بعضی ها برما خرده می گیرند و می گویند:
چرا این قدر روضه؟؟
چرا این قدر مردم را در جلسات می گریانند ؟؟
چرا این قدر برای امام حسین گریه می کنند؟؟
چه خبراست مردم را این قدر اذیت نکنید!!
بنده برای جواب این طور افراد به روایتی از وجود مقدس پيامبر صلى اللّه عليه و آله اشاره می کنم که فرمودند:

روز قيامت هر چشمى گريان است؛ مگرچشمى كه درمصيبت وعزاى حسين گريسته باشد،كه آن چشم در قيامت خندان است وبه نعمتهاى بهشتى مژده داده مى شود.

بحار، ج ۴۴، ص ۲۹۳

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۷ساعت 4:44  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

مشهور این است که حضرت علی اکبر (علیه السلام) در ۱۱ شعبان سال ۳۳ ق در مدینه به دنیا آمد. پدر بزرگوارش امام حسین (علیه السلام) و مادرش لیلی بنت ابی مرة نام دارد.(1)
چهره مبارک علی اکبر (علیه السلام) با ابهت بود و چون ماه تابان می‌درخشید. به زیبایی و پاکیزگی آراسته بود. چهار شانه و میانه قامت بود. رنگی روشن و به سرخی آمیخته و چشمانی سیاه و گشاده با مژه‌هایی پرمو داشت، اندامش متناسب و معتدل و سینه و شانه‌اش پهن بود.(2)
امام حسین (علیه السلام) او را شبیه‌ترین مردم در خلقت و آفرینش، اخلاق و صفات روحی، گفتار و آداب اجتماعی به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) معرفی می‌کرد.(3)
علی اکبر (علیه السلام) با کسب اجازه از امام حسین (علیه السلام) طی دو مرحله به سپاه دشمن حمله ور شد، در مرحله اول 120 نفر و در مرحله دوم 80 نفر از آنان را به جهنم فرستاد، در نهایت توسط (مرة بن منقذ بن نعمان) به شهادت رسید.
امام زمان (علیه السلام) قاتل حضرت علی اکبر (علیه السلام) نفرین نموده:
فرموده: «حَکَمَ اللَّهُ لَکَ عَلَی قَاتِلِکَ مُرَّهَ بْنِ مُنْقِذِ بْنِ النُّعْمَانِ الْعَبْدِی، (لَعَنَهُ اللَّهُ) وَ أَخْزَاهُ، وَ مَنْ شَرِکَهُ فِی قَتْلِکَ، وَ کَانُوا عَلَیکَ ظَهِیراً، أَصْلَاهُمُ اللَّهُ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِیراً».
یعنی: «خدا قاتل تو مرة بن منقذ بن نعمان عبدی و کسانی را که همراه او در قتل تو شرکت کردند و علیه تو تلاش نمودند لعنت کند و خوار بسازد، خدای آنان را داخل جهنم می‌کند که سرانجام بسیار بدی است.»(4)
منابع :
1 - مقاتل الطالبیین: ص۸۶؛ / وقعة الطف: ص۲۷۶؛ / تاریخ الیعقوبی: ج۲، ص ۱۸۴.
2 - فرسان الهیجاء (محلاتی): ص۴۰۹-۴۱۰.
3 - لهوف: ص۱۳۹؛ / مقتل الحسین: ج۲، ص۳۴.
4 - اقبال الاعمال (سید بن طاووس): ج۳، ص۷۴.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور ۱۳۹۷ساعت 11:13  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

