آن حضرت بنابر مشهور، روز جمعه يا دوشنبه، سوّم ماه صفر، يا اوّل ماه رجب، سال هجرى قمرى در شهر مدينه منوّره ديده به جهان گشود.
نام او محمّد،كنيه اوأبوجعفر،
لقب اوباقر، شاكر، هادى، باقرالعلوم، امين، شبيه بود.
پدر ایشان امام سجّاد و مادر او فاطمه، دختر امام حسن مجتبى (عليه السلام) بود.
ایشان اوّلين امام و خليفه اى بود كه با استفاده از جوّ عمومى حاكم بر جامعه زمانش - يعنى; شروع كشمكش و درگيرى بنى العبّاس و بنى اميّه - توانست ضمن دفاع از مبانى اسلام و حقوق مظلومان، حدّاكثر استفاده و بهره را برگيرد و در همين راستا - ضمن مبارزاتى كه بر عليه جبّاران و ظالمان داشت - كلاس ها و جلسات مختلف احكام، تشكيل و حقايق اسلام و تفسير قرآن را نشر داده، و علوم و معارف الهى را براى جوامع بشرى شكافته و تشريح نمود.
بر همين اساس يكى از لقب هاى مشهور آن حضرت، باقرالعلوم ـ يعنى; شكافنده علوم و فنون ـ مى باشد.
امام محمّد باقر (عليه السلام) در سنين دو يا چهار سالگى در صحراى كربلا حضور داشت.
مدّت عمر آن حضرت ۵۷ سال بود .حدود چهار سال، با جدّش امام حسين (عليه السلام); و مدّت 38 سال هم زمان در حيات پدرش، امام سجّاد (عليه السلام); و سپس حدود 19 سال امامت و زعامت جامعه اسلامى را برعهده داشت.
آن بزرگوار روز 12 يا 25 محرّم، سال 94 يا 95، پس از شهادت پدر بزرگوارش در سنين 38 سالگى به منصب امامت نائل آمد; و زعامت آن حضرت تا هفتم ذى الحجّة يا ربيع الأوّل، سال 114 به طول انجاميد.
و سرانجام در روز دوشنبه، هفتم ربيع الأول يا ذى الحجة، سال 114 هجرى قمرى به دستور هشام بن عبدالملك به وسيله زهر، توسّط ابراهيم بن وليد - استاندار مدينه - مسموم و به درجه رفيع شهادت نائل آمد.
پيكر پاك و مطهّرش ; در قبرستان بقيع در جوار مرقد شريف پدر و عموى بزرگوارش دفن گرديد.
برگرفته از:
اصول كافى: ج 1، تهذيب الأحكام: ج 6، مناقب ابن شهرآشوب: ج 3، دعوات راوندى، إعلام الورى: ج 1، ينابيع المودّة، أعيان الشيعه: ج 1، كشف الغمّة: ج 1، مستدرك الوسائل: ج 6، بحارالانوار: ج 45 و 88،

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:39  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

سوال : 

آیت الله مکارم سلام علیکم

باتوجه به  تقارن عید نوروز با شهادت امام هادی علیه السلام، از نظر حضرتعالی وظیفه مکلّفین چه می باشد؟

جواب :

  در چنین شرایطی بهتر آن است که آنچه آثار شادی و خوشحالی است اظهار نکنند; ولی صله رحم و دید و بازدید و خانه تکانی و نظافت و مانند آن مانعی ندارد.

استفتاء از محضر معظم له

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 9:35  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 


یکی از سوالاتی که معمولا مردم می پرسند ودنبال جواب آن می گردند این است که خدا از كجا اومده و الآن كجاست؟ از چى درست شده و قبل از خدا چى بوده؟
مولای متقیان، امام على علیه السلام در مقابل سؤال كفار راجع به خداوند به زيبايي جواب دادند و هم ضعف و عدم درک ما از وجود خداوند را شرح دادند.

