اين «مقاومت مردم ايران در دنيا بي نظير است مردم ايران براي از بين بردن استبداد جهنمي چنان دلاورانه مبارزه كردند كه موجب حيرت غرب و شرق شد، مبارزات خونيني كه بالاخره به استقلال و آزادي منجر خواهد شد.»[1] و اين پيروزي ره آورد عواملي است كه با الهام از سخنان امام راحل (ره) به آن مي پردازيم:

1- ايمان
رمز پيروزي ايمان بود. آن وحدت كلمه را، ايمان آورد. ايمان، وحدت كلمه آورد كه سرتاسر اين مملكت همه باهم، همه با هم فرياد زدند و يك مطلب را خواستند. اجتماع كردند از مركز تا هر جا شعاع مملكت است رفت صدا و فرياد زدند جمهوري اسلامي ... . شهادت را براي خودشان فوز دانستند. آنهايي كه فرار مي كردند از همه چيز، حمله كردند بر تانك ها و توپ ها، غلبه كردند بر لشكر شيطان، بر طاغوت . اين رمز را حفظ كنيد، اين نهضت را حفظ كنيد، اين وحدت كلمه را حفظ كنيد.[2]
اين ايمان راسخ كه در اين ملت شكوفا شد، اين تبدلي كه پيدا شد و تحولي كه در نفوس مسلمين اينجا پيدا شد، رمز پيروزي بود.[3]
2- وحدت كلمه و هم پيوستگي
ما همه برادر هستيم و همه با هم بايد باشيم . رمز پيروزي ما همين وحدت كلمه و هم پيوستگي ما به هم بود . رمز پيروزي ما توجه به خداي تبارك و تعالي و پاسداري اسلام بود. اين رمز را حفظ كنيد، اين وحدت را حفظ كنيد، اين همبستگي را حفظ كنيد.[4]
3- اتكاي به اسلام و عشق به شهادت
مردم براي اسلام خون مي دهند، نه براي سياست، براي سياست اسلامي . ملت ما به واسطه اتكاء به اسلام اين نهضت را پيش برد. ملت ما عاشق شهادت بود با عشق به شهادت پيش رفت اين نهضت، اگر چنانچه اين عشق و علاقه نبود هرگز ما در مقابل آنهمه قدرت پيروز نمي شديم . پيروزي ما دنبال اين بود كه همه اسلامي بوديد همه توجه به ديانت داشتيد.[5]
4- نترسيدن از مرگ
رمز پيروزي ملت ما همين بود كه ديگر نمي ترسيدند از اينكه بروند توي خيابان بكشندشان، مي رفتند، خيلي هم كشته مي شدند، بالاخره هم با همين فريادها و دادها والله اكبرها پيروز شدند.[6]
5- اتكا به خدا و معنوي بودن نهضت
رمز پيروزي امروز ما اين است كه اتكاء به خداي تبارك و تعالي داشتيم . رمز پيروزي ما اين است كه جنبه فقط سياسي نبود، فقط براي نفت و امثال اينها نبود، جنبه، جنبه معنوي بود، اسلامي بود، جوانان ما آرزوي شهادت مي كردند، جوانان ما شهادت را استقبال مي كردند همانطور كه در صدر اسلام سربازهاي اسلام شهادت را استقبال مي كردند. سربازان ما از شهادت باك ندارند براي اينكه مردن را يك چيز فنا شدن نمي دانند. سربازان ما شهادت را سعادت مي دانند و براي اين سعادت كوشش مي كنند. رمز پيروزي، اتكاء به قرآن و اين شيوه شيعه مقدس كه شهادت را استقبال مي كردند، بوده، خوف در دل آنهانبود، در عين حال كه تانك ها و مسلسل ها به روي آنها آتش مي گشود آنهااستقبال مي كردند، خوف نداشتند. مشت بر تانك غلبه كرد، مشت بر مسلسل غلبه كرد مشت بر ابرقدرتها غلبه كرد. اين رمز را حفظ كنيد، اين رمز پيروزي را تاحفظ كنيد پيروز هستيد. ملت ما تا با خداست پيروز است . ملت ما تا پناهگاه او اسلام است پيروز است . پرچم قرآن تا برفراز سر ملت ماست پيروز است . اين رمز را حفظ كنيد، توجه داشته باشيد كه نهضت سابق نهضت هايي بود كه يا سياسي بود يا نيمه اسلامي . نهضت امروز تمام اسلامي است، نهضت امروزبراي خداست، همه فرياد مي زنند اسلام، همه فرياد مي زنند جمهوري اسلام اين رمز است كه ما را پيروز كرد و شما هم اين رمز را حفظ كنيد.[7]
6- عنايت خدا و قدرت معنوي
اسلام بود كه شما را راه انداخت و به شما همچو قدرتي داد كه در مقابل اين قدرت هاي شيطاني بزرگ ايستاديد و نترسيديد، اين غيرتي بود كه خدا به شما داد و الاما كه بندگان ضعيفي هستيم و چيزي نداريم ...