حضرت عباس (علیه السلام) در روز چهارم ماه شعبان سال ۲۶ هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشود
کنیه های حضرت، ابوالفضل ، ابوالقریة، ابوالقاسم.
و القاب آن حضرت، قمر بنی هاشم، سقّا، علمدار، العبد الصالح، المواسی الصابر، المحتسب می باشد.(۱)
عمر مبارک حضرت هنگام شهادت ۳۴ سال بود. از این مدت چهارده سال با پدرش امیرالمؤمنین امام علی (علیه‌السلام) و نُه سال با برادرش امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) و یازده سال با امام حسین(علیه‌السلام) زیست.(۲)
در روز عاشورا ی سال ۶۱ قمری از طرف دو نفر برای حضرت عباس (علیه السلام) و برادرانش امان نامه آورده شد:
اولی: از طرف عبداللَّه بن ابی‌محل که توسط غلامش ارسال شد (عبداللَّه بن ابى محل، برادرزاده ام‌البنین بوده است.
دومی: امان‌نامه‌ای که شمر خودش ابلاغ کرد.
حضرت عباس و برادرانش (علیهم السلام) هر دو امان نامه را رد کرده و خطاب به شمر گفتند: خدای لعنت کند تو و امان‌نامه‌ات را! (۳)
پس از شهادت همه اصحاب و جوانان بنی هاشم به قصد آوردن آب برای اهل حرم به لشکر عمر‌بن سعد حمله کرد و توانست خود را به فرات برساند.
گزارش کرده اند: عباس (علیه السلام) دو دستش را پر از آب کرد تا بنوشد، اما وقتی آن را به صورت نزدیک کرد آب را رها کرد و با لب تشنه به همراه مشکی پر از آب از فرات بیرون آمد.
در راه برگشت دشمن به حضرت حمله ور شد. حضرت عباس (علیه السلام) در نخلستان با دشمن نبرد می‌کرد و به سمت خیمه‌ها می‌رفت که زید بن ورقاء جهنی (لعنة الله علیه) از پشت نخلی بیرون پرید و ضربه‌ای به دست راستش وارد کرد. عباس (علیه السلام) شمشیر را به دست چپش گرفت و به نبرد با دشمن ادامه داد. حکیم بن طفیل طائی (لعنة الله علیه) که پشت درختی خود را پنهان کرده بود ضربه‌ای به دست چپش وارد کرد و بعد از آن نیز عمودی بر سر حضرت وارد کرد و او را به شهادت رساند.
گزارش کرده‌‌اند که: وقتی عباس (علیه السلام) به شهادت رسید، امام حسین (علیه السلام) بر نعش برادر حاضر شد، به شدت گریه کرد و فرمود: اَلآنَ اِنکَسَرَ ظَهری وَ قَلَّت حیلَتی: اکنون کمرم شکست و چاره‌ام اندک شد.(۴)
امام سجاد (علیه‌السلام)عموی خود عباس (علیه السلام) را چنین توصیف می‌فرماید:
«خداوند عمویم عباس را رحمت کند که ایثار کرد و خود را به سختی افکند و در راه برادرش جانبازی کرد، تا آن‌که دست‌هایش از پیکر جدا گردید. آن‌گاه خداوند به جای آن‌ها دو بال به وی عنایت فرمود که در بهشت همراه فرشتگان پرواز کند؛ همان‌سان که برای جعفر طیار قرار داد.
📚 منابع : ..............
۱ - مقاتل الطالبین: ج۱، ص ۸۹ و 90. / کامل الزیارات: ج۱، ص۴۴۱. / المزار: ج۱، ص۱۲۴. / بطل العلقمى: ج۲، ص۷۰.
۲ - اعیان‌ الشیعه: ج۷، ص۴۲۹3 - الخصال (صدوق): ج۱، ص۶۸. «رَحِمَ اللَّهُ عَمِىَّ الْعَبَّاسَ ....»
۳ - تاریخ طبری: ج۵، ص۴۱۵. / ابصار العین: ج۱، ص۵۸. / الملهوف، ج۱، ص ۱۴۹. / کبریت احمر، ج۱، ص۳۸۶.
۴ - موسوعه بطل العلقمی: ص۱۷۴- ۱۷۸؛ / ترجمه ارشاد (شیخ مفید): ج۱، ص۴۱۱-۴۱۲؛ / مقتل الحسین (ع): ج۲، ص۳۴؛ / مقتل مقرم: ص۲۶۲. و ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۷ساعت 5:41  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
 معروف است که سلطان وفا حضرت عباس (علیه السلام) است سرآمد همه وفاداران، ایشان است و ايثار و فداكاري او زبانزد است.
امام سجاد( عليه السلام) درباره این شخصیت مي فرمايد : «رحم الله عباس، اثر و ابلي و فدي اخاه بنفسه حتي قطعت يداه»[1] خدا عمويم عباس را مورد رحمت ويژه قرار دهد، چون ايثار كرد و برادرش را بر خود مقدم داشت تا اين كه دو دستش را قطع كردند.
الف : اولین ايثار حضرت
آن حضرت دو فرزند داشت وهر دو فرزند ایشان يعني محمد و عبدالله در كربلا حضور داشتند حضرت هر دوی آنها را به ميدان نبرد فرستاد. آنها هم رفتند و به شهادت رسيدند. درهیج جای تاریخ عاشورا جمله ای که نشان دهنده این مطلب كه حضرت ابوالفضل (عليه السلام) در مورد فرزندانش گفته باشد، يا اين كه به بالين آنها رفته باشد وجودندارد ؛ زيراحضرت مي گويد : اگر من بروم شايد برادرم خجالت بكشد.
ب : دومین ايثار
حضرت بعد از فرزندان به سراغ برادرهايش، يعني عبدالله، جعفر و عثمان آمد و هر سه را براي نبرد فرستاد تا به شهادت رسيدند. در اينجا نيز به بالين هيچ كدام نيامد و هيچ حرفي در مورد آنها نزد.
ج : سومین ايثار
روز عاشورا خدمت برادر آمد و گفت : آقا جان! آيا اجازه جنگ و نبرد به من می دهید؟ امام حسين( عليه السلام ) فرمودند : تو پرچم دار مني اگر بخواهي بروي سپاه من پراكنده و متفرق مي شود. قمر بني هاشم (عليه السلام) گريه كردند و گفتند : آقاي من! سينه ام از اين زندگي ذلت بار و نكبت بار؛ يزيد و يزيديان تنگ شده و خسته شده ام. ابي عبدالله (عليه السلام) فرمودند: «فاطلب لهؤلاء الاطفال قليلا من الماء» برو و براي بچه هاي من مقداري آب بياور. حضرت نيز ايثار كردند و برای آوردن آب به فرمان مولايش كنار آب آمدند و آب را تا نزديك لب هايش آورد، ولي دوباره روي آب ريخت و به خودش خطاب كرد : اي نفس مولايت و بچه هاي مولايت تشنه هستند. .[2]

