|
نه خریدار گرفتارتوام نه گرفتار که بیمار توام ای فروزنده تر از ماه بیا یوسف فاطمه از کعبه بیا آه مظلوم تو را می خواند خون معصوم تورا می خواند تو گشاینده ی مشکل هایی تو عزیز دل زهرایی خون رخسار رسول دو سرا فرق بشکافته شیر خدا ناله های شب وروز زهرا پرچم سرخ شه کرببلا همه گویند بیا مهدی جان بشنو این ناله ها مهدی جان
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ساعت 16:35  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
عمرسعدغروب عاشورا سر امام حسین(ع)رابه خولی بن یزید وحمیدابن مسلم دادتابه کوفه برای عبیدالله ببرند.خولي که سر بريدهي امام (ع) را همراه خود داشت، هنگامي که به کوفه رسيد درهاي دارالحکومه را بسته بودند و بناچار بدون ملاقات با عبيدالله به سوي خانهي خود رفت و سر پاک و مقدس امام (ع) را در زير تشتي قرار داد.
زن خولي که متوجه شد وي چيزي را در زير تشت پنهان ميکند از او سؤال کرد آن چيست؟ خولي پاسخ داد: چيزي برايت آوردهام که براي هميشه بينيازت سازد. اکنون سر حسين (ع) در خانهي توست. همسر خولي برآشفت و گفت: واي بر تو! مردم سيم و زر به خانه ميآورند و تو سر پسر دختر پيامبر را برايم آوردهاي؟ به خدا سوگند! هرگز با تو در يک خانه زندگي نميکنم واز جاي خود برخاست و به صحن خانه رفت. وي ميگويد: به خدا سوگند نوري را ديدم که همانند ستون از آن تشت تا آسمان به هم پيوسته بود و مرغان سفيدي را ديدم که بر گرد آن تشت تا بامداد ميچرخيدند و چون صبح شد خولي سر امام (ع) را نزد عبيدالله بن زياد برد تاريخ طبري، ج 5، ص 445، با کمي اختلاف اخبار الطوال، ص 256، انساب الاشراف، ج 3، ص 411، الفتوح، ج 5، ص 220، شيخ مفيد، ارشاد، ج 2، ص 118، ابناثير، کامل، ج 3، ص 296، بحارالانوار، ج 45، ص 107، البداية و النهاية، ج 8، ص 189،
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:56  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
قال امام جعفر صادق علیه السلام: طلبتُ الجنة، فوجدتها فى السخاء :بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگى و جوانمردى یافتم.
و طلبتُ العافیة، فوجدتها فى العزلة: و تندرستى و رستگارى(عافیت) را جستجو نمودم، پس آن را در گوشهگیرى (مثبت و سازنده) یافتم. و طلبت ثقل المیزان، فوجدته فى شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگینى ترازوى اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهى به یگانگى خدا تعالى و رسالت حضرت محمد (ص) یافتم. و طلبت السرعة فى الدخول الى الجنة، فوجدتها فى العمل لله تعالى: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در کار خالصانه براى خداى تعالى یافتم. و طلبتُ حب الموت، فوجدته فى تقدیم المال لوجه الله:و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) براى خشنودى خدا یافتم. و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فى ترک المعصیة: و شیرینى عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترک گناه یافتم. و طلبت رقة القلب، فوجدتها فى الجوع و العطش: و رقت (نرمى) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگى و تشنگى (روزه) یافتم. و طلبت نور القلب، فوجدته فى التفکر و البکاء: و روشنى قلب را جستجو نمودم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم. و طلبت الجواز على الصراط، فوجدته فى الصدقة: و (آسانى) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم. و طلبت نور الوجه، فوجدته فى صلاة اللیل: و روشنى رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم. و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فى الکسب للعیال: و فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگى زن و فرزند یافتم. و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته فى بغض اهل المعاصى: و دوستى خداى تعالى را جستجو کردم، پس آن را در دشمنى با گنهکاران یافتم. و طلبت الرئاسة، فوجدتها فى النصیحة لعبادالله: و سرورى و بزرگى را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهى براى بندگان خدا یافتم. و طلبت فراغ القلب، فوجدته فى قلة المال: و آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در کمى ثروت یافتم. و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فى الصبر :و کارهاى پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شکیبایى یافتم. و طلبت الشرف، فوجدته فى العلم: و بلندى قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم. و طلبت العبادة فوجدتها فى الورع: و عبادت در جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزکار یافتم . *- و طلبت الراحة، فوجوتها فى الزهد:و آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایى یافتم. و طلبت الرفعة، فوجدتها فى التواضع: برترى و بزرگوارى را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنى یافتم. و طلبت العز، فوجدته فى الصدق: و عزت (ارجمندى) را جستجو نمودم، پس آن را در راستى و درستى یافتم. و طلبت الذلة، فوجدتها فى الصوم: و نرمى و فروتنى را جستجو نمودم، پس آن را در روزه یافتم. و طلبت الغنى، فوجدته فى القناعة: و توانگرى را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم. *- و طلبت الانس، فوجدته فى قرائة القرآن: و آرامش و همدمى را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم. و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فى حسن الخلق: و همراهى و گفتگوى با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویى یافتم. و طلبت رضى الله، فوجدته فى برالوالدین: و خوشنودى خدا تعالى را جستجو نمودم، پس آن را در نیکى به پدر و مادر یافتم. «مستدرک الوسائل، جلد ۱۲، صفحه ۱۷۳ - ۱۷۴،ح ۱۳۸۱۰»
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:36  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
با نگاهی به روایات متوجه میشویم که روایات برای گریه و اشک بر حضرت اباعبدالله (ع) شأن فوق العادهای قائلند. همچنین اگر در برنامههای سلوکی و دستورالعملهایی که اولیای الهی دادهاند دقت کنیم، میبینیم که اگر گفتهاند نماز شب و یا انس با قرآن، یکی از دستورات اصلیشان نیز انس با اباعبدلله(ع) است.
گره خوردن با ابتلای امام حسین(ع) سرعت سیر به انسان میدهد. بدون گره خوردن با امام حسین(ع) امکان حرکت صعودی و این مقام تقرب و سلوک وجود ندارد. لذا قیمت اشک و گریه بسیار بالاست مرحوم کوثری نقل کرده: آمدم خدمت امام (ره) روضه بخوانم. روز شهادت پسر ایشان حاج سیدمصطفی بود. قدری از ویژگیهای اخلاقی ایشان گفتم حضرت امام(ره) خم به ابرو نیاوردند، ولی همین که گفتم السلام علیک یا اباعبدالله(ع) ایشان به پهنای صورت شروع به اشک ریختن کردند. آیتالله العظمی مرعشی نجفی، که از مراجع تشرف یافته خدمت امام زمان(عج) بودند، فرمودند، هنگام وفاتم دستمال اشکی که ۷۰ سال اشکهایم را با آن پاک کردهام روی سینهام بگذارید. آیتالله حاج شیخ جواد تبریزی دو دستمال اشک داشتند، وصیت کرده بودند که این دو دستمال را در دو دستهای من بگذارید تا زمانیکه ملائک نکیر و منکر آمدند و گفتند چه آوردهای بگویم اشک آوردهام. آیتالله العظمی بروجردی(ره) فرموده بودند، این خاک کربلایی که در کفن من هست با آب زمزم گل کنید و وقتی مرا در قبر گذاشتید، این را به محاسن من بمالید. سیره علما را که نگاه بکنیم این بحث روضهخوان بودن از شأن و منزلت بسیار بالایی برخوردار است؛ به عنوان قسمت آخر این بحث در اینجا کلام امام خامنه ای را خدمت شما عرض کنم که ایشان فرمودند: نکند به اسم روشنفکری از خواندن روضه و مقتل غفلت بکنید، هیچ چیز جای روضه و مقتل را نمیگیرد.
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:32  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
یاحسین توضربان قلب منی
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:26  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
اگرچه واقعه كربلا از بارزترين موضوعات تاريخي است اما با توجه به روايت هاي تاريخي و منابع مربوط به اين حادثه عظيم، گاهي اختلافات واضحي در نقل حوادث و وقايع به چشم مي خورد و با وجود اين مي بينيم كه برخي روايات واقعه عاشورا را با وضوح و صداقت بيشتري روايت مي كنند. از اين رو برآن شديم كه برخي اطلاعات و ارقام مربوط به اين واقعه عظيم را ارائه كنيم.
