|
هیچ کسی بی مشکل نیست، همه مشکلات دارند، بعضی کم ،بعضی زیاد، بعضی شدید نیست، بعضی شدید هست، مهم این است که چطور با مشکلات راه بیاییم وباچه دیدی به آن نگاه نماییم وبا آن مبارزه نماییم.
نکته ی مهم این که از مشکلات زندگی نباید ترسید، باید جلو رفت و مشکل را حل کرد . به این حکایت زیبا دقت نمایید: روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد. مار گفت: «انسانها از ترس ظاهر خوفناک من میمیرند نه به خاطر نیش زدنم.» اما زنبور قبول نکرد. مار برای اثبات حرفش با زنبور قراری گذاشت. آنها رفتند و رفتند تا رسیدند به چوپانی که در کنار درختی خوابیده بود. مار رو به زنبور کرد و گفت: «من او را میگزم و مخفی میشوم و تو در بالای سرش سر و صدا ایجاد کن و خود نمایی کن.» مار نیش زد و زنبور شروع به پرواز کردن در بالای سر چوپان کرد. چوپان فورا از خواب پرید و گفت: «ای زنبور لعنتی» و شروع به مکیدن جای نیش و تخلیه زهر کرد. مقداری دارو بر روی زخمش قرار داد و بعد از چند روز بهبودی یافت. مدتی بعد که باز چوپان در همان حالت بود، مار و زنبور نقشه دیگری کشیدند. این بار زنبور نیش میزد و مار خودنمایی میکرد. این کار را کردند و چوپان از خواب پرید و همین که مار را دید از ترس پا به فرار گذاشت و به خاطر وحشت از مار دیگر زهر را تخلیه نکرد و ضمادی هم استفاده نکرد. چند روز بعد چوپان به خاطر ترس از مار و نیش زنبور مرد. حکایت ماست ، برخی مشکلات، بیماریها و کارها نیز همین گونه هستند و فقط به خاطر ترس از آنها، افراد نابود میشوند یا شکست میخورند. یادمان باشد همان کسی که مشکل رابه ما داده، راه برون رفت از آن را هم برای مشخص کرده است.
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان ۱۳۹۷ساعت 5:15  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
|