[1] امالي شیخ صدوق، ص548.
[2] کتاب رمز و راز كربلا.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۷ساعت 5:53  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
انسان باید عاشق خداباشد ، طبق روايات دین، خداوند عاشق كسي است كه عاشق او است.
کسی که عا شق خدا است ، هماهنگ با خدا حركت می كند به این معنا که هرکاری خدا دوست دارد انجام می دهد واز هر کاری که خدا دوست ندارد اجتناب ودوری می کند.
عاشق خدا نعمت خدا را به جا مصرف مي‌كند؛
اسراف در هیچ کاری انجام نمی دهد ،میانه رو است. عاشق خدا، خدمتگزار به مردم ، دوستدار مردم و با مردم ارتباط خوبی دارد؛خیرخواه مردم است و هرچه برای خودش دوست دارد ، برای مردم نیز دوست دارد.
خانه ی عاشق خدا، مسجد است ، و لباسش لباس خدمت است و همواره تلاش می کند به مردم خدمت نماید و مشکلات وامورات آنان را تا حد امکان رفع نماید .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۷ساعت 5:44  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
اهل حق ویژگیهای خاصی دارند حدیثی از لسان رئیس مکتب شیعه امام صادق(علیه السلام) دراین باب است که آن حضرت فرمودند :
اهل حق وحقیقت با سه ویژگی شناخته میشوند:
اول: ینظرالی اصحابه من هم؟؟
نشانه ی اول اهل حق، این که باید دید آنها با چه کسانی دوست هستند وسرکاردارند ؟؟
دوستان، نزدیکان آنها رابشناسیم، اگر اصحاب و دوستان آنان اهل باشند ودیندارباشند اهل حق هستند ودر غیر این صورت در حق وحقیقت ناقص هستند.
دوم: الی صلاته کیف هی؟؟
نشانه ی دوم اهل حق ، این که باید دید نمازشان را چطور می خوانند ؟
آیا با خضوع وخشوع می خوانند ؟
با قبول ولایت می خوانند یا نه ؟
از روی محبت واین که خدا قابل ستایش است می خوانند یا از روی طمع واز روی ترس؟؟
سوم: فی ای وقت یصلها؟؟
نشانه ی دیگر اهل حق، این که باید دید درچه وقتی نماز هایشان را می خوانند؟
اگر مواظب وقت نمازشان هستند و نسبت به نمازشان اهمیت می دهند وحساس هستند ، اهل حق هستند.
بنابراین اگر کسی را دیدیم که با دوستان ونزدیکان خوبی سروکار دارد ونمازش را از روی محبت واین که خداراقابل پرستش می داند می خواند و مواظب اوقات نماز ونمازش هست او اهل خق است پس با او طرح دوستی بریزیم ، چراکه مارا به خدا می رساند.