سؤال كفار از امام على علیه السلام:

در چه سال و تاريخى خدايت به وجود آمد؟
امام فرمود: خداوند وجود داشته قبل از وجود آمدن زمان و تاريخ و هرچيزى كه وجود داشته .
كفار گفتند: چه طور ميشود؟
هر چيزى كه به وجود آمده يا قبلش چيزى بوده كه از او به وجود آمده و يا تبديل شده؟
امام على علیه السلام فرمودند: قبل از عدد ٣، چه عددى است؟
گفتند: ٢
امام پرسيد: قبل از عدد ٢ چه عدديست؟
گفتند: ١
امام پرسيد: و قبل از عدد ١ ؟
گفتند: هيچ!!!
امام فرمود: چطور ميشود عدد يک كه بعدش اعداد بسیاری هست قبل نداشته باشد، ولی قبل از خداوند كه خود احد و واحد حقيقى است، نميشود چيزى نباشد؟
كفار گفتند: خدايت كجاست وكدام جهت قرار گرفته؟
امام فرمود: همه جا حضور دارد و بر همه چيز مشرف است.
گفتند: چطور ممكن است كه همه جا باشى و همه جهت اشراف داشته باشى.
امام فرمود: اگر شما در مكانى تاريک خوابيده باشيد، صبح كه بيدار شويد، روشنايي را از كدام طرف و كجا مي بینيد؟
كفار گفتند: همه جا و از همه طرف
امام فرمود: پس چگونه خدايى كه خود نور سماوات و ارض است، نميشود همه جا باشد؟
كفار گفتند: پس جنس خدا از نور است، اما نور از خورشيد است، خدايت از چيست؟
چطور ميشود از چيزى نباشى، همه جا هم باشى قدرت هم داشته باشى؟
امام فرمود: خداوند خودش خالق خورشيد و نور است، آیا شما قدرت طوفان و باد را نديده أيد؟
باد از چيست كه نه ديده ميشود، نه از چيزى است، در حالیكه قدرتمند است؟خداوند خود خالق باد است.
گفتند: خدايت را برايمان توصيف كن، از چى درست شده؟
آیا مثل آهن سخت است يا مثل آب روان و يا از گاز است و مثل دود و بخار است؟
امام فرمود: آیا تا به حال كنار مريضى در حال مرگ بوديد و با او حرف زديد ؟
گفتند: آرى بوده ايم و حرف زده ايم .
امام فرمود: آيا بعد از مردنش هم با او حرف زديد؟
گفتند: نه، چطور حرف بزنيم در حالى كه او مرده.
امام فرمود: فرق بين مردن و زنده بودن چه بود كه قادر به تكلم و حركت نبود؟
گفتند: روح، روح از بدنش خارج شد.
امام فرمود: شما آنجا بوديد و ميگوييد كه روح از بدنش خارج شد و مُرد؛ حال آن روح را كه جلو چشم شما خارج شده برايم توصيف كنيد از چه جنس و چگونه بود؟
همه سكوت كردند .
امام على علیه السلام فرمود: شما قدرت توصيف روحى كه جلوی چشمتان از بدن مخلوق خدا بيرون آمده را نداريد؛ چطور قادر به فهم و درک ذات أقدس احديت و خداى خالق روح هستيد.......
بحارالانوار، ج۴۰ص۴۶ الفضائل، ص۱۵۴ و ۱۵۵

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۶ساعت 9:43  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

دقت داشته باشید که ما آمده ایم زندگی کنیم.

زندگی  فقط گذراندن عمر  نیست
بلکه رشد کردن و رسیدن به کمال انسانیت است
عمر کردن کاری است که از
همه حیوانات بر می‌آید.

اما رشد کردن مقام والای انسان است که باید همه دنبال آن باشیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۶ساعت 8:48  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

در دنیایی که ما زندگی می کنیم، هر عملی را که انجام دهیم، واکنش آن را خواهیم دید.

به قول معروف، از هر دستی بدهیم از همون دست پس ميگيریم.

پیامبر خدا (ص) فرمودند: کَمَا تَدِینُ تُدان ..
‌معنای ساده آن همین است که از هر دستی بدهی از همان دست پس می گیری.