قيام امام حسين (ع) از روزي كه بيعت با يزيد را نپذيرفت تا روز عاشورا ۱۷۵ روز به طول انجاميد كه از اين زمان، ۱۲ روز در مدينه و ۴ ماه و ۱۰ روز در مكه و ۲۳ روز در راه مكه تا كربلا و ۸ روز در كربلا (دوم تا دهم محرم) سپري شد. امام حسين (ع) ۱۸ منزلگاه ميان مكه و كوفه را براي رسيدن به كربلا پشت سر گذاشت. فاصله ميان هر دو منزلگاه ۳ فرسخ بود. تعداد منزلگاه های ميان كوفه تا شام كه اهل بيت (ع) در حال اسارت از آنها گذر كردند ۱۴ منزلگاه بود. طبق روايت شيخ مفيد ۱۲ هزار نامه از كوفه براي امام حسين (ع) فرستاده شد و در آنها از ايشان براي سفر به اين شهر دعوت به عمل آمد. تعداد كساني كه در كوفه با مسلم بن عقيل بيعت كردند ۱۸، ۲۵ و ۴۰ هزار نفر روايت شده است. تعداد شهداي كربلا از فرزندان ابوطالب كه نامشان در زيارت ناحيه مقدسه نيامده است ۱۳ نفر است. با احتساب ۳ تن از كودكان بنی هاشم كه در اين واقعه شهيد شده اند، مجموع شهداي بني هاشم به ۳۳ تن مي رسد: ۳ تن از فرزندان امام حسين (ع)-۹ تن از فرزندان امام علي (ع)-۴ تن از فرزندان امام حسن (ع)-۱۲ تن از فرزندان عقيل-۴ تن از فرزندان جعفر تعداد شهدايي كه اسامي آنان در زيارت ناحيه مقدسه و برخي منابع ديگر ذكر شده به استثناي امام حسين (ع) و شهداي بني هاشم ۸۲ تن ذكر شده كه نام ۲۹ تن دیگر هم در منابع جديدتر آمده است. ياران امام حسين (ع) از كوفه كه به شهادت رسيدند ۱۳۸ نفر بودند. تعداد سرهايي كه از كربلا به كوفه آورده و بين قبايل تقسيم شد ۷۸ سر، و نحوه توزيع آن به اين صورت بود: قيس بن الاشعث رييس بني كنده ۱۳ سر - شمر بن ذي الجوشن رييس هوزان ۱۲ سر - قبيله بني تميم ۱۷ سر-قبيله بني اسد ۱۷ سر-قبيله مذحج ۶ سر-اشخاص از قبايل ديگر ۱۳ سر. این سرها را به عنوان غنیمت می گرفتند تا با با دادن سرها به یزید پاداش بگیرند. عمر حضرت امام حسين (ع) در زمان شهادت ۵۷ سال بود. ۳۳ زخم نيزه، ۳۴ ضربه شمشير و چند زخم ديگر از حماسه عاشورا به پيكر مبارك حضرت اباعبدالله الحسين (ع) وارد شد. ۱۰ نفر با اسبهاي خود بر پيكر مطهر امام حسين (ع) تاختند. نيروهاي اردوی كوفه كه براي جنگ با امام حسين (ع) آمدند ۳۳ هزار نفر بودند كه در ابتدا ۲۲ هزار نفر ثبت شده بود. عمر بن سعد و همراهانش ۶هزار نفر - سنان و همراهانش ۴هزار نفر - عروه بن قيس و همراهانش ۴هزار نفر - شمر و همراهانش ۴هزار نفر - شبث بن ربعي و همراهانش ۴هزار نفر. سپس اين عده به افراد مزبور ملحق شدند: يزيد بن ركاب الكلبي و همراهانش ۲هزار نفر - الحصين بن نمير و همراهانش ۴ هزار نفر - المازني و همراهانش ۳ هزار نفر - نصر المازني و همراهانش ۲ هزار نفر. مهمترين شهداي عاشوراي حسيني: حضرت علي اكبر (ع)، حضرت ابوالفضل (ع)، حضرت قاسم بن حسن (ع)، عبدالله بن حسن (ع)، حبيب بن مظاهر، حر بن يزيد رياحي و زهير بن قين.