منبع روایت: بحارالانوارجلد۶۴

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۷ساعت 5:49  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
چیز هایی که باعث منحرف شدن انسان از حق وحقیقت می شود عبارتند از:
اول: دوست داشتن دنیا ، که راس همه ی خطاهاست، دوتا عشق ، دو دوستی دریک دل جا نمیشود.
دوم: دوست داشتن مال دنیا ، البته مال داشتن گناه نیست آنچه گناه است وابستگی به مال دنیا ست که باعث انحراف میشود.
سوم: ریاست طلبی ، البته ریاست برای اجرای عدالت اشکال ندارد و باید انسان حواسش را خوب جمع کند که روی حقیقتها پا نگذارد.
چهارم: گناه کردن، اگر انسان اصرار بر انجام آن داشته باشد و تکرار کند از راه حق منحرف می شود.
پنجم: نواندیشی، بعضی ها فکر می کنند مسائل دین برای زمان خودش بوده ودیگر کاربرد ندارد و باید مسائل جدید پدید آورد
ششم: همراهی با نااهلان، که انسان باید دد انتخاب اهل حق وحقیقت دقت نماید که انشاالله در قسمت بعدی نشانه های اهل حق خدمت شما تقدیم میشود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۷ساعت 5:39  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
یک حق داریم ،یک باطل ،به تعبیر دیگر یک راه داریم، یک بیراهه(چاه).
انسان موجودی مختار و صاحب اختیار است و تا لحظه ی مرک اختیار از او جدانمی شود و همین اختیار ، باعث این امر می شود که انسان می تواند امکان انتخاب داشته باشد، راه رابرگزیند یا چاه را، حق را انتخاب کند یا باطل را ، هیچ کس نمی تواند ادعا کند که من خوب هستم ودیگر منحرف نمی شوم واز راه حق برنمی کردم.
بادقت در تاریخ می بینیم که بعضی ها یک عمر در مسیر حق بوده اند ودر آخر یه باطل گرویده اند وبرعکس.
لذا حواسمان باشد شیطان در کمین ماست، همیشه دعاهایمان عاقبت به خیری برای خودمان، دیگران باشد واز خدا بخواهیم که همیشه در مسیر حق باشیم ودر این راه نهایت سعی و تلاشمان رابکنیم .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۷ساعت 5:35  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
وجود مقدس پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم )نخستين فردي است كه از شهادت فرزندش امام حسين( عليه السلام )خبر داده و براي مظلوميت او اشک ریخته است.(۱)
نخستين اسناد مكتوب عاشورا، نشان دهنده این مطلب است که عزاداري شيعيان همزمان و پس از حادثه عاشورا به وقوع پيوست.
طبري داستان عبور اهل بیت امام حسين توسط لشكريان يزيد از مسير قتلگاه را درکتابش يادآور شده و ذكر مصيبت‌ امام حسين (عليه السلام) كه توسط خواهرش زينب هنگام ديدن پيكر غرقه به خون و بي ‌سر برادر بر زبان آورده شده است،را آورده است.
ایشان همچنين از عزاداري در منزل يكي از دشمنان معروف امام حسين (عليه السلام) به نام خولي بن يزيد ازدي ياد مي‌ كند كه سر امام را از عمرسعد تحويل گرفت و براي بشارت به عبيدالله بن زياد و گرفتن پاداش، پيش از ديگران به سوي كوفه حركت كرد و پس از آنكه با در بسته دارالاماره مواجه شد، به خانه برگشت و سر مبارك را در تنور يا صندوقچه ‌اي پنهان داشت. زن حضرميه او پس از اطلاع، شروع به ناله و فرياد نمود، براي مظلوميت امام حسين( عليه السلام) و حادثه عاشورا سخت گريست و منزل او را ترك گفت.(۲)
بعد از حادثه ی عاشورا نخستين كسي كه برای امام حسین (عليه السلام )عزاداري كرد وجودمقدسه حضرت زينب (سلام الله عليها ) بوده است.(۳)