امکان ندارد قلبی ﺭﺍ بشکنیم ﻭ قلبمان شکسته ﻧﺸـﻮد.

 چشمی ﺭﺍ ﮔﺮﯾﺎﻥ کنیم ﻭ ﭼﺸﻤمان ﮔﺮﯾـﺎﻥ ﻧﺸﻮﺩ.

 ﺫهنی ﺭﺍ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ کنیم ﻭ ﺫهنمان ﭘﺮﯾﺸـﺎﻥ ﻧﺸﻮﺩ.

پس بیاییم بیشتر مواظب باشیم، این دنیا بی‌قانون نیست!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۶ساعت 10:20  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

وقتی ماشینمون  جوش میاورد
حرکت نمیکنیم وبه مسیر ادامه نمی دهیم.. ماشین را  کنار
می زنیم وتوقف می کنیم، چون ممکن است  ماشین آتش بگیرد..

حواسمو ن باشد وقتی که خودمون  هم همینطوری
 جوش میاوریم و  عصبی میشویم
تخته گاز نرویم !  کنار بزنیم و ساکت باشیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۶ساعت 9:27  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
يك متن خيلى جالب از كتاب فارسى دبستان سال 1324 ،
ببينيد سطح آموزش در آن دوران چگونه بوده است ..!!

دو برادر ، مادر پیر و بيماری داشتند ..!!
با خود قرار گذاشتند که يکی خدمت خدا کند و ديگری در خدمت مادر باشد ..!!
يکی به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و ديگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد ..!!
چندي نگذشت برادر صومعه نشين مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که :
خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است ..!!
چرا که او در اختيار مخلوق است و من در خدمت خالق ..!!
همان شب پروردگار را در خواب ديد که وی را خطاب کرد :
به حرمت برادرت تو را بخشيدم ..!!
برادر صومعه نشين اشک در چشمانش آمد و گفت :
يا رب ، من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او مي بخشی ..؟؟
آيا آنچه کرده ام مايه رضای تو نيست ..؟؟
ندا رسيد : آنچه تو می کنی من از آن بی نيازم ولی مادرت از آنچه او می کند بی نياز نيست ..!!

به فرزندان خود ، " انسان بودن بیاموزیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۶ساعت 9:23  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس لذت عبادت


سوال:

چرا  از عبادت لذّت نمی بریم؟
 

جواب:
اگر انسان مریض باشد  ، شیرین ترین و خوشمزه ترین میوه را بخورد ،از آن لذّت نمی برد....!چون که مریض است.

در عبادت هم این گونه است.

کسی که  قلبش بیمار است ، از نماز و عبادت لذّت نمی برد و گاهی هم خسته می شود.

 بیماری قلب، همان گناهان است.تا انسان گناه را ترک نکند ، علاوه بر این که از عبادت لذّت نمی برد ، بلکه خسته هم می شود.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 8:56  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس مادر

مادر یعنی زندگی، مادر یعنی عشق، مادر یعنی مهر،مادر یعنی فرشته‌ای که با اشکت‌، اشک می‌ریزد و با خنده‌هایت می‌خندد. مادر یعنی فرشته‌ای که نگاهش به تو است و با هر لبخندت، زندگی می‌کند. مادر یعنی فرشته‌ای که موهایش برای بزرگ کردنت سفید می‌شود و به تو می‌گوید: «پیر شوی مادر، درد و بلایت به جانم...» مادر یعنی فرشته‌ای که صبح که خوابی آرام میز صبحانه را می‌چیند تا وقتی بلند شدی زندگی را لمس کنی. مادر یعنی فرشته‌ای که شب‌هایی که غم داری یا مریضی تا صبح بالای سرت می‌نشیند و نگران است. مادر یعنی فرشته‌ای که وقتی موقع کار می‌گویی خسته شدم؛ با اینکه پاهایش درد می‌کند می‌گوید: «تو بشین مادر من انجام میدهم...». مادر یعنی فرشته‌ای که هیچ‌وقت باور نمی‌کنی مریض شود یا پیر شود چون همیشه و توی هر حالتی به روی تو لبخند می‌زند. مادر یعنی فرشته‌ای که طاقت دیدن اشک‌هایش را نداری. مادر یعنی همه زندگی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 9:13  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس بوسیدن  پای مادر
حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها
الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ أقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ؛

