ساعت او را به خواب دیدم سخت پریشان، زنان و کودکان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخواست.�[6] یکی از منابعی که عمادالدین طبری جریان را از او نقل کرده است، کتاب �الهاویة� نوشته‌ی دانشمندی سنی به نام محمد بن‎احمد مأمونی است.

[1]. الارشاد، سلسلة مؤلفات شیخ مفید، ج 2، ص 135، دارالمفید، بیروت، 1414 هـ.
مناقب آل ابی‌طالب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 77، موسسه انتشارات علامه، چاپ علمیه قم.
اعلام الوری، طبرسی، ج 1، ص 478، موسسه آل‌بیت، چاپ اول، 1417 هـ.
نسب قریش، مصعب الزبیری، ص 59، دارالمعارف، قاهره چاپ سوم.
انساب الاشراف، بلاذری، ج 3، ص 1288، دارالفکر، بیروت، چاپ اول 1417 هـ.
تذکرة الخواص، سبط‌ بن جوزی، ص 249، موسسه اهل البیت، بیروت، چاپ اول، 1401 هـ.
[2]. کشف الغمة فی معرفة الائمة، الاربلی، ج 2، ص 38، تحقیق رسولی، تبریز، سوق مسجد الجامع.
[3]. نفس الهموم، شیخ عباس قمی، ص 415 و 416، انتشارات مکتبه الحیدریه، چاپ اول، 1379 ش.
الایقاد، شاه عبدالعظیمی، ص 179، تحقیق رضوی، منشورات فیروزآبادی، چاپ اول، 1411 هـ.
معالی السبطین، حائری، ج 2، ص 170، موسسه النعمان، بیروت، 1412 هـ.
منتهی الآمال، قمی، ج 1، ص 807، موسسه انتشارات هجرت، چاپ چهارم، 1411 هـ.
کامل بهائی، عمادالدین طبری، ج 2، ص 179، مکتبه المصطفوی.
[4]. بحارالانوار، ج 45، ص 115، � …یا اخی فاطم الصغیرة کلمّا فقد کاد قلبها ان یذوبا�
القندوزی، ینابیع المودة، ج 2، ص 421، انتشارات الشریف الرضی، چاپ اول 1371 ش.
[5]. موسوعة کلمات الامام الحسین، معهد تحقیقات باقرالعلوم، ص 511، دارالمعروف، قم، 1415 هـ، چاپ اول؛ ینابیع المودة، ج 2، ص 416.

[6]. کامل بهایی، همان.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:50  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

آقا مصطفی در ۲۱ آذر ۱۳۰۹، در قم متولد شد. تحصیلات ابتدایی را
در مدرسه های باقریه و سنایی به پایان رساند.
در سال ۱۳۲۵ به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و در سال ۱۳۳۰ سطح را به پایان رساند
و در درس خارج میرزا حسن موسوی بجنوردی و سید حسین طباطبایی بروجردی حضور یافت
مصطفی علاوه بر اجتهاد در فقه و اصول، در علوم معقول و منقول نیز مهارت داشت.
او دو فرزند داشت که حاصل ازدواجش با دختر مرتضی حائری یزدی
فرزند عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم بود
فرزند دختر، سیده مریم نام داشت و فرزند پسر، سید حسین خمینی است
آقا سید مصطفی خمینی، از همان روزهای نخستین فعالیت های سیاسی پدرش
بر ضد حکومت پهلوی، در کنار او به فعالیت سیاسی پرداخت
و در پیشبرد حرکت اسلامی نقش بسزایی داشتآقا مصطفی خمینی یک سال در شهر بورسای ترکیه به حالت تبعید ماند
اما باز سعی در بازگشت به ایران کرد و با رئیس سازمان امنیت بورسا
در این زمینه اقدام به گفتگو کرد تا در مورد بازگشتش به ایران
با نعمت الله نصیری گفتگو کند. نصیری شرط حضور مصطفی خمینی را
ماندن در خانه ای روستایی و عدم ارتباط با انقلابیون اعلام کرد
که با عدم موافقت مصطفی، وی به همراه پدرش در تبعید ماند.
در ۱۳ مهر ۱۳۴۴ سید مصطفی خمینی و پدرش از ترکیه به عراق برده شدند
و در ۲۳ مهر در نجف ساکن شده و با هم شروع به تدریس کردند.
مصطفی در عراق نیز از مبارزه دست نکشید و به دنبال اوج گیری
نهضت رهایی بخش فلسطین، تلاش کرد که روحانیون خارج از کشور
به پایگاه های فلسطین بروند و در آن جا دوره ببینند،
وی حتی خود تحت آموزش های نظامی قرار گرفت.
فعالیت های او سبب شد که در ۲۱ خرداد ۱۳۴۸ رئیس جمهور وقت عراق،
احمد حسن البکر، او را تهدید به برخورد کرد.
آقاسید مصطفی خمینی در ۱ آبان ۱۳۵۶ در ۴۷ سالگی طی حادثه ای
که جزئیات آن همچنان مورد بحث است،
در شهر نجف دعوت حق را لبیک گفت.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:26  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس قیام مختار


با رجوع به منابع روایی می‌توان دریافت كه مختار در اندیشه ائمه معصومین (ع) دارای شخصیتی مثبت بوده است. در روایات متعددی از على بن الحسین (ع) و همچنین امام باقر (ع) نقل شده است كه از مختار به نیكی یاد كرده‌اند.

در كتاب «ذوب النضار» تألیف «ابن نما حلى» آمده است كه پس از آنكه گروهى از سران شیعه براى یقین پیدا كردن به گفتار مختار مبنى بر نمایندگى از جانب محمد بن حنفیه به حضور او در مكه رسیدند، ابن حنفیه چنین گفت: «به سوی امام من و امامتان علی بن حسین بروید» آنان هنگامی كه نزد امام سجاد (ع) رفتند و علت ملاقات را درباره ادعای مختار مبنی بر اجازه داشتن قیام بیان كردند و امام (ع) گفت: «ای عمو! اگر كسی برای ما قیام [و خروج] كند بر مردم است كه با آن همراهی كنند و من این امر را به تو ولایت دادم پس هر كاری كه اراده كردی انجام بده.» این گروه از كنار امام سجاد (ع) خارج شدند در حالی كه كلام او را شنیده بودند و گفتند: «زین‌العابدین (ع) و محمد بن حنفیه اجازه دادند.» و به این ترتیب این زعمای شیعه كوفه دانستند كه قیام مختار، قیامی برای رسیدن به مناصب دنیوی نیست و هدف او تنها خون‌خواهی از شهدای كربلا و دفاع از اهل بیت (ع) است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان ۱۳۹۶ساعت 9:38  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  |