[۱] تذکره الخواص سبط ابن جوزي
[۲] تاريخ الطبري، محمد بن جرير طبري، ج 5
[۳] مناقب آل محمد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۷ساعت 5:23  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
حرکت وقیام امام حسين عليه السلام حركت بي هدف نبود؛ حرکت ایشان حرکتی هدفمند بود .
مع الاسف بعضی ها به اشتباه مي گويند: امام حسين عليه السلام قيامش براي اصلاح دين جدش بود.
به وصيت نامه امام که به برادرش محمد بن حنفيه در مدينه هنگام حركت به سوي مكه نوشت دقت نمایید :
«هَذَا مَا أَوْصَي بِهِ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ إِلَي أَخِيهِ مُحَمَّدٍ الْمَعْرُوفِ بِابْنِ الْحَنَفِيَّه وَأَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَابَطِراً وَ لَامُفْسِداً وَ لَاظَالِماً إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي صلّي الله عليه و آله و سلّم أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَي عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَ أَبِي»(۱)
بادقت در بیان امام حسين عليه السلام می فهمیم که حضرت براي اصلاح امت جدش قيام كرد، نه برای اصلاح دين جدش! يعني هدفش را متمركز مي ‌كند روي اينكه جامعه مسلمين را مي خواهم اصلاح كنم، نه دين اسلام را.
نکته اینکه وقتي كه امام وارد مكه مي شود اين آيه شريفه را تلاوت مي كند: «وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسي رَبِّي أَنْ يَهْدِيَني سَواءَ السَّبيل»(۲)
این آيه مربوط به حضرت موسي است كه وقتی از مصر وارد مدين شدگفت : اميد است كه پروردگار من هدايت كند مرا به راه راست كه مرا به مقصودم برساند.
امام باتلاوت این آیه به همه فهماندند که حرکت او هدفمند است، همان طور كه حرکت حضرت موسي هدفمند بود.بنابراین امام حسين عليه السلام يك شورشي نبود، يك فراري نبود و حركت ایشان هدفمند بود.
(۱) بحارالانوارعلامه مجلسي جلد۴۴
(۲)سوره قصص 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۷ساعت 5:36  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
ما در شیوه ی امر به معروف ونهی از منکر، غالبا مشکل داریم و معمولا باخشونت رفتار می کنیم، به این معنا که بلد نیستیم امربه معروف ونهی از منکر بنمائیم، در موقع امر به معروف ونهی از منکر، از همان ابتدا معمولا بدون مقدمه روی اصل موضوع می رویم، درحالی که این شیوه درست نیست وغالبا اثر وبازتاب خوبی ندارد.
این مهم یادمان نرود که دراین مساله باید به خصلت های خوب طرف مقابل هم توجه داشته باشیم و همه ی جوانب را در نظر بگیریم؛ به طور مثال وقتی شخصی را می خواهیم به حجاب دعوت نماییم، زیبایی های وجود او را نیز به او گوشزد نماییم، مثلا خانم بودن اورا، درس خوان بودن اورا ،زیبا بودن اورا، خوش اخلاقی اورا، با اصل ونسب بودن اورا مدنظر داشته باشیم؛ به این طریق که به او بگوییم: شما که دختر خانمی، درس خوانی ،زیبایی، خوش اخلاقی و...هستی، حیف نیست که بی حجاب باشی یا بهتر نیست که حجابت را هم رعایت کنی.
اگر این طور امر به معروف نماییم، آثار و بازتاب خوبی دارد و طرف نسبت به دین وارزشها خوش بین میشود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۷ساعت 5:41  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
 مناسبت اول: آغاز سال هجري قمري
مبدا تاریخ مسلمانان، هجرت پیامبر ازمکه به مدینه است که در ماه ربیع الاول انجام شد .
این مسأله، در جريان بيعت دوم عقبه تثبيت و تعيين شد. كفار قريش با آگاهي از اين امر در صدد كشتن پيامبر برآمدند. براي اين كار پيشنهاد ابوجهل مورد موافقت سران قريش قرار گرفت كه براساس آن از هر تيره ي قريش، جوان دليري برگزيده شود تا همه با هم شبانه به پيامبر حمله ور شوند و او را به قتل برسانند. خداوند، پيامبر را از توطئه ي قريش آگاه كرد و فرمان هجرت ايشان را در همان شب صادر فرمود. پيامبر(ص) براي گمراه كردن كفار، علي(ع) را در بستر خود قرار داد. اين شب معروف به ليلةالمبيت شد و هجرت رسول اكرم(ص) مبدأ تاريخ مسلمانان واقع گرديد. بعدها خلیفه ی دوم این تاریخ را تغییر داد و ابتدای ماه محرم را مبدا تاریخ قرار داد.

مناسبت دوم : هفته احياي امر به معروف و نهي از منكر
به لحاظ این که یکی از اهداف قیام امام حسین (علیه السلام) احیای امر به معروف ونهی از منکر بود ،هفته ی اول ماه محرم را هفته ی احیای امر به معروف ونهی از منکر نام نهادند .
این دو از فروعات دین مبین هستند وبرما واجب است به آن حضرت تاسی نموده و این مهم را انجام دهیم.
فال رسول الله صلي الله عليه وآله: مَن أمَرَ بِمَعروفٍ أو نَهي عَن مُنكَرٍ أودَلَّ عَلي خَيرٍ أو أشارَ بِهِ فَهُوَ شَريكٌ و مَن أمَرَ بِسوءٍ أودَلَّ عَلَيهِ أو أشارَ بِهِ فَهُوَ شَريكٌ

هر كسي به كاري نيك امر كند يا از كاري زشت باز دارد، يا به كاري خير راهنمايي كند يا حتّي به آن اشاره كند، [در ثواب آن عمل] شريك است. هر كس به بدي امر كند يا به آن دلالت يا اشاره كند، او نيز [در گناه عمل]شريك است
منبع:
وسائل الشيعه، ج 16، ص 124.




