ماه مبارک رمضان است، فرارسیدن این ماه رابه شما تبریک عرض می نمایم ، طبق روایات دین مبین اسلام، قبل از ظهور حضرت مهدی ، علائم ونشانه هایی در جامعه پدید میآید؛ برماست که تحقیق کنیم و این علائم ونشانه ها را یاد بگیریم تا بهتر بتوانیم برمشکلاتی که در آخر الزمان پیش میاید فائق شویم.
نشانه ها و علائم زیاد است، بنده حقیر در ماه شعبان در طول یازده جلسه نشانه ها و علائم را خدمت عزیزان خودم تقدیم کردم مباحث باقیمانده ی آن را یاد آور می شوم؛ باشد که مرضی در گاه خدا قرار بگیرد. این حوادث از ماه جمادی الثانی شروع وبه ماه محرم که ظهور حضرت در این ماه محقق خواهد شد ختم می شود.
کشتارگاه اول: عراق بغداد
 بعدمعرکه قرقیسیا، عدم ثبات سیاسى عراق، خودکامگى سفیانى را تشدید مى ‏کند او نیروها و تسلیحات خویش را وارد عراق کرده و از روز 21 یا 22 ذى‏القعده، دست به کشتارهاى وحشیانه در بغداد سپس در کوفه ( روز عید قربان به آنجا مى ‏رسد) و دیگر شهرهاى عراق مى ‏زند و این رفتار غیر انسانى او تا وقتى که نیروهاى سید خراسانى و ایرانیان در مقابلش قد علم کنند و طعم شکست را به او بچشانند؛ ادامه دارد.
 امام صادق ضمن حدیثى طولانى فرمودند : «تمام عراق را هراس جدى دربر مى‏ گیرد و قرار از این دیار می رود پس از آن که سپاه سفیانى وارد بغداد مى‏شود سه روز همه چیز و همه کس را مباح اعلام مى ‏کند و به سرعت بسیارى مى ‏میرند. شصت هزار نفر (بنا بر نقلى هفتاد هزار) از اهالى آن شهر را مى ‏کشند و اطراف شهر را خراب مى‏کند. هجده شب پس از آن در آنجا مى ‏ماند و اموال را تقسیم مى ‏کند در آن روز سالم‏ ترین نقطه بغداد، کرخ است(۱)
    ابن وهب مى ‏گوید : حضرت این شعر ابن ابى عقیب را نقل کردند:«وینحر بالزوراء منهم لدى ثما نون ألفاً مثل ما تنحر البدن
هشتادهزار نفر از آنها همانند حیوان در بغداد سر بریده مى ‏شوند که هشتاد نفر از آنها از مردانى از تیره فلانى هستند که همگى براى فرمانروایى و خلافت شایسته‏ اند(۲)
    امیرالمؤمنین امام على هم طى حدیثى طولانى فرمودند:« به سوی شهر زوراء (بغداد) به همراه پنج هزار جلاد خارج مى ‏شود و هفتاد هزار نفر را بر روى پل بغداد مى‏کشند طورى که مردم تا سه روز از خون و بوى تعفن این همه لاشه و جنازه نمى ‏توانند به دجله نزدیک شوند.(۳)
    امام صادق فرمودند« مردم بزرگوارى از پیروان بنى ‏العباس را بر روى پلى که از کرخ به بغداد مى ‏آید مى ‏سوزانند(۴)
  امام حسین طى حدیثى طولانى فرمودند:
(سفیانى) سپاهیان صد وسی هزار نفرى خود را به بغداد فرستاده و در مدت سه روز روى پل بغداد هفتاد هزار نفر را کشته و به دوازده هزار دختر جوان تجاوز مى ‏کنند، طورى که از خون و لاشه متعفن اجساد آب دجله قرمزرنگ دیده مى‏ شود(۵)
زوراءهمان بغداد است که توسط منصور دوانیقى بناى آن نهاده شد و پلى که در روایات ما زیاد از آن یاد شده است همان پلى است که از جانب کرخ در محله جعیفر به بغداد متصل مى ‏شود در مقابل «مدینه الطب» که در آن سوى دجله واقع شده است سپاهیان سفیانى اعمال شنیع و وحشیانه خویش را بر روى آن انجام مى‏ دهند و هفتاد هزار سرباز و غیر آنها را مى‏ کشند و خون کشتگان به رود دجله جارى مى ‏شود و از شدت تعفن مردم تا سه روز نمى ‏توانند به آن نزدیک شوند و رنگ این رود هم به سرخى مى ‏نماید.