همیشه در خدمت مادر و پای بند او باش، چون بهشت زیر پای مادران است و نتیجه آن نعمت‌های بهشتی خواهد بود

کنزل العمّال، ج 16، ص 462
مرحوم دولابی می فرماید
مادرت را ببوس،پایش را ببوس، تا به گریہ بیفتد، وقتے گریه افتاد خودت هم به گریہ می‌افتی.آن وقت کارت روی غلطڪ می‌افتد و همہ درهایے کہ بروی خودت بستہ‌ای خدا باز مےکند
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 9:6  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

دروغ سفید :

دروغ سفید دروغهایی است که برای آسیب به دیگران گفته نمی شوند.

برای اغراق و خود بزرگ بینی و کم نیاوردن پیش دیگران گفته می شود.
این دروغ انسانها را به پرتگاه نابودی می برد. ما با دروغ سفید دیگران را فریب نمی دهیم بلکه «خود» را «فریب» میدهیم.

راهکار : با واقعیت کنار بیاییم و بفهیم که نظر دیگران در زندگی ما هیچ تاثیری ندارد...
وزن ، سن ، قد ، تحصیلات ، مدرک ، نسب خانواده ، ارتباط فامیلی ، پست ، مقام ، ثروت ، اموال و.. هیچکدام دارائی و فضیلت نیست دوست من.

در مقابل اینها سلامتی ، درک فردی ، شعور اجتماعی ، فضائل اخلاقی ، جامعه دوستان ، جایگاه فردی و اجتماعی بدون وابستگی ، نهایتا چقدر آرامش داری مهم است.
 هیچوقت دروغ سفید نگوییم.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 8:47  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

وقتی کودک با یکی از والدین به مجلس یا محلی می رود، بعد از برگشت، هرگز از او نپرسیم که چه خبر؟ یا مثال کودکی که با پدرش به مجلسی رفته است، اگر مادر بپرسد: بگو بینیم چه خبر در مجلس بود؟ چه دادند خوردید؟ چه کسانی اونجا بودند؟ خانه شان چطور بود؟ و....
از این کار به شدت پرهیز کنیم، چون باعث می شود فرزند خود را ناخواسته به فضولی و کنجکاوی بی مورد و نیز خبرچینی تشویق کنیم.حتی اگر کودک مان خبری از آن مجلس اگر به ما داد او را دعوت به سکوت کنیم تا بداند انسان هر مجلسی رفت اسرار و دیده ها و شنیده های خود را در آن مجلس رها می کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 8:26  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

اگر در زمینے که پر از خار و خاشاک بود، مجبور به گذر شدیم، چه کارمے کنیم؟
طبیعی است پیوسته مواظب هستیم و با احتیاط راه مے رویم تا خود را حفظ کنیم.
معنی تقوی یعنی همین ،یعنی در دنیا مواظب باشیم چه کار کنیم، چه راهی را بر گزینیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 9:23  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

با مردم با زبان خودشان باید حرف زد.گفتن کلمات قلمبه سلمبه.مسائل علمی. خطبه های آنچنانی به درد مردم نمی خورد.باید مخاطب رادید وبا زبان خودش با او حرف زد یکی از دلایل موفقیت بنده در تبلیغ همین است.بامردم به صورت خیلی روان حرف می زنم. و مردم هم خیلی دوست دارن از گفتن مسائل حاشیه ای .مسائل تکراری.مسائل غیر مبتلی دوری می کنسعیم براین است که در مدت تبلیغ برای مردم مفید باشم و جوری رفتار کنم که وقتی منطقه را ترک می کنم مشکلی را از دوش مردم برداشته باشم .در یک جمله هدفم پرکردن فرم گزارش وبیلان کار واینکه یه کاری کرده باشم نیست.خدایا توفیق بیشتر بده.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 21:8  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