+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور ۱۳۹۷ساعت 5:33  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
یکی از صفات خوب انسانیت ،تواضع است .
نقطه ی مقابل تواضع، تکبر است، تکبر یعنی خودبزرگ بینی ، این که انسان خودش را بزرگ ببیند، تافته ی جدا بافته ببیند و توقع داشته باشد همه زیر دست او باشند وبه او احترام بگذارند ، تکبر عامل رانده شدن شیطان شد و باید خیلی حواسمان باشد اسیر این خصلت شیطانی نشویم.
واما این که نشانع تواضع چیست ؟؟ درکتاب بحار الانوارجلد ۷۸ روایتی از امام حسن عسگری دیدم که آن حضرت فرموده اند:
نشانه ی تواضع دو چیز است؛ سلام بکنی بر هر کسی که براو بگذری ودر مجالس بنشینی در جایی که جایگاه خاص نیست ، و توقع نداشته باشی دیگران به تو سلام کنند وبرای تو جا باز کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۷ساعت 5:45  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
واقعه ی عاشورای سال ۶۱ هجری قمری در یک روز، درچند ساعت ، درزمین کرببلا و در جنگی نابرابر بین دو جبهه عزت و ذلت برگزار شد. این که اهداف امام ازاین برنامه چه بوده است، بهترین راه شناخت اهداف امام ، انگیزه ایشان از این واقعه ماندگار است که به طور خلاصه عبارتند از:
اوّل: انگیزه دینى:
امام برای اقامه و حفظ دین قیام کرد، چراکه حفظ دین در رأس همه امور وبرهمه واجب است.برهمه ی ما واجب است که دین را حفظ کنیم.
دوم: انگیزه اجتماعى :
جامعه آن روز دچار انحراف و كجى شده بود و امام برای ازبین بردن انحرافات قیام کرد.برهمه ی ما واجب است که با انحرافات مبارزه نماییم وجلو آنها
رابگیریم.
انگیزه سوم: انگیزه فرهنگى :
جامعه آن روز به لحاظ فرهنگ نا آگاه و جاهل بود. امام برای جهل زدایى از جامعه قیام کرد.آگاهى دادن به جامعه و مردم وظیفه هر کسی است. اگر مردم اثر دیندارى و تقوا را بدانند به آن عمل می کنند. مشكل ما در جامعه، باتوجه به همه ی پیشرفتها و مطالعات و تحصیلات علمى به جهل بر می ‏گردد و بر ما است که باجهل مبارزه کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۷ساعت 6:29  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
قال الصادق(ع): «لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ أَسَاسٌ وَ أَسَاسُ الْإِسْلَامِ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ» (الكافي/ ج2/ ص: 45).
بنابه فرموده ی امام صادق(ع) ، هر چیزی ریشه و زیربنایی دارد و ریشه و اساس مکتب ما، محبت اهل بیت است. بنابراین باید مواظب باشیم محبت و ولایت اهل بیت که اصل دین ما است از بین نروند. اعتقاد به خدا و پیامبر و امام و معاد که اصول دین ماهستند از بین نروند.
چندین سال نماز خواندن و عبادت کردن بدون اعتقاد به اصول دین فایده ندارد. چون اصل ازبین می رود و خدا از غیر متقین و مومنین عملی را قبول نمی کند. اما اگر اصل دین و پیوند انسان با پیامبر و خدا و اهل بیت محفوظ باشد ، اگر در فروعات اشتباه و لغزش ها وخطا هایی هم داشته باشد، قابل آمرزش و جبران هستند. به طورمثال اگر ریشه و تنه درختی سالم باشد ، ولی شاخ و برگ هایش پژمرده باشند ،جای نگرانی ندارد، این درخت دوباره بارور می شود و شاخه هایش سبز و میوه دار می شود. اما اگر کسی ریشه این درخت را درآورده باشد دیگر فایده ای ندارد و دیگر هیچ وقت سر سبز نمی شود.
کسانی که ولایت اهل بیت را قبول نداشته باشند، اگر هزاران سال هم عبادت بکنند ،چون اساس و ریشه را قبول نکرده اند ،عباداتشان قبول نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۷ساعت 22:51  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 

یکی از اعیاد بزرگ ما ، عيد غدير است. روزی که امیر المومنین امام علی(علیه السلام) به امامت وجانشینی بعد پیامبر، به امر خدا وتوسط پیامبر، انتخاب شد، روز اکمال دین ؛ اتمام نعمت وروز مایوس شدن دشمنان دین است.
این روز بزرگ آداب و مستحبات بسياري دارد بنده به ده مورد از آنها اشاره مي‌ کنم:
1. در روز عيد غدير غسل انجام دهید این امر مستحب مؤكّد است.[1]
نکته ی دوم این که بهتر است غسل در اول روز انجام گيرد.[2]
2. دراین روز بزرگ لباس پاكيزه و نو بپوشید .[3]
3.این روز بزرگ را به هم تبريك و تهنيت بگویید[4]
4. در این روز سعی کنید تبسم بر صورت شماباشد.
امام رضا عليه السلام فرمود:
روز غدير روز تبسم به روي مؤمنين است كسي كه در اين روز به روي برادر مؤمن تبسم كند خداوند در روز قيامت نظر رحمت به او مي ‌افكند.[5]
5. دراین روز صلوات بر محمد وآل بفرستید.[6]
6. دراین روز به ديد و بازديد وملاقات یکدیگر بروید.[7]
7. دراین روز سعی کنید عطر بزنیدو معطر باشید.[8]
8. دراین روز سعی کنید طعام بدهید .[9]
9.دراین روز سعی کنید صدقه بدهید .چراکه این امر در روز غدير يكي از مستحبات مؤكد است. امام علي عليه السلام فرمود: فضيلت يك درهم كه در روز غدير داده شود برتر است از دويست هزار درهم در زمان ديگر.[10]
منابع:
[1] المراقبات، ص 260؛ عروة الوثقي، ج 1، في الاغسال المندوبه، ص 460.
[2] تحرير الوسيله، ج 1، ص 98.
[3] تحریرالوسیله ، ص 260.
[4] الغدير، ج 1، ص 274.
[5] المراقبات، ص 254.
[6] المراقبات، ص 262.
[7] المراقبات، ص 257.
[8] المراقبات، ص 258.
[9] المراقبات، ص 256.
[10] المراقبات، ص 255.