امام صادق فرمودند:« بیچاره است بغداد از دست پرچمهاى زرد و مغرب و پرچم سفیانی(۶)
مفضل بن عمر مى ‏گوید« از آن حضرت پرسیدم: بغداد در آن زمان چه وضعیتى خواهد داشت؟ حضرت پاسخ فرمودند: «محل (نزول) عذاب و غضب الهى خواهد بود. (واى بر آنها) بیچاره آنها از دست پرچمهاى زرد و دیگر پرچمهایى که از دور و نزدیک به سوى آن مى ‏آیند. واللَّه! انواع عذابهایى که بر اقوام سرکش از اول روزگار تا انتهایش نازل شده و عذابهایى که (تا آن زمان) هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده بر آنها فرود مى ‏آید. توفانهایى ناشى از سیلهاى مختلفى آن را درمى ‏نوردد و بیچاره است کسى که آنجا را منزل خود انتخاب کند. واللَّه گاهى بغداد چنان آباد مى ‏شود که بیننده آن مى ‏گوید دنیا فقط اینجاست و نه جاى دیگرى و دخترانش را حورالعین و فرزندانش را اولاد بهشتى تصور مى‏ کند. گمان مى‏ کند که خداوند تنها در آنجا رزق را تقسیم مى‏کند. دروغ بستن به خدا و صدور حکم ناحق و شهادت دروغ و نوشیدن شراب و زنا و حرام‏خوارى و خون‏ریزى در آن پدیدار مى ‏شود. پس از آن خداوند متعال با فتنه‏ ها و به دست این لشکریان آنها را خارج مى‏ کند (آنجا را خالى از سکنه مى ‏کند). به گونه‏ اى که وقتى کسى از آنجا عبور مى ‏کند جز دیوار (ویرانه) چیزى نمى‏ بیند حتى مى‏ گوید: این زمین، بغداد است. سپس جوانمردى خوش‏رو و از نسل امام حسن مجتبى از ناحیه دیلم (گیلان) و قزوین قیام مى ‏کند. فریاد مى ‏زند: اى خاندان پیامبر این مظلوم غمگین را اجابت کنید!(۷) گنجهاى طالقان به او پاسخ مى ‏دهند. گنجهایى که از جنس طلا و نقره نیستند بلکه مردانى هستند به سختى آهن! گویا به آنها مى ‏نگرم که بر یابوهاى ابلق(۸)سوارند و سلاحهاى کوتاهى در دست دارند. همانند گرگ که بخواهد به گوسفندى حمله کند مشتاق و تشنه جنگیدن هستند. فرمانده ‏شان مردى از بنى‏ تمیم است که به او شعیب بن صالح مى ‏گویند. رو به سیدحسنى که الان با چهره درخشان چون ماهش در میان آنهاست کرده و پس از آن به ستمگران یورش مى ‏برند تا این که به کوفه مى‏رسند(۹) سپاه سفیانى پس از آن که این اعمال وحشیانه را انجام مى ‏دهد؛ به سوى کوفه (نجف) حرکت مى ‏کند و در آنجا هم‏چنان حادثه‏ اى رخ مى ‏دهد که عقلها را حیران مى ‏کند و این کشتارها تا وقتى که ایرانیان به فرماندهى سید خراسانى وارد عراق شوند همواره ادامه خواهد داشت.
1- یوم ‏الخلاص، ص703
اعلام الورى، ص429.
2- بشارةالاسلام، ص153
یوم‏ الخلاص، ص657.
3- الزام الناصب، ج2، ص119
بشارةالاسلام، ص58.
4-الزام الناصب، ج2، ص149
یوم ‏الخلاص، ص657.
5- یوم ‏الخلاص، ص658
بیان الائمه(ع)، ج2، ص365
6- بشارةالاسلام، ص143
یوم‏ الخلاص، ص701
7- عبارت ملهوف که در حدیث به مظلوم غمگین ترجمه شده را، هم مى‏ توان به خود سید حسنى حمل کرد که منظور او این است که مردم دعوتش را اجابت کرده و او را که از این هم ظلم و فساد به ستوه آمده است، یارى کنند و هم حضرت مهدی که سیدحسنى مردم را به عنوان نیروهاى زمینه‏ ساز و آماده براى یارى حضرت، جمع کند؛ خصوصاً که با توجه به حوداث و وقایع ماههاى گذشته مطمئن شده ‏اند، ظهور امام نزدیک است و هر چه سریع‏تر باید به یارى ایشان شتافت و ظاهراً این نظر قابل قبول‏تر به نظر مى‏رسد.
8- «ابلق» در لغت به معناى سیاه و سفید است و ظاهراً عبارت یابوهاى ابلق عبارتى کنایى باشد راجع به وسایل نقلیه ‏اى که این سپاه مورد استفاده قرار مى ‏دهد. احتمالاً این جمعیت از رنگ و نقشهاى همسان براى طراحى بدنه وسایل نقلیه ایشان استفاده کرده باشند همان طور که این روزها مى ‏بینیم هر سپاهى، هم لباس مخصوص به خود را دارد و هم ماشینها و ادوات جنگى آنها با طرح و رنگ متحدالشکلى، منقش و رنگ‏آمیزى شده ‏اند.
9- بحارالانوار، ج53، ص14
بشارةالاسلام، ص143
یوم ‏الخلاص، ص701

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 3:43  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  |