همچنين مسلم بن عقيل و هاني بن عروه قبل از واقعه عاشورا به شهادت رسيدند. در روز عاشورا سر عبدالله بن عمير الكلبي، عمرو بن جناده و عابس بن ابي شبيب الشاكري در كنار سر امام حسين (ع) بود. امام حسين (ع) در آن روز در كنار سر مسلم بن عوسجه، حر، واضع رومي، جون، حضرت عباس (ع)، حضرت علي اكبر (ع) و حضرت قاسم (ع) نشست. پيكر مطهر حضرت علي اكبر (ع)، حضرت ابوالفصل (ع) و عبد الرحمن بن عمير در روز عاشورا قطعه قطعه شد. مادران شهدا مادران ۸ تن از شهدا، در روز عاشورا در كربلا حضور داشتند و شاهد شهادت فرزندانشان بودند كه عبارتند از: رباب مادر علي اصغر، حضرت زينب، مادرعون بن عبدالله بن جعفر، رمله مادر قاسم بن الحسن (ع)،بنت شليل الجليليه مادر عبدالله بن الحسن، رقيه بنت علي (ع) مادر عبدالله بن مسلم، عبده بنت عمرو بن جناده مادر محمد بن ابي سعيد بن عقيل، ام وهب مادر عبدالله بن وهب الكلبي. همچنين بر اساس برخي روايات، ليلا، مادر علي اكبر(ع) كه البته حضور ايشان در كربلا ثابت نشده است. شهدايي كه به سن بلوغ نرسيده بودند: در كربلا، ۵ نوجوان شهيد شدند كه هنوز به سن بلوغ نرسيده بودند. اين شهيدان عبارتند از: علي اصغر، عبدالله بن الحسن، محمد بن ابي سعيد بن عقيل،قاسم بن الحسن (ع)، عمرو بن جناده الانصاري صحابه رسول خدا در روز عاشورا، ۵ تن از اصحاب پيامبر اكرم (ص) به شهادت رسيدند، كه عبارتند از: انس بن حرث الكاهلي، حبيب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، هاني بن عروه، عبدالله بن بقطر العميري غلامان و برده ها ۱۵ تن از غلامان، در ركاب امام حسين (ع) شهيد شدند كه عبارتند از: نصر و سعد از غلامان امام علي (ع)، مُنجِح غلام امام حسن (ع)، اسم و قارب از غلامان امام حسين (ع)، الحرث غلام حمزه، جون غلام ابوذر، رافع غلام مسلم ازدي، سعد غلام عمر الصيداوي،سالم غلام بني المدينه، سالم غلام العبدي، شوذب غلام شاكر،شيب غلام الحرث الجابري، واضح غلام الحرث السلماني، اين ۱۴ تن در كربلا، در ركاب امام حسين (ع) به شهادت رسيدند، اما سلمان غلام امام حسين (ع) به دستور امام، راهي بصره شده بود و در آن جا به شهادت رسيد. اسيراني از ياران امام حسين (ع): ۲ تن از ياران امام حسين (ع)، ابتدا به اسارت در آمدند و سپس به شهادت رسيدند، كه اين دوتن عبارتند از: سوار بن منعم، منعم بن ثمامه الصيداوي - ياراني كه بعد از امام حسين (ع) به شهادت رسيدند: چهار تن از ياران امام حسين (ع)، پس از او به شهادت رسيدند، كه عبارتند از: سعد بن الحرث و برادرش ابوالحتوف، وسويد بن ابي مطاع (كه زخمي شده بود) و محمد بن ابي سعيد بن عقيل - ياراني كه در حضور پدرشان به شهادت رسيدند: هفت تن از ياران امام حسين (ع) در حضور پدرشان به شهادت رسيدند، كه عبارتند از: علي اكبر، علي اصغر، عمرو بن جناده، عبدالله بن يزيد مجمع بن عائذ، عبدالرحمان بن مسعود - زناني كه خواهان شركت در جنگ شدند: پنج تن از زنان، به قصد حمله يا اعتراض به خصم، از خيمه هاي امام حسين (ع) بيرون شتافتند، كه عبارتند از: كنيز مسلم بن عوسجه، ام وهب، همسر عبدالله الكلبي، مادر عبدالله الكلبي، حضرت زينب بنت علي (س)، مادر عمرو بن جناده - زن شهيد: در كربلا، يك زن در ركاب اباعبدالله (ع) به شهادت رسيد. اين زن ام وهب نام داشت كه همسر عبدالله بن عمير الكلبي بود. - زناني كه در واقعه كربلا حاضر بودند: در واقعه كربلا در روز عاشورا، چند زن حضور داشتند كه عبارتند از: حضرت زينب، ام كلثوم، فاطمه، صفيه و ام هاني كه همگي دختران اميرالمومنين (ع) بودند. فاطمه و سكينه و رقیه كه دختران حضرت امام حسين (ع) بودند. رباب، عاتكه، مادر محسن بن الحسن، دختر مسلم بن عقيل، فضه النوبيه كنيز امام حسين (ع) و ام وهب بن عبدالله.
