ماه شعبان و ایام مربوط به مهدی آل محمد است، قبل از ظهور حضرت ، علائم ونشانه هایی در جامعه پدید میآید که برماست که تحقیق کنیم و این علائم ونشانه ها را یاد بگیریم تا بهتر بتوانیم برمشکلاتی که در آخر الزمان پیش میاید فائق شویم.
نشانه ها و علائم زیاد است، بنده حقیر در چند جلسه نشانه ها و علائم شش ماه قبل از ظهور حضرت را یاد آور می شوم؛ باشد که مرضی در گاه خدا قرار بگیرد. این حوادث از ماه جمادی الثانی شروع وبه ماه محرم که ظهور حضرت در این ماه محقق خواهد شد ختم می شود.
ماه شعبان
در این‌ ماه‌، روحیه ی آمادگی‌ برای ظهور برای مردم ایجاد می شود البته آمیخته‌ به‌ ترس‌ که این‌ ناشی‌ از بروز جریانات‌ سیاسی‌ است‌ که‌ در یک‌ عرصه‌ با هم‌ به‌ جنگ مشغولند که‌ از ماه‌ رجب‌ مقابل‌ هم‌ قرار گرفته‌اند .
به‌ طور کلی‌ دو جریان‌ در این‌ ایام‌ در حال‌ شکل‌ گرفتن‌ است‌:
جریان‌ یاوران‌ حضرت‌ مهدی‌ (یمانی‌ از یمن‌ و سید خراسانی‌ از ایران‌)
جریان‌ سفیانی‌ که‌ بر رقبای‌ خویش‌ «اصهب‌» و «ابقع‌» فائق‌ آمده‌ و پس‌ از این‌ پیروزی‌ با رومیان‌ و یهودیان‌ (غرب‌) هم‌ پیمان‌ گشته‌ است‌.
در ماه‌ شعبان‌ جریانات‌ از هم‌ جدا شده‌ و مردم‌ هم‌ از کنار یکدیگر پراکنده‌ می‌شوند به‌ همین‌ علت‌ در روایات نشانه‌ها و حوادث‌ دوران‌ ظهور، خاورمیانه‌ همانند میدان‌ مبارزه‌ و جنگ‌های‌ متعدد و با کشته‌های‌ بسیار ترسیم‌ شده‌ است‌. ساکنان‌ این‌ منطقه‌ ( مسلمانان)‌ هستند که در شرایط‌ سختی‌ و ناراحتی‌ به‌ سر می‌برند که‌ نتیجه‌ عدم‌ ثبات‌ سیاسی‌ کشورهای‌ منطقه‌ است‌ و به‌ زودی‌ هم‌ آتش‌ جنگ‌ جهانی‌ بزرگی‌ برافروخته‌ خواهد شد.
ابوبصیر نقل‌ می‌کند که‌ از امام‌ صادق‌ درباره‌ ماه‌ رجب‌ پرسیدم‌. حضرت‌ فرمودند: «پیش‌ از اسلام‌ (دوران‌ جاهلیت‌) ماه‌ رجب‌ را بزرگ‌ می‌شمردند و در آن‌ جنگ‌ نمی‌کردند.» ابو بصیر می‌گوید:« پرسیدم‌ شعبان‌؟»« امور در آن‌ از هم‌ جدا می‌شود؛»«ماه‌ رمضان‌ چطور؟»
« ماه‌ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ است‌ که‌ در آن‌ به‌ نام‌ صاحب‌ شما، حضرت‌ مهدی‌، و پدرش‌ ندا در دهند.» ماه «شوال‌؟»
« در آن‌ مردم‌ پراکنده‌ شوند.»