...اين قدرت خدا بود، اين چيزي بود كه خدا به شما عنايت كرد و بايد اين عنايت خدا را حفظ كنيد. حفظ اين عنايت خدا كه منشاء همه پيروزي هاست به اين است كه قدمهاي ديگري هم برداريد، همه با هم پشتيباني كنيم، همانطوري كه در اول، اين نهضت با ايمان پيش رفت و اجتماع همه شما به واسطه ايماني كه د ردلتان بود سبب شد كه يك همچو قدرت شيطاني را درهم كوبيديد. اين يك عنايتي بود، عنايت خاصي بود از خداي تبارك و تعالي ... آن روزي كه شما راه افتاديد به ميدان و توي خيابان ها، آنها با ابزار غول پيكر و شما با مشت، هيچ به فكر آن نبوديد كه حقوقم كم است، حقوق مطرح نبود، جان مطرح نبود. اين روحيه شمارا غلبه داد، اين چيزي كه شما را غلبه داد مادامي كه او هست شما پيروزيد.[8]
7- تحول روحي - معنوي
و آن تحولي كه در حال نهضت، در آن وقتي كه مشغول به انقلاب بودند و مشغول به اقدام بودند، يك تحول روحي پيدا شده بود از براي همه قشرها كه آن تحول خيلي اهميت داشت و به نظر من آن تحول روحي كه براي ملت حاصل شد از آن تحولي كه ايجاد كردند و رژيم را بيرون كردند، آن اهميتش بيشتر است براي اينكه آن يك تحول معنوي بود، مردم همه نسبت به هم محبت مي كردند. از قراري كه به من كرارا اطلاع داده اند اينكه وقتي كه آن اشخاص مي آمدند توي خيابان تظاهر مي كردند، يك حس تعاوني در مردم پيدا شده بود كه اين حسن تعاون مورد نظر خدا بود و خداي تبارك و تعالي به اين ملت مرحمت فرمود كه يك ملتي كه دست خالي بود، بريك قدرتي كه همه چيز داشت غلبه كرد. اين نبود الااينكه اين ملت يك روح تعاون پيدا كرده بود، يك ايمان پيدا كرده بود. اين ايمان بود كه شما را پيروز كرد.[9]
  8- تحول روحي در مردم
مسلما مادامي كه نيت ما خالص است و براي خداست، خداي تبارك و تعالي با ماست و پيروز خواهيم شد، چنانچه در اين راه قدرت بزرگي كه در مقابل مابود و پشتيبان او تمام قدرت ها اعم از ابرقدرتها و غيره بودند لكن چون حسن نيت بود و مردم متحول شده بودند به آن مردمي كه در صدر اسلام بود... ازاين جهت اين پيروزي مامرهون همچو تحول روحي است كه در مردم پيدا شد و الا ما كه نه اسلحه داشتيم و نه نظام بود در كار و نه يك كارهايي داشتيم كه مطابق اصول جنگي و اينها باشد، فقط چيزي كه بود ايمان در مردم بود و بحمدالله وحدت كلمه و من مي خواهم ازخداي تبارك و تعالي كه اين وحدت كلمه محفوظ بماند وانشاء الله تمام مشكلاتمان حل شود.[10]
9- غلبه قوت ايمان بر جنود شيطاني
آن قوت روح و قوت ايمان بود كه شما را غلبه داد بر جنود شيطاني و بر طاغوت و بايد آن قوت ايمان و قوت باطني، شما را غلبه بدهد بر جنود شيطاني كه در باطن انسان، انسان را مي خواهد اغوا كند.[11]
قدرت ايمان در برابر قدرت شيطان
شما ديديد كه يك ملتي كه عددش كم و هيچ اسلحه نداشت و هيچ ابزار جنگي نداشت و هيچ نظاميگري نداشت ابزار ايمان داشت و با ابزار ايمان غلبه كرد بر يك قدرت شيطاني كه همه قدرت ها دنبال او بودند، نه همان ابر قدرت ها، همه قدرت ها دنبال او بودند اين قدرت ايمان بود كه يك مشت مردم را كه هيچ نداشتند غلبه داد، اين همان قدرتي بود كه در صدر اسلام با يك ابزار كم و يك عدد كم غلبه كردند بر روم با آن بساط بر امپراطوري ايران با آنهمه ابزار و با آن چيز، آنها تهي بودند از ايمان و اينها دست پر بودند در ايمان، غلبه كردند.[12]