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:24  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
مطابق احادیث، حضرت ابوالفضل(ع) دارای قامتی بلند و جسمی تنومند بود. از طرفی گفته میشود که از غذای مختصر و فقیرانه متناسب افراد همزمان خود استفاده میکرده است.از نظر عقلی (جدای از عقاید مذهبی) علت وجود این قامت و نیرو چه بوده است؟ در صورتی که برادران و پدر بزرگوارش دارای قدی متوسط بودند؟
بشر از دیر زمان به این نکته توجه داشته که یک موجود زنده، بسیاری از صفات و خصائص خود را به نسل بعد منتقل میکند و در واقع نسل بعد وارث صفات نسل قبل میشود؛ در بعضی از روایات کلمهی «عِرْق» آمده است و این عرق همان چیزی است که علم امروز به کلمه «ژن» تعبیر میکند، برای مثال، رسول اکرم(ص) فرمود: انظر فی ایّ شیء تضع ولدک فان العرق دساس «نگاه کن و ببین فرزند خود را در چه رحمی قرار میدهی؛ همانا ریشه خانوادگی راه خود را باز مینماید.» اساساً ژنها صفات والدین را از نظر روحی و جسمی به فرزندان منتقل میکنند، هرچند بعضی قابل تغییر است؛ اما در بین این صفات، انتقال بعضی از صفات مادر، مانند: جنون، حماقت و شجاعت اجتناب ناپذیر است.[1] اکنون پاسخ روشن میشود، اگر چه حضرت علی(ع) دارای قامت بلندی نبود، ولی اندامی قوی و نیرومند داشت.[2] مادر حضرت ابوالفضل(ع) از یک طایفه شجاع و دارای قامتی بلند بود. تاریخ گواهی میدهد که پدران و داییهای امالبنین از دلیران عرب بودهاند؛ افزون بر شجاعت، سالار و رئیس قوم خود هم به شمار میآمدند، به طوری که سلاطین زمان (قبل از اسلام) در برابرشان سر تسلیم فرود میآوردند؛ از این رو عقیل برادر حضرت علی(ع) به ایشان عرض کرد: در میان عرب از پدرانش شجاعتر یافت نمیشود. امیرالمؤمنین(ع) نیز مقصودش آن بود که همسری برای خویش برگزیند که زاده دلاوران عرب باشد، این جاست که میبینیم در وجود شریف ابوالفضل(ع) دو گونه شجاعت در هم آمیخته: اولی شجاعت هاشمی و علوی که ارجمندتر و والاتر از صفات مادری است و از جانب پدرش، سرور اوصیا، به او رسیده است. و دیگری شجاعت عامری (تبار امالبنین) که از طرف مادرش به ارث برده است؛ زیرا در تیره مادریش، جدی شجاع چون عامر بن مالک بوده است که به سبب قهرمان سالاری، او را «ملاعب الاسنّة»، یعنی کسی که نیزهها را به بازی میگیرد، مینامیدند.[3]حضرت ابوالفضل(ع) نیز از قانون وراثت جدا نیست و شجاعت و تنومندی پدر و مادر، به ویژه بلندی قامت را از امالبنین به ارث برده است و این حقیقت از نظر عقلی و فیزیولوژی هم مورد تأیید است. عروسی قاسم در روز عاشورا چگونه بود؟ چرا حضرت مسلم(ع) با اینکه برای کشتن ابن زیاد فرصتی به دست آورد از آن سر باز زد؟ --------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:20  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
آیا امام حسین(ع) دختری به نام «رقیّه» داشته است؟
مورخان و مقتلنویسان هنگام بیان فرزندان امام حسین(ع) به ذکر دو دختر به نامهای فاطمه و سکینه، بسنده کردهاند؛[1] برخی نیز نام «زینب» را بدانها افزودهاند؛[2] اما در هیچ یک از منابع اولیه، نامی از دختری خردسال برای امام حسین(ع) که رقیه، فاطمه صغری و یا نام دیگری داشته باشد موجود نیست و نیز این جریان که هنگام اقامت کاروان اسیران در شام دختری خردسال از امام حسین(ع) در فراق پدر و هنگام مواجهه با سر بریده پدر جان داده باشد، به چشم نمیخورد؛ ولی در برخی از کتابهای متأخر شرح حال این دختر کوچک و قصه جان سوز او در خرابه شام بیان شده است.