ريشه ي دروغ
1- تشخص طلبي.
انسان احساس مي کند که کم دارد و دروغ می گوید. مثلاً يک شخص ديپلمه وارد يک جمعي ميشود که همه دکتر و مهندس و پروفسور، هستند بخاطراینکه کم نیاورد دروغ می گوید.
2- ارضای شخصیت
انسان احساس کمبود مي کند و آني تصميم مي گيرد و دروغ می گوید. وبه هيچ چيز ديگر ، جز ارضاي شخصيت خودش فکر نمي کند.
3- احساس حقارت. مثلا در يک جمعي نشسته، مي بيند از همه کم دارد. بخاطر اینکه سري تو سرها در بياورد دروغ می گوید.
4- پرحرفی
کسي که زياد حرف مي زند، دروغ هم زياد مي گوید. وقتي آدم زياد حرف مي زند، کم مياورد، مجبوراست دروغ بگوید.
5- ترس.
انسان می ترسد و فکر مي کند خداوند با راستي وحقیقت نمي تواندکارهارا درست کند.لذا دروغ می گوید و این علامت توکل نکردن به خداست.
6- آموزش غلط، نا صحيح.
اين خيلي مهم است. پدر، مادر، دوستان، اقوام همه براي بچه ها الگو هستند. وقتی بچه ها می بینند آنان دروغ می گویند یا آنها رابه دروغ وامی دارند دروغگو بار میاید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر ۱۳۹۷ساعت 4:45  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده  |