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۷ساعت 4:28  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
ایام ولایت، غدیریه ، ایام شادی وسرور است.
شادي کردن مثل ساير نيازها و رفتارهاي انسان احكام خاصي دارد که باید رعایت شود:
اول: در مجالس شادي بايد از هرنوع گناهی پرهيز كنیم.
ديدگاه دین مبین اسلام اين است كه در مناسبتهاي شاد حكم خدا تعطيل نمي ‌شود.
آنچه حرام است براي هميشه حرام است و در مناسبتهاي شادی چون عيد غدير و ... حلال نمي‌ شود.
دوم: شادي کردن با اذيت و آزار ديگران همراه نباشد.
سوم: درشادی ها از موسیقی های لهوی پرهیزشود.
موسيقي مطرب و غنا ، آدمي را از یاد خدا و آخرت باز مي‌ دارد، از اين رو سزاوار است كه مؤمنان از آن پرهيز كنند.
چهارم: در ایام شادی از دست زدن که همراه با گناه باشد پرهیز کنیم.البته دست زدنی که همراه گناه نباشد در غیر مساجد اشکال ندارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور ۱۳۹۷ساعت 4:54  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
 حضرت امام هادی(علیه السلام) طبق مشهور، در تاریخ 15 ذی الحجه سال 212 هجری قمری، در قريه اى به نام صُريا ـ سه فرسخى شهر مدينه منوّره ديده به جهان گشود. نام ایشان علىّ ، كنيه حضرت ابوالحسن والقاب ایشان هادى، ناصح، متوكّل، نقىّ، مرتضى، عالم، طاهر، طيّب، عسكرى، أمين، ابن الرّضا می باشد.
مادرحضرت سمانه - از اهالى مغرب - و معروف به سيّدة بوده است.
آن حضرت ، مدّت هفت سال در حيات پدر بزرگوارش; و نيز پس از شهادت وى، مدّت 33 سال و 9 ماه رهبريّت و امامت جامعه را بر عهده داشت.
جمعاً عمر پُر بركت آن حضرت را حدود 41 سال و چند ماه گفته اند، كه مدّت بيست سال و أندى از آن را در شهر سامراء، تحت نظر حكومت عبّاسى به طور إجبار إقامت داشت.
شیعیان، امام هادی و فرزندش امام حسن عسکری (علیه السلام) را به دلیل اینکه در سامرا در منطقه‌ای به نام عسکر ساکن بودند، امامین عسکریین می‌خوانند.(1)
بنابر آنچه كه بين گفتار مورّخين و محدّثين مشهور است: آن حضرت، روز سه شنبه، پنجم ماه ذى الحجّة، سال 220 هجرى، پس از شهادت پدر بزرگوارش به منصب امامت و خلافت نائل آمد و حدود 33 سال و 9 ماه، امامت و هدايت جامعه اسلامى را عهده دار بود. آن حضرت پس از شهادت پدر بزرگوارش، مرتّب در حصر و تحت اذيّت و آزار دستگاه ظلم و جور خلفاء بنى العبّاس و مخالفين قرار داشت; و بيشتر مدّت امامت خود را يا در زندان و يا تحت نظر جاسوسان و مأموران حكومتى سپرى نمود.(2)

منابع :
1 - «بحار الانوار: ج۵۰، ص۱۱۳» / «علل الشرایع: ج۱، ص۲۴۱» «تذکرة الخواص: ج۲، ص۴۹۲».
2 - اصول كافى: ج 1، تهذيب الأحكام: ج 6، تاريخ اهل البيت (ع)، مجموعة نفيسه، أعيان الشّيعة: ج 2