[3] بیشتر این نویسندگان این جریان را از کتاب «کامل بهایی» ـ نوشته قرن هفتم هجری ـ روایت کردهاند. برای وجود چنین دختری دو شاهد میتوان آورد: در مقاتل گفته شده که بعد از شهادت علیاصغر، امام حسین(ع) او را به پشت خیمهها برد و دفن کرد و اکنون چنین معروف است که علیاصغر روی سینه امام حسین(ع) قرار دارد؟ «عبدالله» کدام یک از فرزندان امام حسین(ع) است؟ آیا امام حسین(ع) دختری به نام فاطمهی صغری داشته است که به هنگام شهادت ایشان در مدینه مانده باشد؟ آیا مادر علیاکبر زودتر از مادر امام سجاد با امام حسین(ع) ازدواج کرد که نام علیاکبر بر، ایشان نهاده شده است و علی اوسط و علی اصغر کدامند؟ و سن حضرت علیاکبر چقدر بوده است؟ آیا امام حسین(ع) دختری به نام سکینه داشته است و اگر چنین بوده، آیا در کربلا ازدواج کرده است یا پیش از آن؟ او در کربلا چقدر سن داشته و شوهر او چه کسی است؟ آیا این مطلب صحت دارد که همسر ایشان «مصعب بن زبیر» ـ برادر عبدالله بن زبیر ـ و قاتل مختار ثقفی بوده است و بر فرض صحت، چگونه توجیه میشود؟ اما این که آیا حضرت سکینه بعد از عبدالله بن حسن، با کس دیگری ازدواج کرده یا خیر، اقوال مختلفی وجود دارد؛ ذهبی در تاریخ اسلام میگوید: «پس مصعب با سکینه ازدواج کرد و پیش از این که به هم برسند مصعب کشته شد و بعد از او نیز چند نفر با سکینه ازدواج کردند.» ابی الفرج اصفهانی نیز در کتاب «الاغانی» چنین میگوید: اسارت اهلبیت(ع) چه مدت طول کشید؟ «علی بنالحسین» در زیارت عاشورا کدام یک از فرزندان امام است؟ تعداد فرزندان امام حسین(ع) و حضور آنها در واقعهی کربلا چگونه بود؟ --------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:18  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
آیا از حضرت فاطمه(س) دختری غیر از حضرت زینب و ام کلثوم(س) در شام مدفون است؟
امیرالمؤمنین از حضرت فاطمه زهرا(س) دارای پنج فرزند بودهاند؛ امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، زینب کبری، ام کلثوم(س) و محسن(ع) که به جور دشمنان سقط شد.[1]طبق نقل برخی از منابع ام کلثوم را زینب صغری نیز گفتهاند که کنیهاش ام کلثوم بوده است؛[2] البته علی(ع) از زنان دیگر، دختران دیگری نیز داشته است، از جمله: زینب صغری، ام کلثوم صغری که این تشابه اسمی ممکن است اشتباهاتی را ایجاد کرده باشد.[3] از میان مورخان قدیمی تنها عبیدلی مدفن زینب کبری را در مصر دانسته و نقل کرده که والی مدینه به یزید نامه نوشت و درخواست کرد که زینب کبری از مدینه اخراج شود و یزید دستور داد، زینب با تعدادی از بنیهاشم، چند روز مانده به آخر ماه رجب، روانهی مصر گردیدند. در سال 61 داخل مصر شد و در آنجا یازده ماه و پانزده روز زندگی کرد و صبح یکشنبه 15 رجب سال 62 از دنیا رفت.[4] مرحوم حسینی سابقی، اذعان میدارد که در هیچ کتابی جز «اخبار الزینبیّات» عبیدلی مطلبی از زینب دختر علی(ع) ندیده است و نیز با رد مسأله تبعید زینب به مصر میگوید: دربارهی مقابر صحابه در مصر و زینبهای مدفون در آنجا و کسانی که وارد مصر شدهاند، کتابهایی نوشتهاند، ولی به زینب کبری ـ دختر علی(ع) ـ اشاره نکردهاند، این مورخان عبارتند از: 1. عبدالرحمن بن حکم مصری (متوفی 257)، صاحب منهج السالک فی اخبار مصر و ام القری و الممالک؛ 2. ابو عمر محمد بن یوسف کندی (متوفی 354)، مؤلف ولاة مصر؛ 3. ابو محمد حسن بن ابراهیم بن ذولاق لیثی (متوفی 387) 4. عز الملک محمد بن عبدالله حرانی مسیحی (متوفی 420)، 5. قاضی سلامه قضاعی (متوفی 453)، صاحب انس الزائرین 6. ابو طاهر سیفی (متوفی 576)؛ 7. عبد القادر مقریزی (متوفی 845 )، صاحب الخطط والاعتبار؛ 