10- اراده خدا و پيوستن همه گروهها به ملت
شما ملاحظه كرديد كه در اين انقلاب، شما همه قلوبتان برگشت به طرف ملت واين را خداي تبارك وتعالي اين قلب ها را برگرداند والا يك ارتشي كه در طرف ديگري بود، بايد به حسب آن وضعي كه ارتش دارد، بايد بر خلاف مسير مقابل خودش باشد، لكن شما ملاحظه كرديد كه دل هايتان برگشت به اين طرف و اسباب اين شد كه گروه هاي مختلف پيوستند به ملت وبا ملت همقدم شدند، همصداشدند و اين موجب پيروزي ملت شد، ملتي كه هيچ نداشت و آن طرف همه چيز داشت . اين اراده خدا بود كه ما را پيروز كرد و ما بايد طوري عمل كنيم كه اين عنايت الهي محفوظ بماند براي ما.[13]
11- وحدت كلمه و اسلامي بودن مقصد
آنكه ما را تا اينجا رساند و پيروز كرد اين بود كه با هم قشرها اختلاف نداشتند، همه با هم فرياد مي كردند كه جمهوري اسلامي مي خواهيم، فرقي مابين شهر و ده نبود، مركز و سرحدات نبود، همه دست به هم دادند و فرياد كردند كه ما جمهوري اسلامي مي خواهيم و اين دو جهت كه يكي وحدت كلمه همه بود، اكثرا با هم بودند و يكي هم مقصد، مقصد اسلامي بود، شما را پيروز كرد.[14] آنچه كه ملت ما با اينكه در حال ضعف و تشتت بود دريافت، همين مطلبي بود كه در صدر اسلام مسلمين دريافته بودند، اتكاء به ايمان و اسلام و وحدت كلمه . جوانهاي ما در حال انقلاب و حالا هم باز تقاضا مي كنند كه ما دعا كنيم تا آنها شهيد بشوند. اين تحول بزرگي كه به اراده خداي تبارك و تعالي در اين ملت پيدا شد، موجب پيروزي آنها بر يك قدرت شيطاني بزرگ كه پشتيبان او همه ابرقدرتها بودند گرديد.[15]
12-اسلام
بر هيچ يك از آنان كه از انقلاب اسلامي ايران اطلاع دارند، پوشيده نيست كه انگيزه اين انقلاب و رمز پيروزي آن اسلام بود.[16] الهي بودن مقصد، ايمان و وحدت
اين پيروزي كه نصيب ملت ما شد دو چيز مؤ ثر بود، يكي كه از همه چيز بالاتر است اينكه مقصد همه مقصد الهي بود، انگيزه اسلام بود.


[1] . صحيفه نور جلد:22 صفحه :168 تاريخ سخنراني :25/10/57
[2] . صحيفه نور جلد:7 صفحه :118 تاريخ سخنراني :25/3/58
[3] . صحيفه نور جلد:5 صفحه :174 تاريخ سخنراني :16/12/57
[4] . صحيفه نور جلد:5 صفحه :213 تاريخ سخنراني :7/1/58
[5] . صحيفه نور جلد:5 صفحه :244 تاريخ سخنراني :16/1/58
[6] . صحيفه نور جلد:8 صفحه :126 تاريخ سخنراني :24/4/58
[7] . صحيفه نور جلد:6 صفحه :17 تاريخ سخنراني :26/1/58
[8] . صحيفه نور جلد:7 صفحه :143 تاريخ سخنراني :28/3/58
[9] . صحيفه نور جلد:7 صفحه :238 تاريخ سخنراني :10/4/58
[10] . صحيفه نور جلد:9 صفحه :244 تاريخ سخنراني :10/7/58
[11] . صحيفه نور جلد:7 صفحه :255 تاريخ سخنراني:12/4/58
[12] . صحيفه نور جلد:10 صفحه :93 تاريخ سخنراني :10/8/58
[13] . صحيفه نور جلد:8 صفحه :158 تاريخ سخنراني :26/4/58
[14] . صحيفه نور جلد:8 صفحه :45 تاريخ سخنراني :15/4/58
[15] . صحيفه نور جلد:8 صفحه :235 تاريخ سخنراني :25/5/58
[16] . صحيفه نور جلد:8 صفحه :255 تاريخ سخنراني :28/5/58

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۴ساعت 9:31  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  |