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۷ساعت 9:22  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
دردو قسمت گذشته گفتیم :
باتوجه به مهم بودن جایگاه نماز در اسلام، مع الاسف بعضی ها بنا به دلایلی نماز نمی خوانند، وبه پنج دلیل آن اشاره نمودم .
دلیل دیگر که باعث بی رغبت شدن بعضی ها به دین و نماز شده است ، برخورد نامناسب افراد ومنافات داشتن حرف و عمل آنها است.
مع الاسف بعضی ها خیلی حرفها ی دینی و خوب می زنند، ولی توی زندگی آنها که می روی، می بینی عملشان یه طور دیگر است وبا هم هم خونی ندارد ،لذا بعضی ها وقتی می بینند انسانهای دیندار حرفشان باعملشان فرق دارد ویکی نیست ، نسبت به دین و نماز وارزشها بدبین می شوند ولذا رغبتی به دین و نماز ندارند‌.انسان باید حرف وعملش یکی باشد، اگر کسی عامل نباشد، حرفش هیچ تاثیری روی افراد ندارد.
ما آیینه ی دین و مذهب هستیم، خیلی باید حواسمان باشد که راه را کج نرویم و سعی کنیم مایه ی عزت دین باشیم وحداقل اگر مایه ی عزت هم نمی توانیم باشیم مایه ی شر وننگ نباشیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۷ساعت 4:34  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
درقسمت گذشته، گفتیم باتوجه به مهم بودن جایگاه نماز در اسلام ،مع الاسف بعضی ها بنا به دلایلی نماز نمی خوانند وبه دو دلیل آن اشاره نمودم ،دراین قسمت به ادامه ی بحث می پردازیم.
دلیل سوم:تبلیغات دشمن ، غرب واحساس عقب ماندگی دلیل این کار است.بعضی ها وقتی پیشرفت کشورهای غربی وانسانهای بی نماز را می بینند ،به این نتیجه می رسند که دیندار بودن و نمازخواندن باعث پیشرفت کسی نمی شود لذا نماز نمی خوانند.
دلیل چهارم: احساس خودنمایی ور یا
بعضی ها فکر می کنند اگر نماز بخوانند، مردم به آنها نگاه می کنند و این باعث خودنمایی ور یا کاری آنها میشود،لذا نماز نمی خوانند. این احساس غلط است و نباید به این احساس توجه نمایند .
دلیل پنجم: بودن در محیط فاسد و داشتن دوستان فاسد.
راه نجات اینکه باید محیط های سالم ، بخصوص در حاشیه ی شهرها فراهم شود ونیروهای مومن و خوب آموزش داده شود ودر آن محیط استقرار پیدا کنند و نسبت به این امر مهم اقدام نمایند ،البته این امر بزرگ همکاری تمام نهادها وارگانهارا می طلبد.

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور ۱۳۹۷ساعت 6:12  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
جایگاه نماز در اسلام، مثل جایگاه سر در بدن است. همانطور که اگر سر در بدن نباشد، حیاتی برای بدن نیست، اگر مسلمان نماز نخواند ،اسلامش به درد نمی خورد‌.
حال باتوجه به این مهم پس چرا بعضی نماز نمی خوانند؟؟
بخاطر چند دلیل:
اول: بعضی با فلسفه نماز آشنا نیستند، باید آنها را با نماز آشنا کنیم وبه آنها بگوییم که در این مساله باید خوب تحقیق کنند. چراکه بعضی نماز می خوانند از باب تقلید از خانواده و بزرگان، بعضی نماز می خوانند از روی عادت ،اینها درست نیست و باید فلسفه نماز رافهمید.
اولین وظیفه ما بعد از بالغ شدن فرزندانمان، این است که اورا با فلسفه نماز آشنا کنیم، به او بگوئیم که چراباید نماز بخواند ،به او بگوئیم که نماز تشکر از نعمت های خداست، به او بگوئیم که خدا نیاز به نماز ما ندارد و منافع نماز به خود ما برمی گردد.
دوم: تربیت نادرست باعث این امر شده است، که این باید توسط والدین در خانواده، مسئولین در مدارس و اجتماع صورت گیرد ،و همه برای تحقق این مهم مسئول هستند و باید اقدام نمایند.

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور ۱۳۹۷ساعت 0:36  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  | 
به این مطلب خوب دقت نمایید:
تا چای خشک در آب جوش نریزند، نمی توانتد چایی بخورند!
تا مایه به شیر نزنند ، پنیر وماست درست نمیشود.!

تا برق و الکتریسیته نباشد، لامپ روشن نمیشود.

بندگی خدا هم بدون علم و عمل صالح محال است.
کسی که می خواهد بنده باشد ،اولا باید طریق بندگی را یاد بگیرد وبعد از یاد گرفتن عمل نماید. بندگی بدون این دو چیز محال است،
به قول معروف به عمل کار برآید به سخنرانی نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور ۱۳۹۷ساعت 5:23  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  |