8. شمس الدین انصاری مصری (متوفی 814)، مؤلف الکواکب السیارة فی ترتیب الزیارة؛ 9. شمس الدین سخاوی ( متوفی902)، صاحب رسالهی زینبیّات؛ 10. ابراهیم بن علی فخرومی مصری (متوفی 819)، مؤلف الفضائل الباهرة فی محاسن مصر والقاهرة؛ 11. سخاوی حنفی مصری (متوفی 814)، صاحب تحفة الاحباب؛ 12. عبدالرحمن سیوطی نویسندهی المحاضرة فی تاریخ مصر و القاهرة و نیز درّ السحابة فیمن دخل مصر من الصحابة؛ 13. ابن تغری بردی (متوفی 704)، مؤلف النجوم الزاهرة؛ 14. ابن دقماق (متوفی 792)، صاحب کتاب الانتصار.[5] از میان مورخان شیعه سید محسن امین قائل است که، مدفون در دمشق زینب صغری، ام کلثوم دختر فاطمه زهرا(س)، میباشد و زینب کبری در مدینه مدفون است. آیا قضیه یقه پاره کردن حضرت زینب(س) در کاخ ابن زیاد و کاخ یزید در مقابل زده شدن ضربهای بر لب و دندانهای سیدالشهدا، صحت دارد؟چگونه ممکن است این بانوی بزرگوار در برابر نامحرمان چنین کند؟ ام کلثومی که در کربلا حاضر بود، کدام ام کلثوم است و آیا ام کلثوم ـ دختر حضرت فاطمه(س) ـ در واقعهی عاشورا بوده است یا خیر؟ آیا جناب لیلا ـ مادر علی اکبر ـ و شهربانو در کربلا حضور داشتند؟ اما دربارهی حضور شهربانو در کربلا آیا این درست است که «رباب» ـ همسر امام حسین(ع) ـ تا یک سال تنها و بدون همراه داشتن شخصی محرم در کنار قبر مطهر ماند و از دنیا رفت؟ قول اول، که بعضی از مورخّان، مانند ابن اثیر در «الکامل فی التاریخ»، آن را نقل کردهاند، این است که: رباب همسر امام حسین(ع)، در کربلا حضور داشته، همراه اسرا به شام برده شد و سپس به مدینه بازگشت… و گفته شده است که او یک سال کنار قبر امام حسین(ع) اقامهی عزا نمود و سپس به مدینه بازگشت، و در حالی که از فقدان آن حضرت غمگین بود، درگذشت.[27] ابن اثیر این قول را نقل کرده است و اگر اصل آن صحت داشته باشد، هیچ گونه مانعی از این که آن بانوی معظّمه تنها و بدون شخص محرمی در کنار قبر مطهر مانده باشد، به نظر نمیرسد. اما قول دوم؛ بر مبنای روایتی است که مرحوم کلینی در «اصول کافی» که از معتبرترین کتب شیعه است، از مصقلة الطحان از امام صادق(ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: تذکر این نکته لازم به نظر میرسد که هیچ کس به طور قطع نگفته که بانوی معظمه، «رباب»، تمام یک سال را در کنار قبر مطهر مانده است، ابن اثیر هم برای این قول قائلی ذکر نکرده است؛ پس خبر اول که بر ماندن یک سال در کنار قبر مطهر و اقامهی عزا دلالت دارد که پس از آن از دنیا رفته است؛ گرفتار ضعف میگردد؛[31] آیا مادر حضرت سجاد(ع) شهربانو دختر یزدگرد بوده است و آیا سند این مطلب اعتباری دارد یا نه؟ باید توجه داشت که هر چند اصل ماجرا شهرت بسزایی دارد و در کهنترین متون تاریخی شیعه، چون وقعة الصفین،[39] تاریخ یعقوبی[40] و بصائر الدرجات[41] که همگی در قرن سوم تألیف یافتهاند، نقل شده است، اما اختلاف میان مفاد این روایات و عدم سازگاری پارهای از آنها با روایات فتوحات و غیره، آن قدر چشمگیر است که محققان معاصر، اصل داستان شهربانو و ازدواج وی با امام حسین(ع) و ولادت امام سجاد(ع) از شاهزاده خانم ایرانی را مشکوک دانستهاند؛ چنان که استاد مطهری پس از تشکیک در این باره مینویسد: دلیل دیگری که اصل داستان را خدشهدار میکند، سندی است که نشان میدهد آغاز سدهی دوم هجری، شاهزاده خانم ایرانی در خاندان هاشمی ناشناخته بوده است. این سند، نامه منصور دوانیقی در پاسخ به محمد بن عبدالله بن حسن ـ مشهور به نفس زکیه ـ است. محمد در نامهای به منصور، و پس از آنکه خود را مهدی امت خوانده و امامت و خلافت را حق خود دانسته است، منصور را به اطاعت خود فرا میخواند. منصور در پاسخ او نامهای طولانی و تهدیدآمیز مینویسد و در ضمن میگوید: پس از رحلت رسول خدا(ص) در خاندان شما برتر از علی بن الحسین(ع) متولد نشده و مادر او امولد بود.