|
ماجرای شیر فضه: هنگامى که امام حسین (ع ) در کربلا به شهادت رسید، دشمنان خواستند بدن مطهر او را زیر سم ستوران قرار دهند، فضه کنیز حضرت زهرا(س ) در کربلا بود، جریان را به زینب (س ) خبر داد، و سپس گفت : ((اى بانو من ((سفینه )) غلام آزاد شده ، رسول خدا(ص ) سوار بر کشتى شده بود، و به سفر مى رفت ، کشتى شکست ، و خود را (به کمک امواج دریا) به جزیره اى رسانید، در آنجا شیرى دید، هراسان شد و به شیر گفت : ((من غلام پیامبر(ص ) هستم .)) این ماجرا اعتبار ندارد . 1- پس از غارت و به آتش كشيدن خيمه ها عمر بن سعد فرياد زد: چه كسي داوطلب مي شود كه بر جسم حسين است بتازد؟! ده نفر از اشقياء سپاه اموي اسبهاي خود را نعل تازه زدند و آنچنان بر پيكر آسماني حضرت حسين تاختند كه پشت و سينه ي او را شكستند. شيخ مفيد در ج 2، ارشاد، ص 117 -115، و طبرسي در اعلام الوري، ابن اثير، ج 3، ص 250، کامل، ص 296، همين خبر را گزارش کرده اند، و مرحوم مجلسي در بحارالانوار، ج 45، ص 59، و بحراني، در العوالم، ج 17، ص 303، و علامه محسن امين در اعيان الشيعه، ج 1، ص 612، اسامي آن ده نفر که بر جسم امام (ع) تاختند بدين شهر فهرست کرده اند: اسحاق بن حريه (حويه)، حکيم بن طفيل سنبسي، عمرو بن صبيح صيداوي، رجاء بن ابي منقذ عبدي، سالم بن حثيمه (خيثمه) جعفي، واحذ (واحد) بن نائم، صالح بن وهب جعفي، هاني بن شبث (ثبيت) حضرمي، اسيد بن مالک. 2- در قیام مختار 10 نفری که بر بدن مطهر امام (علیه السلام ) اسب دوانی کرده اند ، پیدا و بهمان صورت کشته شدند و این مسئله با این روایت در تضاد است. 3- اگر این شیر در کربلا بوده است چرا کسی آن را ندیده است و یا اینکه جلوی اسب سواران را نگرفته است. (1) اسیران و جانبازان کربلا ص185
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۵ساعت 9:40  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
|