ماه« ذی‌القعده‌؟»
«در آن‌ می‌نشینند؛»
ماه «ذی‌حجة‌؟
« آن‌ ماه‌ خون‌ است‌؛»
«پس‌ محرم‌ (چطور خواهد بود؟)
«در آن‌ حلال‌ را حرام‌ کرده‌ و حرام‌ را حلال‌ می‌گردانند. »ـ
« صفر و ربیع‌(الاول‌ و الثانی‌)؟ »
«در آن‌ ننگی (مرگ‌) زشت‌ (وحشتناک‌) و امری‌ عظیم‌ خواهد بود. »
«جمادی‌ (الاول‌ و الثانی‌)؟ »
« از ابتدا تا انتهایش‌ فتح‌ و پیروزی‌ است‌. »(۱)
ابو حمزه‌ ثمالی‌ از قول‌ امام‌ باقر نقل‌ کرده‌ که‌ فرمودند:«وقتی‌ شنیدید که‌ مردم‌ شام‌ دچار اختلاف‌ شده‌اند، از آنجا فرار کنید که‌ فتنه‌ و کشتار به‌ جانش‌ افتاده‌ است‌.»گفتم‌ به‌ کجا فرار کنیم‌؟ فرمودند «مکه‌ بهترین‌ جایی‌ است‌ که‌ مردم‌ بدانجا بگریزند. »(۲)
در روایت روضة‌ الکافی‌ این‌ رویدادها را توصیف‌ کرده‌ و مردم‌ را متوجه‌ وظایفشان‌ در آن‌ زمان‌ و شرایط‌ می کند‌:«وقتی‌ ماه‌ رجب‌ شد با نام‌ خداوند متعال‌ روی‌ کنید اگر دوست‌ داشتید که‌ تا شعبان‌ به‌ تأخیر بیندازید، ضرر نمی‌بینید و اگر دوست‌ داشتید که‌ در میان‌ اقوام‌ و خویشانتان‌ پناه‌ بگیرید (روزه‌ بگیرید) شاید برای‌ شما بهتر (محکم‌تر) باشد سفیانی‌ هم‌ به‌ عنوان‌ یک‌ نشانه‌ برای‌ شما کافی‌ است‌. »(۳)
  در این‌ حدیث به مردم‌ اجازه‌ داده‌ شده‌ که‌ شتاب‌ کردن‌ در مسافرت‌ تا پایان‌ ماه‌ رمضان‌ به‌ تأخیر انداخته‌ شود. و امام‌ باقر برای‌ راهنمایی‌ کردن‌ شیعیان‌ خویش‌ در قسمتی‌ از آن‌ حدیثی‌ طولانی‌ چنین‌ فرموده‌اند:
 «سفیانی‌ برای‌ شکنجه‌ کردن‌ دشمنان‌ شما کافیست‌ و او از جمله‌ نشانه‌ها‌ برای‌ شماست‌ (برای‌ فهم‌ نزدیکی‌ ظهور). علی‌رغم‌ اینکه‌ این‌ فاسق‌ شورش‌ کرده‌ شما یک‌ یا دو ماه‌ پس‌ از خروج‌ او از جای‌ خود تکان‌ نخورید؛ ناراحتی‌ به‌ شما نخواهد رسید تا اینکه‌ جمع‌ زیادی‌ از غیر شما (غیر شیعیان‌) را بکشد (اشاره‌ به‌ معرکه‌ قرقیسیاست‌).»برخی‌ از اصحاب‌ گفتند: با عیال‌ (زن‌ و فرزند) خود در آن‌ زمان‌ چه‌ کنیم‌؟ فرمودند:
 «مردان‌ خویش‌ را از سفیانی‌ پنهان‌ کنید؛ چرا که‌ او کینه‌ و حرص‌ شیعیان‌ را به‌ دل‌ دارد ولی‌ زنان‌ ان‌شاءالله ناراحتی‌ به‌ آنها نخواهد رسید.»  پرسیدند: «پس‌ مردان‌ به‌ کدام‌ سو خارج‌ شوند و از دست‌ او به‌ کجا فرار کنند؟» فرمودند:«در مدینه‌ چه‌ می‌توانید بکنید در حالی‌ که‌ سپاهیان‌ آن‌ فاسق‌ بدانجا روی‌ می‌کنند. ولی‌ شما به‌ مکه‌ بروید که‌ محل‌ اجتماع‌ شما آنجاست‌ و فتنه او به‌ مدت‌ حمل‌ یک‌ زن‌ یعنی‌ 9 ماه‌ طول‌ می‌کشد و ان‌شاءالله بیش‌ از این‌ اجازه‌ نخواهد یافت‌. »(۴)
1-بحارالانوار، ج‌52، ص‌272
بشارة‌الاسلام‌، ص‌142
بیان‌الائمه‌، ج‌2، ص‌686.
2 - بحارالانوار، ج‌52، ص‌271
السفیانی‌فقیه‌، ص‌123.
3 - بحارالانوار، ج‌52، ص‌302
السفیانی‌، ص‌122.
4- الغیبة‌ نعمانی‌، ص‌203
السفیانی‌، ص‌122

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 1:54  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  |