سلام
در کربلا نایب الزیاره تان هستم .
وفات حضرت ام البنین راتسلیت می گویم ومطالبی از ایشان را براتون می نویسم***

نام : فاطمه بنت حِزام مشهور به اُمّ البَنین.
نسب: پدر ام البنین حِزام بن خالد یا حرام بن خالد از قبیله بنی کلاب و مادرش لیلی یا ثمامه دختر سهل بن عامر بن مالک است.(1)

ولادت: در مورد تاریخ دقیق ولادت حضرت ام البنین اطلاعی در دست نیست ولی برخی از تاریخ نگارانْ زمان ولادت ایشان را در حدود پنج سال پس از هجرت تخمین می زنند.(2)

وفات حضرت: تاریخ وفات ام البنین (س) اختلافی است ولی معروف است که ایشان در ۱۳ جمادی‌الثانی ۶۴ق از دنیا رفته و در بقیع دفن شده است.(3)

ازدواج حضرت:
پس از شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، امام علی (علیه السلام) با برادرش عقیل که در نسب‌شناسی عرب، شهره بود، درباره انتخاب همسری که اصیل باشد و فرزندانی دلیر و جنگاور بیاورد، مشورت کرد و عقیل، فاطمه بنت حزام (ام البنین) را پیشنهاد کرد و علی (علیه السلام) با پذیرفتن پیشنهاد عقیل با ام البنین (س) ازدواج کرد.(4)

توجه ویژه حضرت نسبت به فرزندان حضرت زهرا (علیهم السلام):
در روایات آمده است، بعد از گذشت مدتی از ازدواج ام البنین با حضرت علی (علیه السلام)، ام البنین به امام علی(علیه السلام) پیشنهاد کرد او را به نام اصلی‌اش که فاطمه بود، صدا نزند، تا حسنین (علیهما السلام) با شنیدن نام فاطمه به یاد مادرشان نیافتند. از این رو امام علی (علیه السلام) او را ام البنین [مادر پسران] نامید.(5)

فرزندان حضرت:
فرزندان حضرت ام البنین (علیها السلام) عبارتند از:
عباس (علیه السلام)، عبدالله، جعفر و عثمان که هر چهار فرزند ام البنین در کربلا در رکاب امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند.(6)

ام البنین بعد از واقعه کربلا:
ام البنین در واقعه کربلا حضور نداشت. هنگامی که کاروان اسیران کربلا وارد مدینه شد، شخصی خبر شهادت فرزندانش را به او داد؛ اما او از سرنوشت امام حسین (علیه السلام) پرسید. ام البنین وقتی خبر شهادت چهار فرزندش و امام حسین (علیه السلام) را شنید، گفت:‌ «ای کاش فرزندانم و تمامی آنچه در زمین است فدای حسین می‌شد و او زنده می‌ماند.»
این سخنِ ام البنین (س) نشانه ارادت، محبت و دلدادگی عمیق او به اهل بیت و امام حسین (علیهم السلام) است.(7)

سوگواری ام البنین ...:
ام البنین پس از باخبر شدن از شهادت فرزندانش، هر روز با نوه‌اش عبیدالله (فرزند عباس) به قبرستان بقیع می‌رفت و در آنجا اشعاری که خود سروده بود، می‌خواند و می‌گریست. اهل مدینه گرد او جمع می‌شدند و همراه او گریه می‌کردند، حتی گفته‌‌شده که مروان بن حکم یکی از حاکمان مدینه، نیز با آنان همراه می‌شد.(8)

نمونه ای از اشعار ام البنین در رثای حضرت عباس (علیه السلام):
یا من رای العباس کر علی جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر کل لیث ذی لبد
انبئت ان ابنی اصیب براسه مقطوع ید
ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد
لو کان سیفک فی یدیک لما دنی منه احد