[46] نکته دیگر آن که مورخان هنگام شرح جنگهای مسلمانان و ایرانیان، داستان حرکت و عقبنشینی یزدگرد را از نقطهای به نقطهی دیگر به تفصیل نوشتهاند. براساس این گزارشها، یزدگرد و خاندان او هیچگاه در میدان جنگ نبودهاند. زمانی که جنگ قادسیه شروع شد، یزدگرد در مداین بود و پیش از آمدن مسلمانان از مداین به حلوان رفت؛ سپس از حلوان به اصفهان و از آن جا به اصطخر و کرمان و مرو گریخت.[49] در این عقب نشینیها، یزدگرد نه تنها زنان، خویشاوندان و خزانهی خود را همراه داشته است، بلکه آشپزان، رامشگران و یوزبانان او نیز همراه وی بودهاند.[50] بنابراین، دختران او کجا، کی و چگونه به اسارت مسلمانان درآمدند؟ البته با وجود قراین و شواهد ذکر شده، احتمالاً در فتح مداین کنیزکانی اسیر شدهاند؛ چنان که مجالد بن سعید از شعبی نقل میکند: «در روز فتح مداین، مسلمانان از کنیزان کسرا، تنی چند به اسارت گرفتند که مادر من یکی از آنان است.»[51] نیز بعید نیست که در فتح خراسان و شرق ایران دخترانی اسیر شده باشند؛ چنان که بلاذری مینویسد: «گفتهاند مادر علی بن الحسین(ع) سجستانی (سیستانی) است.»[52] و احتمال دارد که امام حسین(ع) یکی از این زنان را به همسری گرفته و امام علی بن الحسین(ع) از او متولد شده باشد. اگر چه این بیت در یکی از معتبرترین کتابهای شیعه آمده است؛ اما استدلال به آن به دلایل زیر مخدوش است: آیا مرقد بیبی شهربانو در نزدیکی تهران، صحت دارد؟ به این دلیل اهمیت تحقیقات یاد شده، گزارش از آن را در ذیل میآوریم: بنابراین، با توجه به شواهدی که بیان شد، نمیتوان ادعا کرد که مکان یاد شده، قبر بیبی شهربانو مادر امام سجاد(ع) است؛ البته همه این مسائل در صورتی است که افسانه فرار بیبی شهربانو از کربلا و آمدن وی به ایران را بپذیریم و حتی قبل از این بپذیریم که مادر امام سجاد(ع) نامش شهربانو بوده است؛ اما چنانکه در پاسخ پرسشهای پیشین نیز نگاشتیم، این که نام مادر امام سجاد(ع) شهربانو و دختر یزدگرد سوم، باشد سخت مورد تردید محققان معاصر است؛ چنانکه گزارش صحیح دربارهی زمان وفات مادر امام سجاد(ع) آن است که وی در مرض زایمان رحلت کرده و مسؤولیت تربیت امام سجاد(ع) بر عهده ی یکی از کنیزان امام حسین(ع) بوده است. در این زمینه به پاسخهای سؤالات مطرح شده در این باره مراجعه شود --------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:15  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
آيااين حرف درست است كه مادر امام سجاد حضرت شهربانو نبودند؟پس مادر بزرگوار ايشان چه كسي بود؟ پاسخ: اینکه مادر امام سجاد(ع) دختر يزدگرد و به نام شهربانو بوده و به افتخار عقد زناشويي حسين بن علي(ع) و مادري امام سجاد(ع) نائل شده است، از نظر مدارك تاريخي سخت مشكوك است. مورخين عصر حاضر عموماً در اين قضيه تشكيك ميكنند و آن را بياساس ميدانند. ميگويند در ميان همة مورخين، تنها يعقوبي جملهاي دارد به اين مضمون كه گفته است: مادر علي بن الحسين(ع) «حرار» دختر يزدجرد بود و حسين(ع) نام او را غزاله نهاد. ادوارد براون از كساني است كه داستان را مجعول ميداند. كريستن سن نيز قضيه را مشكوك تلقي ميكند. سعيد نفيسي در تاريخ اجتماعي ايران آن را افسانه ميداند.
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:8  توسط سیدعلی اصغرمرادی زاده
|
|