|
بعضی ها فکر می کنند برای فساد کردن در روی زمین باید کارخاصی کرد ، غافل ازاین که مصادیق فساد در روی زمین زیاد است وهر کسی می تواند فسادگر باشد.
بعضی از سوالاتی که ما در زندگی روزمره از طرف مقابلمان می پرسیم می تواند زمینه های فساد را فراهم نماید ، ممکن است هدف ما صرفا کسب اطلاع باشد، یا از روی کنجکاوی یا فضولی و... اما نمیدانیم چه آتشی به جان شنونده میاندازیم ! به نمونه های زیر دقت نمایید: زنی بچهای را به دنیا آورد، زن دیگری گفت : به مناسبت تولد بچهتون، شوهرت برات چی خرید ؟ هیچی !مگه میشه ؟! یعنی تو براش هیچ ارزشی نداری ؟! بمب را انداخت و رفت، ظهر که شوهر به خانه آمد، دید که زنش عصبانی است و .... کار به دعوا کشید و تمام. پدری در نهایت خوشبختی است، یکی میرسد و میگوید : پسرت چرا بهت سر نمیزند ؟ یعنی آنقدر مشغوله که وقت نمیکنه ؟! و با این حرف، صفای قلب پدر را تیره و تار میکند. جوانی از رفیقش پرسید : کجا کار میکنی ؟ پیش فلانی، ماهانه چند میگیری؟ ۵۰۰۰. همهش همین؟ ۵۰۰۰ ؟ چطوری زندهای تو؟ صاحب کار قدر تو رو نمی دونه، خیلی کمه ! یواش یواش از شغلش دلسرد شد و درخواست حقوق بیشتر کرد ، صاحب کار هم قبول نکرد و اخراجش کرد ، قبلا شغل داشت، اما حالا بیکار است. در طول روز خیلی سؤال ها را ممکن است از همدیگر بپرسیم؛ چرا نخریدی؟ چرا جهیزیه ات رو از فلان جا خریدی میرفتی فلان مجتمع بزرگ تجاری چرا نداری؟ یه النگو نداری بندازی دستت؟ چطور این زندگی را تحمل میکنی ؟ یا فلانی را؟ چطور اجازه می دهی؟ چرا پیاده اینور اونور میری مگه شوهرت ماشین نمیده دستت؟ چرا مراسم برگزار نمیکنید؟ این موارد همه، سخن گفتن به زبان شیطان است ، حواسمان باشد باعث شر در زندگی مردم. نشویم واقعا خیلی چیزها به ما ربطی ندارد! سعی کنیم کور ، وارد خانهی مردم شویم و کَر از آنجا بیرون بیاییم. یاعلی
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر ۱۳۹۷ساعت 5:13  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
|