ترجمه اشعار از استاد شهید مطهری (رحمت الله علیه):
ای چشمی که در کربلا بودی و آن منظره ای که عباس من، شیر بچه من، حمله می کرد می دیدی و دیده ای!
ای مردمی که آنجا حاضر بوده اید! برای من داستانی نقل کرده اند، نمی دانم این داستان راست است یا نه؟ ...
به من گفته اند که اولا دستهای پسرت بریده شد،بعد در حالی که فرزند تو دست در بدن نداشت یک مرد لعین ناکس آمد و عمودی آهنین بر فرق او زد.
وای بر من که می گویند بر سر شیر بچه ام عمود آهنین فرود آمد.
عباس جانم! فرزند عزیزم! من خودم می دانم که اگر دست در بدن داشتی هیچ کس جرات نزدیک شدن به تو را نمی کرد.(9)

منابع:
1 - موسوعه بطل العلقمی: ج۱، ص۱۰۰ و خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۶۳. عمدة الطالب ( ابن عنبه): ص۳۵۶.
2 - پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
3 - چهره درخشان قمر بنی‌هاشم (ربانی خلخالی): ج۲، ص۷۶.
4 - عمدة الطالب (ابن عنبه): ص۳۵۷.
5 - چهره درخشان قمر بنی‌هاشم: ج۱، ص۶۹.
6 - مقاتل الطالبیین (اصفهانی): ص۸۲ -۸۴؛ و عمدة الطالب: ص۳۵۶؛ اعلام النساء (حسّون): ص۴۹۶.
7 - اعلام النساء: ص۴۹۶-۴۹۷؛ و ریاحین الشریعه: ج۳، ص۲۹۳.
8 - مقاتل الطالبیین (اصفهانی): ص۸۵.
9 - استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب «مجموعه آثار»، جلد 17.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:20  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
یکی ازمسائلی که واقعا کارساز است و مردم به آن اهمیت ویژه ای می دهند این است که روحانی در مسیر رفت و برگشت به مسجد ودر شهر یا روستا با مردم چطور رفتارمی کند.چه ساعتی به مسجد میرود.چه ساعتی خارج می شود.آیابه مردم بها می دهد.آیا حوصله ی مرد و وپاسخ به سوالات آنان راداردو.... بنده ی حقیر در طول این چند سال سعی کرده ام به این نکات دقت کنم الحمد الله نتیجه ی خوبی هم گرفتم.سعیم براین بوده در مسیر راهم در سلام پیشقدم باشم حتی نسبت به کسانی که با مسجد رفیق نیستند .تاحد امکان لحظاتی کنار آنها ایستاده یا نشسته ام.سعی کرده ام نیم ساعت قبل از نماز یا برنامه در مسجد یا محل جلسه حضور داشته باشم ونیم ساعت بعد از نماز یا جلسه در خدمت مردم باشم.خداونو توفیق عمل بیشتر به همه ی ما بدهد.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 18:59  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

امام باقر علیه السلام :

صله رحم اعمال را پاكيزه، اموال را بسيار، بلا را دفع، حساب (قيامت) را آسان مى كند و مرگ را به تأخير مى اندازد.(کافی،ج۲ ، ص۱۵۰)

  منظور از ارحام در صله رحم، تمام بستگان نسبی است ولی توجه داشته باشید صله رحم یعنی پیوند با خویشاوندان، گاه با دیدار آنها حاصل می شود و گاه با نامه یا تلفن یا دعوت از آنان یا طرق دیگر تحقق می یابد و خویشاوندان خیلی دور را شامل نمی شود و مادام که محذور و مانع شرعی و عرفی در کار نباشد نباید قطع گردد.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۶ساعت 10:52  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
نتیجه تصویری برای عکس شبهه

شبهه:

چرا حضرت علی (علیه السلام) بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهراء (عليها السلام )، انتقام او را نگرفت؟و چرا با قاتلین همسرش میانه خوبی داشت؟

پاسخ:
اولاً: حضرت علی (علیه السلام) در مسئله انتقام، از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تبعیت نمود.
در راه بازگشت از غزوه تبوک، دوازده نفر از منافقین تصمیم گرفتند رسول خدا صلی الله علیه و آله را ترور کنند، خدای متعال رسولش را از قضیه با خبر کرد و در نهایت تلاش منافقین به ناکامی ختم شد.
حذیفه و عمار از پيامبر گرامي (صلی الله علیه و آله) تقاضاي قتل تروريستها را كردند.
حضرت تقاضای آنها را رد کرد و فرمود: به صلاح نيست كه شايع كنند كه پيامبر اصحاب خود را به جرم تروريست بودن مي كشد.
«أكره أن يتحدّث الناس أنّ محمداً يقتل أصحابه» .(1)
ثانياً : پيامبر اسلام بعد از فتح مكه، از وحشي قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت، بلکه به او فرمود: (غیب وجهک عنی)! یعنی دیگر جلوی چشم من نیا.
علي (علیه السلام) نيز از سنت پيامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله وسلم) پيروي كرد، از قاتلین حضرت زهرا (سلام الله علیها) انتقام نگرفت(2) ولی نسبت به دیدن آنها تنفر داشت.

لطفا به روایت ذیل از کتاب بسیار معتبر اهل سنت توجه بفرمایید:
در صحيح‌ بخاري آمده كه حضرت علي دوست نداشت چهره عمر را ببيند. «كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ ».
و همچنين ابوبكر را استبدادگر مي دانست.
حضرت علی (علیه السلام) خطاب به ابوبکر فرمود: «وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالأَمْرِ».(3)
و اما تو در رابطه با خلافت در حق ما استبداد (ظلم و تعدی) كردي.

1 - صحیح مسلم: ج 8، ص 123.
2 - تفسير ابن كثير ج 2 ص 323.
3 - صحیح البخاری کتاب المغازی باب غزوة الخیبر ج 5 ، ص 83 ، حدیث 3913 ، طبع : دارالفکر ـ بیروت .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند ۱۳۹۶ساعت 8:55  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

سوال:

آیا پس از دفن شبانه حضرت زهرا سلام الله علیها عده ای قصد داشتند، نبش قبر کنند و بر پیکر ایشان نماز بخوانند؟

 جواب:

در منابع آمده است که مسلمانان صبح روز تدفین به بقیع رفتند و در آن چهل قبر مشاهده کردند.

این موضوع بر آنان گران آمد و یکدیگر را ملامت کردند که تنها دختر پیامبر از دنیا رفت و به خاک سپرده شد، اما آنان حاضر نبودند و حتی قبرش را نمی‌شناسند.
والیان امور دستور دادند کسانی از زنان مسلمان، این قبرها را بشکافند تا قبر دختر پیامبر صل الله علیه و آله و سلم پیدا و بر جنازه او نماز خوانده شود



وقتی این خبر به امیرالمؤمنین، حضرت علی علیه السلام رسید، غضب‌آلود از خانه بیرون آمد، چشم‌هایشان از شدت خشم سرخ شده و رگ‌های گردنش برآمده بود و لباس زردی را بر تن داشت که در حوادث سخت و جنگ‌ها می‌پوشید.

کسانی که این وضع را دیدند، خود را به بقیع رساندند و به مردم هشدار دادند که علی علیه السلام قسم خورده است اگر سنگی از این قبرها جابه‌جا شود، شمشیر بر گردن آمران خواهم نهاد.

امام به بقیع رفت و عمر و اصحابش نزد او رفتند و قسم خوردند که قبر دختر پیامبر صل الله علیه و آله و سلم را نبش خواهند کرد و بر او نماز خواهند خواند.

اما حضرت علی علیه السلام به شدت با عمر برخورد کرد و او را تهدید نمود و ابوبکر نیز وساطت کرد و بدین ترتیب، این مسئله پایان پذیرفت و مردم پراکنده شدند
منبع : الاختصاص شیخ مفید، 185

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۶ساعت 9:24  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  |